Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811116-59965S1

Date of Document: 2003-02-05

بنگلادش، دلتاي ناآرام مهندسي آب، كليد توسعه پايدار ( بخش پاياني ) بخش نخست اين مقاله با عنوان مهندسي آب كليد توسعه پايدار در صفحه 5 همشهري روز يكشنبه 13 بهمن ماه درج شده است. بالا رفتن سطح دريا با چه شدتي در بنگلادش ا ثر خواهد گذاشت تا حدي، به اين امر مربوط مي شود كه ساختن سدها و آبراه هاي انحرافي رودها با چه سرعتي پيش مي رود و ميزان پايين رفتن سطح آبهاي زيرزميني چقدر است. اگرچه در اين منطقه سيل هاي سالانه بسيار شديدند و مي توانند به حدود يك سوم محصولات دشتهاي سيلابي صدمه بزنند، بخش عظيمي از دلتا در بقيه سال دچار كمبود باران است و در نتيجه انگيزه زيادي براي منحرف كردن آب رودخانه ها براي مصارف كشاورزي به جود مي آيد و اين آبراههاي انحرافي بر ميزان رسوباتي كه براي جبران نشست طبيعي زمين موجودند تاثير شديدي مي گذارند. بر اساس اطلاعات محدود موجود، پژوهشگران موسسه وودزهيل به اين نتيجه رسيده اند كه در بنگلادش تشديد پايين رفتن آبهاي زيرزميني در حال تاثيرگذاري بر ميزان نشست طبيعي دلتاست. بين سالهاي 1978 تا 1985 تعداد چاههاي حفر شده در اين كشور حداقل 6 برابر شده است. تاكنون بيش از صد هزار حلقه چاه كم عمق و 20 هزار چاه عميق تر شمارش شده اند. بررسي نمونه هايي از رسوبات مويد آن است كه پايين رفتن آبهاي زيرزميني ممكن است ميزان نشست دلتا را حداقل به دو برابر حد طبيعي آن افزايش داده نيمي باشد از اين كشور در زمينهايي با بلندي كمتر از 5 متر واقع شده است. در طرح بهترين حالت كه بالا رفتن سطح آب 13 سانتيمتر است ميزان زمينهايي كه تا سال 2050 از دست مي روند ناچيز است و به كمتر از يك درصد كل زمينهاي كشور ولي مي رسد در طرح بدترين حالت كه ميزان بالا رفتن سطح دريا 144 سانتيمتر فرض %شده 16 زمينهاي كشور از بين خواهد رفت و در بدترين حالت واقعي بالا رفتن محلي سطح دريا به 209 سانتيمتر مي رسد %و 18 زمينهاي قابل سكونت به زير آب خواهند رفت و در نتيجه اين امر 17 ميليون نفر به پناهنده زيست محيطي تبديل خواهند شد. طرح بدترين حالت واقعي نشان مي دهد كه تا سال 2010 سي و پنج درصد جمعيت كشوربنگلادش چيزي حدود 38 ميليون نفر مجبور به تجديد اسكان خواهند شد. چنين وضعيتي تاثيرات اقتصادي بسيار ويرانگري خواهد داشت. چون تقريبا يك سوم توليد ناخالص ملي بنگلادش از سرزمينهايي كه ممكن است از دست بروند به دست مي آيد، بنگلادش كه هم اينك نيز كشور فقيري است مجبور خواهد شد زندگي مردم خود را با بنيان اقتصادي بسيار كوچكتري تطابق دهد. تلفيق اثرات گرم شدن آب و هوا با اثرات بالا رفتن سطح دريا موجب مي شود توفانهاي گرمسيري به شمار بيشتر و به گونه اي مخربتر بروز كنند، در نتيجه خسارات جاني بيشتر مي شود و قابليت سكونت مناطق ساحلي هر چه بيشتر كاهش مي يابد. تندبادهايي كه قبل و بعد از فصل بارندگي از خليج بنگال برمي خيزند هم اكنون به شكل منظمي بخش جنوبي بنگلادش را ويران مي كنند. اكنون به طور متوسط هر /1 5 سال تند باد شديد در كشور روي مي دهد. امواج توفاني بلندي كه ارتفاعشان 6 متر بيش از حد طبيعي است مي توانند تا 200 كيلومتر داخل كشور نفوذ كنند. طبق برآوردها در فاصله 1945 تا 1975 كل اموالي كه در اين منطقه در اثر توفان از بين رفته است به 7 ميليارد دلار بالغ مي شود و در سال 1970 كه امواج آب تقريبا 35 درصد از بنگلادش را فرا گرفت حدود 300 هزار نفر جان خود را از دست دادند. تاثيري كه توفانهاي قويتر بر اين كشور پرجمعيت خواهند داشت غيرقابل تصور است. بايد ديد آنهايي كه در اثر بالا آمدن آب دريا ترك مكان مي كنند كجا؟ مي روند ميليون ها پناهنده زيست محيطي به قسمتهاي مركزي تر مي روند و در آنجا مجبورند بر سر غذا و آب و زمين كه هر سه كميابند با توده محلي آنجا به رقابت برخيزند و چه بسا كه نزاع هاي منطقه اي درگيرد. به علاوه احتمال دارد كه تنش هاي موجود بين بنگلادش و همسايه غربي آن يعني هند در اثر ورود پناهندگان زيست محيطي بنگلادش به هند افزايش يابد و بالاخره تركيبي از بالا رفتن سطح دريا و توفانهاي شديدتر و تخريب دلتاي بنگال ممكن است چنان آسيبي به منطقه وارد كند كه ديگر آنچه امروز به عنوان بنگلادش شناخته مي شود واقعا از صفحه روزگار محو منطقه گردد قابل سكونت مصر حتي از بنگلادش پرجمعيت تر است. مصر با تمام بزرگي اش يك صحرا است و %فقط 4 زمينهاي كشور قابل كشت زرع و سكونت است و جمعيتي معادل 1800 نفر در هر كيلومتر مربع را تامين مي كند. رودخانه نيل و دلتاي آن كه تقريبا تمام زمينهاي مولد كشور را دربر مي گيرد شاهرگ اقتصادي مصر محسوب مي شود. امروزه سدبندي روي رودخانه نيل سهم رسوبات و آب تازه اي را كه توسط آن به درياي مديترانه مي ريزد به مقداري ناچيز تقليل داده است. در بررسي انستيتوي وودزهيل خاطرنشان شده است كه به سبب سدبندي روي رودخانه نيل فقط طرحهاي بدترين حالت و بدترين حالت واقعي شامل حال مصر مي شوند. زيرا قسمت اعظم رسوباتي كه بايد نشست زمين دلتا را جبران كند در بالاي رودخانه به دام مي افتند. در نتيجه تا سال 2050 بالا رفتن سطح دريا در اين منطقه چيزي بين 110 و 144 سانتيمتر خواهد بود %و 19 از زمينهاي قابل سكونت مصر را كه فعلا هم كميابند غيرقابل زيست خواهد كرد. اگر حد بالاي افزايش صورت بگيرد بيش /8 5 از ميليون نفر از مردم مصر مجبور خواهند شد تا در مقابل هجوم دريا خانه هاي خود را ترك كنند و اين %كشور 16 از توليد ناخالص ملي خود را از دست خواهد داد. تا سال 2100 بالا رفتن سطح دريا چيزي بين 257 و 332 سانتيمتر خواهند بود و %تا 28 زمينهاي قابل سكونت را سيل فرا خواهد گرفت و تقريبا معادل همين نسبت - %يعني - 24 از جمعيت و بازده اقتصادي كشور در اين ماجرا درگير خواهند شد. چندين درياچه كم عمق و نمك دار كه در طول ساحل قرار دارند و نيمي از ماهيگيري كشور در آنها صورت مي گيرد نيز به خطر خواهند افتاد. گرچه به نظر نمي رسد كه نه بنگلادش و نه مصر هيچ يك سهم برجسته اي در انتشار گازهاي گلخانه اي و يا افزايش سطح دريا داشته باشند ولي هر دوي آنها نظارت قابل ملاحظه اي بر سطح محلي دريا اعمال مي كنند. شدت تخريب و نشست هر يك از اين دو دلتا به سياستهاي توسعه اي كه در آينده نزديك انتخاب خواهند شد بستگي خواهد داشت. احتمالا در نقشه هايي كه در سال 2100 توسط كارتوگرافان ترسيم خواهد شد بسياري از كشورها به علت افزايش سطح دريا خطوط ساحلي تازه اي خواهند داشت. همچنين اين امكان هست كه در اين نقشه ها حذفي مهم صورت گرفته باشد. زيرا تا آن سال، اگرچه همه چيز به همين شكل فعلي ادامه يابد احتمالا دريا جزاير مالديو را خواهد اين بلعيد كشور كوچك كه از جزيره 1190 ساخته شده در هيچ جا ارتفاعي بيش از دو متر اگر ندارد حداقل بالا رفتن سطح دريا معادل همان دو متر باشد تمام كشورها در دريا فرو خواهد اگر رفت سطح دريا يك متر بالا برود - و اين كاملا در چارچوب افزايشي است كه انتظار مي رود در قرن آينده صورت بگيرد - به قول پرزيدنت قيوم يك موج توفاني دريا ممكن است فاجعه آميز و حتي كشنده باشد. نواحي ديگري كه به همين نحو در معرض خطر قرار دارند عبارتند از: جزاير كريباتي و تووالو در اقيانوس آرام و جزاير مارشال. كشورهاي صنعتي كه در يك قرن گذشته شديدا به احتراق سوختهاي فسيلي وابسته بوده اند، بايد مسئوليت اصلي گرم شدن كره زمين و نتايج حاصله از آن را بر عهده بگيرند و تا زماني كه آنها نسبت به كشورهاي در حال توسعه از موقعيت مالي بسيار بهتري برخوردارند و مي توانند انجام اقدامات تكنولوژيك علاج بخشي را كه براي نجات مناطق ساحلي و زمينهاي مسكوني لازم است به عهده بگيرند (و بدين طريق از شدت مساله پناهندگان زيست محيطي بكاهند )، اين عمليات هزينه بسيار سنگيني براي آنان خواهد داشت. در سه دهه گذشته هلنديها براي عقب نگاهداشتن دريا ده ها ميليارد دلار صرف ساختن سدها و سيستمهاي پمپ كننده آب كردند و با بالا رفتن سطح دريا ده ها ميليارد دلار صرف ساختن سدها و سيستمهاي پمپ كننده ديگر هم فقط براي نگهداري اين سيستم و نجات منطقه دلتايي خود خرج كردند. گرچه اين هزينه ها زيادند ولي باز هم در مقايسه با آنچه آمريكا با توجه به 19000 كيلومتر خط ساحلي خود مجبور است براي حفظ يكپارچگي قلمرو خود خرج كند بسيار ناچيز مي نمايند. جمشيد ثابتان فدايي كارشناس ارشد آبخيزداري