Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811116-59969S1

Date of Document: 2003-02-05

استعاره حيات ريچارد داوكينز; زندگي و نظريه ها _ 2 مايكل شريج ترجمه: كاوه فيض اللهي من به ويژه مجذوب دو اصطلاح از تينبرگن بودم ماشين رفتار و ابزار بقا هنگامي كه مي خواستم نخستين كتابم را بنويسم اين دو را در قالب يك اصطلاح كوتاه كردم; ماشين بقا در واقع، پيشگامان كامپيوتر مانند دني هيليس ( DHillis) و جان كوزا ( Koza.J) از دانشگاه استانفورد اكنون فعالانه به دنبال نرم افزاري هستند كه نرم افزار ديگري را تكثير كند. آنها براي ساخت اين نرم افزار مي خواهند به جاي مهندسي نرم افزار كه الگوي كنوني طراحي نرم افزار است، با الهام از نظريه هاي داروين نرم افزارها را به گونه اي رشد دهند كه خود راه حل ها را بيايند. پيدايش پردازشگرهاي ارزان قيمت و ساختارهاي موازي، اكوسيستم هاي ديجيتال ايده آلي به وجود آورده كه به جاي ساختن نرم افزار آن را به دنيا مي آورند. نيروي راهنماي نسل آينده راه حل هاي نرم افزاري طبيعت خواهد بود نه برنامه ريزي براساس شناخت استدلالي. بسياري از پژوهشگران، داوكينز را به خاطر بيان ماهرانه مباحث تكاملي و نيز پرورش ديجيتال بيومورف ها، پدرخوانده مفهومي جنبش حيات مصنوعي مي دانند. او همانقدر بر محيطهاي ديجيتال تسلط دارد كه بر ژنتيك مگس سركه. به همان راحتي كه نرم افزار هك مي كند، جانورشناسي را نيز هك مي كند. او براي كامپيوتر اپل II قديمي خود واژه پرداز نوشته است. داوكينز به علت برخوردار بودن از اين توانايي هاي چندگانه و تسلط بر كامپيوتر مي داند كه حيات مصنوعي همانقدر به زيست شناسي بينش مي دهد كه زيست شناسي به حيات مصنوعي داده است. داوكينز مردي خجول با حركاتي سريع است كه هر پرسشي را با احتياط و حتي بدگماني مي نگرد. محتاط و منضبط است. از نظر او گفت وگو بازي نيست. پيش از آنكه با ايده اي بازي كند آن را زير و رو مي كند. او تقريبا كاريكاتور يك مربي دانشگاه آكسفورد است _ مطالعاتي بسيار جامع و گسترده با تسلطي بر زبان كه به راحتي بين شدت و ظرافت نوسان مي كند و طنزي تلخ كه تاثيرگذار است. لئون لدرمن ( Lederman. L) فيزيكدان، و برنده جايزه نوبل، يك بار نيمه شوخي نيمه جدي گفته بود كه هدف واقعي فيزيك رسيدن به معادله اي است كه بتواند جهان را تبيين كند و در عين حال آنقدر كوچك باشد كه روي يك تي شرت جا شود. در اين نگاه، داوكينز در رابطه با انقلاب جاري تكامل، شعار زير را براي روي تي شرت خود سفارش خواهد داد: حيات نتيجه بقاي غيرتصادفي همانندسازهايي است كه تصادفي تغيير مي كنند. اگر روزي اين جمله را همه جا از آكسفورد و ام آي تي گرفته تا انستيتو سانتافي روي تي شرت دانشجويان ديديد تعجب نكنيد، اگر چه كمي عجيب است اما شعار تي شرت داوكينز در واقع مانيفست اوست. اين پيام آن بينش بنيادي كه داوكينز با آن در جايگاهي بسيار رفيع تر از صرف يك مبلغ و محرك تكاملي قرار مي گيرد را به خوبي جمع بندي مي كند. از بسياري جهات، آنچه داوكينز درباره تكامل مي گويد براي زمان ما همانقدر جسورانه است كه اصول داروين براي زمان خودش. داوكينز از آموزه هاي بنيادي انتخاب طبيعي تعريف تازه اي ارائه كرده، به شكلي كه واژگان زيست شناسي تكاملي را در قلمروهاي تازه محيط ديجيتال به كلي دگرگون ساخته است. آنچه داوكينز را از بيشتر همكاران تكامل دان خود متمايز مي سازد استقبال جدي او از تكنولوژي هاي ديجيتال به عنوان وسيله اي مناسب براي محك زدن داروين است. داوكينز براي آزمودن فرضيه هاي مربوط به تنوع ژنتيكي مجبور نيست به جزاير گالاپاگوس برود، چرا كه مي تواند به سراغ صفحه كليد كامپيوترش برود. برخلاف دانشمندان علوم زيستي كه با كامپيوتر شخصي به عنوان يك ماشين حساب برخورد مي كنند، داوكينز به طور شهودي حس كرد كه به كامپيوتر بايد همچون ابزاري براي تكامل نگريست. اگر كل ماجراي انتقال اطلاعات واقعا در ژن ها نهفته است، براي شبيه سازي چگونگي تكامل اطلاعات چه وسيله اي از كامپيوتر؟ بهتر داوكينز در شرق آفريقا به دنيا آمد و در ميان يكي از جذابترين چشم اندازهاي زيستي زمين بزرگ شد. در سال 1959 به عنوان دانشجوي ليسانس به آكسفورد آمد و سرانجام به جادوي نيكوتينبرگن (NTinbergen) زيست شناس، برجسته دانماركي طلسم شد. تينبرگن، نويسنده كتاب بررسي غريزه و برنده جايزه نوبل در زيست شناسي به خاطر كارهاي پيشگامانه اي كه در مورد رفتار جانوران انجام داد، يكي از نخستين رفتارشناسان مدرن بود (رفتارشناسان كساني هستند كه ماهيت رفتار جانوران را تبيين مي كنند ) غريزه؟ چيست كدام رفتار اكتسابي؟ است چگونه مي توان رفتار اكتسابي را از غريزي تشخيص؟ داد رفتار چگونه تغيير؟ مي كند جانوران چگونه با يكديگر ارتباط برقرار؟ مي كنند رفتار جانوران در گروه و انفرادي چه تفاوتي ؟ دارد چرا جانوران با يكديگر همكاري؟ مي كنند و چطور با هم رقابت؟ مي كنند اينها سوالاتي بود كه تينبرگن مطرح مي ساخت. رفتارشناسي همانطور كه تينبرگن پيوسته تاكيد مي كرد، يك علم زيستي شديدا ميان رشته اي است كه نيازمند آگاهي و درك روانشناسي، فيزيولوژي، بوم شناسي، جامعه شناسي، رده بندي و تكامل است. كانون توجه تينبرگن چالش هميشگي ميان دامنه رفتارهاي مشاهده شده در طبيعت و نياز دانشمند به فروكاستن اين رفتارها به مجموعه اي از اصول بنيادي بود. داوكينز با يادآوري آن دوران مي گويد عمده خاطرات من از درس هايي كه او در دوره ليسانس به ما مي داد آن است كه من به ويژه مجذوب دوتا از اصطلاحات او بودم; ماشين رفتار و ابزار بقا. هنگامي كه مي خواستم نخستين كتابم را بنويسم، اين دو را در قالب يك اصطلاح كوتاه كردم: ماشين بقا. بين داوكينز و تينبرگن ارتباط استاد / شاگردي ويژه اي پديد آمد. داوكينز پس از دو سال اشتغال در دانشگاه كاليفرنيا در بركلي به محل تحصيل خودش بازگشت و در نهايت عضو نيوكالج شد. علاقه دوگانه داوكينز به طبيعت ماشين ها و ماشين طبيعت در بحبوحه پيدايش زيست شناسي مولكولي شكل گرفت. درست چند سال پس از اكتشاف مارپيچ دوگانه در سال 1953 توسط فرانسيس كريك و جيمز واتسون، زيست شناسان مولكولي _ نه طبيعي دانان، جانورشناسان يا رفتارشناسان _ كنترل صحنه فكري زيست شناسي را در دست گرفتند. با افزايش توانايي دنبال كردن و تبيين چيستي ژنوم و نحوه عملكرد آن _ در بستر اختلاف علوم جزءنگر كلاسيك و رده بندي هاي صرفا توصيفي _ شيوه مشاهده طبيعت افراطي شد. تجربه قرن ها پرورش و تكثير جانوران، دانشمندان را به وضوح از ارتباط ميان بهره ژنتيكي و رفتار آگاه ساخته بود. مارپيچ دوگانه، سكوي پرتاب جديدي براي ارائه نظريه هاي جديد مربوط به تكامل شد. رفتارشناسي تينبرگن، براي داوكينز جوان به سرعت تبديل به عينكي مفهومي شد كه از وراي آن به جهان مي نگريست. رفتار، مثلا رفتار جوجه ها كه او در دوره فوق ليسانس بررسي مي كرد، مشاهده اي تجربي بود كه داوكينز سعي در شناسايي و تبيين آن داشت. داوكينز از طرفي بزرگ شدن جوجه ها را مشاهده مي كرد و از طرف ديگر مشغول پردازش داده هايش با دستگاه پرسروصداي نوار پانچ مدل اليوت 803 بود. استعاره ماشين _ مم ماشين _ كه با ايده هاي تينبرگن تشديد شد و همزمان به آنها استحكام بخشيد در نهايت خود را به باورهاي قوي داوكينز درباره تقدم ژن جوش داد. اگر ماشين بقا بر اساس ماشين ژن ها تعريف شود، بر سر تفكر علمي چه؟ مي آيد در ميان اين آشفته بازار الگوهاي تازه، ريچارد داوكينز رفتارشناس به سرعت به يك زيست شناس تكاملي جهش يافت. در سال 1965 ايده اي در ذهنش شكل گرفت كه درك آن به نحو حيرت انگيزي ساده بود اما در عين حال مفاهيم ضمني آن به شكل خارق العاده اي مهم بود. اصل مطلب آنكه داوكينز درباره رفتارشناسي ژن بحث مي كرد: ژن ها چگونه با يكديگر ارتباط برقرار؟ مي كنند رفتار ژن ها در گروه با رفتار آنها در حالت انفرادي چه تفاوتي؟ دارد چرا ژن ها با يكديگر همكاري؟ مي كنند و چطور با هم رقابت؟ مي كنند پرسش هايي كه رفتارشناسان درباره مرغ، غاز و شمپانزه مطرح مي كنند عملا همان نوع پرسش هايي هستند كه بايد در مورد ژنوم و ژن هايش مطرح شوند. پيش از آن كسان ديگري به اين مفهوم پرداخته بودند، اما داوكينز آن را از آن خود ساخت و با حالتي تهاجمي آن را وارد جريان غالب فرهنگ علمي ساخت. داوكينز به عنوان نخستين رفتارشناس واقعي ژن، عملا يك زيست شناس تكاملي شد. اينكه ژن ها در طول زمان چگونه رفتار مي كنند _ كدام غالب مي شود، كدام از بين مي رود، كدامشان با هم رقابت مي كنند و كدام همكاري مي كنند، كدام يك تغيير مي كند و كدام يك ثابت مي ماند _ تعريف درست يك تكامل مبتني بر جريان اطلاعات است. هنگامي كه داوكينز در سال 1976 كتاب ژن خودخواه را به چاپ رساند به آتش بحث حاكميت طبيعت يا تربيت بر انسان دامن زد، بحثي كه با ظهور زيست شناسان اجتماعي (سوسيوبيولوژيست ها ) تشديد شده بود _ به ويژه ادوارد ويلسون (OWilson. E) زيست شناس دانشگاه هاروارد در كتاب زيست شناسي اجتماعي ( )داوكينز 1975 با پيشنهاد رفتارشناسي ژن، صحنه بحث را از فرد جانور به عنوان واحد تكامل به ژن و طبيعت، تربيت و رفتار آن تغيير داد. داوكينز با ژن خودخواه، يك پل مفهومي ميان ضرورت هاي ناشي از تحليل گري در زيست شناسي مولكولي و رده بندي هاي جانورشناسي، روانشناسي و جامعه شناسي به دانشمندان عرضه به كرد عبارت ديگر استعاره ژن خودخواه نه تنها بستر مهمي براي تبيين رفتار انسان و جانوران ايجاد كرد، بلكه براي زيست شناسان مولكولي نيز چارچوبي فراهم آورد كه برهمكنش هاي ارگانيك ژن ها را بررسي كنند. اين استعاره از سطح مارپيچ دوگانه تا برهمكنش هاي انساني همه جا كاركرد دارد. اما داوكينز با توجه به غنا و پيچيدگي حيات روي زمين با رغبت مي پذيرد كه رفتارشناسي ژن به تنهايي آنقدر محكم نيست كه تكامل را تبيين كند. بنابراين از يك نگرش دارويني به فرهنگ نيز بهره مي گيرد. داوكينز مفهوم مم ( meme) را مطرح مي سازد _ ايده اي كه به تعبير فصيح ويليام باروز (WBurroughs) آن را ويروس ذهن مي توان ناميد. مم ها با وراثت فرهنگي همان نسبتي را دارند كه ژن ها با وراثت زيستي. براي مثال، مم طالع بيني درست همانطور كه يك كرم قلابدار روده هاي شخصي را آلوده مي سازد، مي تواند ذهن يك نفر را انگلي كند. ايده ها _ مانند ژن ها _ مي توانند با هم رقابت كنند، همكاري كنند، جهش يابند و حفظ شوند. انتخاب طبيعي روي آنها هم عمل مي كند. داوكينز به عنوان اصل موضوع مي پذيرد كه تكامل انسان، تابعي از تكامل همراه ژن ها و مم هاست. Magazine 1995Wierd comfrom.think 2