Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811116-59968S4

Date of Document: 2003-02-05

بهانه گيري آمريكا اردشير زارعي قنواتي بسياري از صاحبنظران از قبل چنين پنداشته بودند كه ملاقات توني بلر با جورج دبليو بوش در كمپ ديويد آخرين رايزني در خصوص بحران عراق خواهد بود. اما برخلاف آنچه تحت تاثير چيدمان نيرو در منطقه و گفته هاي مقامات آمريكا براي قريبالوقوع بودن عمليات نظامي بيان شده واقعيات نشان مي دهد كه مسئله از پيچيدگي هاي بس بزرگ تري تاثير مي پذيرد. انشقاق در جامعه جهاني و افكار عمومي كه بر طبق آخرين نظرسنجي روزنامه تايم 84 درصد مردم جهان، آمريكا را بزرگ ترين خطر عمده براي صلح جهاني مي دانند، به همراه فعال شدن محور اروپايي مخالف جنگ بدون شك مهم ترين موضوع نشست كمپ ديويد بوده است. هر چند كه در پايان اين نشست از سخنان بوش و بلر همچنان بوي جنگ و حتمي بودن آن به مشام مي رسيد اما اين كه بوش تلويحا مي پذيرد، بايد منتظر صدور قطعنامه شوراي امنيت بماند مويد آن است كه نمي توان ديگران را ناديده تونلي بلر گرفت در كمپ ديويد نامه هشت رهبر اروپايي را در حمايت از آمريكا در جيب داشت تا به بوش ارائه كند ولي به درستي مي دانست كه اين نامه حاصل ديدگاه هاي مردم جوامع فوق نبوده است. به همين دليل توانست جورج بوش را متقاعد كند تا فرصت ديگري براي بازرسي و نقش شوراي امنيت قائل شود. شايد بلر بهتر از آمريكاييان مي داند كه ايستادگي در مقابل اراده و خواست جهاني حتي در صورتي كه هدف آساني مدنظر باشد به دور از سياست ورزي و آينده نگري خواهد بود. رئيس جمهورآمريكا بلافاصله پس از نشست كمپ ديويد اظهار نمود در صورتي كه قطعنامه جديد از سوي شوراي امنيت بدين مفهوم باشد كه به مقامات عراقي بفهماند كه جهان مي خواهد عراق خلع سلاح شود آمريكا ازآن استقبال توني مي كند بلر نيز در اين خصوص مي گويد ضروري است كه جامعه جهاني با هم متحد شوند و به مقامات بغداد نشان دهند كه اقدامات عراق غيرقابل قبول است. تا اين جا مشخص شده كه بوش سعي مي كند با دادن فرصتي چند هفته اي شوراي امنيت را وا دارد تا با صدور قطعنامه اي آخرين اتمام حجت را به عراق اعلام كند. چنين مصالحه اي در شوراي امنيت آن گونه كه مد نظر آمريكا است مي تواند بهترين حالت براي آنان به حساب آيد و بسياري از فشارهاي كنوني را از دوش آنان بردارد. از جنبه اي ديگر پذيرش تلويحي تعيين تكليف در شوراي امنيت توسط آمريكا نيز براي جامعه جهاني يك گام مثبت تلقي مي شود كه نقض كننده يكجانبه گرايي در خصوص حمله به عراق خواهد بود. مسلم است كه پيچيدگي حقوقي مكانيزم تصميم گيري در شوراي امنيت و هزار توي سازمان ملل به خصوص در شرايطي كه اكثريت نيز تمايل به حل مسالمت آميز بحران كنوني دارند چندان به نفع آمريكا تمام نخواهد شد. آمريكاييان احتمالا به جلسه پنجم فوريه كه كالين پاول سعي خواهد كرد اعضاي شورا را با ارائه اسناد محرمانه تحت تاثير قرار دهد اميد زيادي بسته اند. وزير خارجه آمريكا ظاهرا مي خواهد اسناد تازه اي از فعاليت تسليحاتي و ارتباط عراق با تروريسم بين المللي را به شوراي امنيت ارائه كند. احتمالا اسناد جديد و محرمانه اي كه پاول با خود به شوراي امنيت مي برد يكسري گزارشات منابع اطلاعاتي و ادعاهاي عوامل مرتبط با معارضين عراقي متحد آمريكا است و چيز تازه اي كه بتواند تاثير مشهودي بر آراي اعضاي شوراي امنيت بگذارد نخواهد بود. چنين گماني در آنجا تقويت مي شود كه در هفته گذشته چه در سخنان ساليانه بوش و چه در اظهارات بعدي مقامات اين كشور سعي بسياري شده است تا بار ديگر گزينه تروريسم و ارتباط عراق با آن در كانون توجه قرار گيرد. اين در حالي است كه تاكنون چيزي كه بتواند دخالت عراق را در خصوص تروريسم بين الملل اثبات كند مشاهده نشده است و اتهام همكاري گروه انصارالاسلام نيز بنا به دلايلي پذيرفتني نيست. اول اينكه گروه انصار در منطقه كردستان عراق مستقر است كه تحت حاكميت متحدان آمريكا است و دولت عراق هيچ گونه قدرت و نفوذي در آنجا ندارد. دوم چگونه ايالات متحده با اين همه توانايي آن هم در منطقه تحت نفوذ خود در كردستان عراق قادر نبوده تاكنون كه بيش از يك سال از موجوديت گروه انصار مي گذرد آنان را درهم بكشند. سوم آنكه گروه انصار در كردستان عراق به صورت زيرزميني فعاليت نمي كند كه گفته شود يافتن آنان مشكل خواهد بود. بلكه حقيقت آن است كه اين گروه در آنجا منطقه جغرافيايي خاصي را در اشغال دارد كه در منتهي اليه شمال شرقي عراق است و با سرزمين اصلي بيشترين فاصله را دارد. چهارم اينكه مطمئنا اگر عراق مي خواست از آنان استفاده كند بهترين مكان براي چنين گزينه هايي عمق خاك عراق است تا امكان تسليح و رهبري آنان به بهترين نحو ممكن فراهم شود. آمريكايا به عمد يا به سهو هميشه اصرار دارد تا تمام مخالفين و منتقدان خود در جهان را يك كاسه كند و چنانچه با يكي از آنان به تقابل رسيد تهديدات خود را نصيب همگي آنان نمايد. همين نگرش موجب شده است تا بوش يك باره سه كشور متناقض با هم را در يك قالب به عنوان محور شرارت معرفي كند. در حالي كه اين يك واقعيت عيني است كه رويكرد جديد آمريكا هم اكنون تمامي جامعه جهاني را در صف چالش گران با اين كشور قرار داده است. بحران عراق هم اينك تبديل به يك بن بست در روابط بين آمريكا و جامعه جهاني شده است. آنان از ابتداي شروع بحران آنچنان برگزينه نظامي تاكيد كرده اند كه راه هر گونه حل صلح آميز مناقشه را مسدود كرده اند. مطمئنا در پنجم فوريه نيز در شوراي امنيت اتفاق خاصي نخواهد افتاد و تنها مي تواند اصرار شود تا عراق همكاري بيشتر و شفاف تري را با بازرسان به عمل آورد. حتي فرانسه، روسيه، چين و اكثريت اعضاي شورا به لحاظ احتمال سوءاستفاده آمريكا از چنين قطعنامه اي كه بتواند به عنوان ضربالاجل تلقي شود سعي دارند از صدور آن خودداري كنند. اصولا بحث جامعه جهاني اين نيست كه رژيم حاكم بر عراق موجه است يا اينكه سلاح كشتار جمعي ندارد، بلكه مسئله براي آنان اين است كه در هر شرايطي بايد تلاش شود تا خلع سلاح و بحران موجود به طور مسالمت آميز حل شود و از بروز فاجعه