Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811116-59963S2

Date of Document: 2003-02-05

واتسلاو هاول در گفتگو بابي. بي. سي مي خواهم آزاد باشم واتسلاو هاول، سياستمدار، نمايشنامه نويس و از مخالفان دولت چكسلواكي پيشين كه بعدها به رياست جمهوري اين كشور و پس از آن به رياست جمهوري چك برگزيده شد هفته گذشته از قدرت كناره گيري كرد. شبكه خبري بي. بي. سي با او گفتگويي انجام داده كه مي خوانيد: * آقاي رئيس جمهور مي خواهم از دهه 1970 شروع كنم. نمي دانم چرا زندگي راحت تري را انتخاب نكرديد، چرا مقاومت را ضروري؟ دانستيد - خوب، من به اصطلاح مخالف بودم. اما اين به آن معني نيست كه من زماني در يك لحظه خاص تصميم گرفتم اين كار دشوار را در پيش بگيرم و آن را به هر كار ديگري ترجيح بدهم. زنجيره اي طولاني از اقدامات و گام هاي مختلف وجود داشت كه هر كدام از آنها انسان را مجبور به انجام رفتارهاي بعدي مي كرد. يكي بعد از ديگري و ديگري و ديگري. و يك روز انسان درمي يابد كه به يك مخالف تبديل شده بدون آنكه از ابتدا بخواهد اينطور باشد. اكنون * گفتن اينكه آن جريان ها اجتنابناپذير بوده، آسان است، اينكه نيروهاي تاريخي در صحنه نقش داشتند و اتحاد شوروي بايد فرو مي پاشيد. زماني بوده كه فكر كنيد هرگز پيروز ؟ نمي شويد - من همواره اميدوار بودم، اما به نظر مي رسيد كه با محاسبه اينكه فردا، پس فردا و در 10 5 يا روز پيروز مي شويم به جايي نخواهيم رسيد. همواره اين خطر كه همه كارها بي نتيجه و غير ضروري است و به زودي به فراموشي سپرده مي شود وجود در دارد سال 1967 من در سفر به شوروي بودم. به همه جمهوريهاي آن سفر كردم. احساس كردم در يك امپراطوري استعماري غريبه هستم و احساس كردم بالاخره اين امپراطوري از درون منفجر مي شود و نمي تواند براي هميشه اينطور باقي نمي دانستم بماند اين اتفاق طي سال 20 روي مي دهد يا 50 سال ولي بيشتر فكر مي كردم طي 50 سال روي دهد. * وقتي شنيديد پاره هاي كشور چكسلواكي (چك و اسلواكي ) ديگر نمي تواند يك كشور باقي بماند چقدر احساس بدي پيدا؟ كرديد - هنوز اميدوار بودم كه بتوانيم راهي براي ايجاد فدراسيوني ايجاد كنيم كه دو كشور بتوانند در كنار هم زندگي كنند. من آن را فدراسيون واقعي مي خواندم. به هر حال مذاكرات ادامه يافت و به جدايي دو كشور منجر شد. من استعفا دادم زيرا براي رياست جمهوري يك كشور قسم خورده بودم. اما بعد از طي مدتي به اين نتيجه رسيدم كه اين جدايي ابعاد مثبتي هم دارد و البته اين حقيقت كه اين جدايي در صلح اتفاق افتاد بسيار مهم و خوب است. * شما شخصا در مقابل رژيم شوروي ايستاديد و از مردم خواستيد با ميلوسويچ در صربستان مبارزه كنند. آيا فكر مي كنيد مقابله با صدام حسين جايگاهي؟ دارد - ميليون ها انسان شيطاني در دنيا وجود اينكه دارد فردي شرور است براي توجيه جنگ كافي نيست. پرسش اينجاست كه آيا اين فرد واقعا منطقه و بشريت را تهديد مي كند. رژيم صدام حسين خطرناك و جنايتكار است و مردم را شكنجه مي دهد. مي دانيم كه چطور به هزاران كرد ستم كرد و آنها را با نوعي گاز، مانند حشره يا حيوان مورد حمله قرار داد. من شخصا ترجيح مي دادم اين رژيم در جريان جنگ خليج فارس در سال 1991 از ميان مي رفت. * انتقاد مهمي كه به شما مي شود اين است كه براي خود جانشيني انتخاب نكرده ايد و اين ممكن است موجب شود كه كسي روي كار آيد كه خوشايند شما نباشد. - شايد من دمكراسي را خيلي زياد جدي گرفته باشم، اما تصور كنيد كه مثلا پرزيدنت كلينتون، پرزيدنت بوش را به عنوان جانشين انتخاب مي كرد يا بوش پدر، كلينتون را به عنوان جانشين بعدي انتخاب مي كرد. اين شيوه كار نيست. در نظام دمكراتيك، كسي جانشين خود را انتخاب نمي كند. * از حالا به بعد قصد داريد چه كنيد، چون بايد از شركت در نشست هاي كسالت بار خسته باشيد و فكر مي كنم بخواهيد دوباره بنويسيد. - قصد من حداقل در حال حاضر اين است كه از انظار عمومي كنار بروم تا بتوانم مطالعه كنم، فكر كنم و بنويسم. نمي دانم چه چيز مي نويسم و به كسي هم قولي نمي دهم. مي خواهم آزاد باشم و شايد در شش ماه، يا پنج سال چيزي بنويسم و شايد هم اصلا ننويسم. من در انتظار اين آزادي هستم. در انتظار اينكه براي تعطيلات آخر هفته هيچ كار نداشته باشم. البته منظورم اين نيست كه كاملا كنار مي كشم و ديگر كسي از من چيزي نمي شنود.