Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811116-59958S2

Date of Document: 2003-02-05

رفت و آمد عجيب اميرحسين مهدوي افزايش بي سابقه قيمت نفت خام، تدوين اولين برنامه جامع آزادسازي اقتصادي و دولتي با ميليون 22 راي پشتوانه. همه چيز مهياي آغاز اصلاحات اقتصادي بود. سال 1378 برنامه اي با توافق كلي عرف كارشناسان اقتصادي و براي نيل اقتصاد ايران به سوي بازار تهيه شده بود با قلب ماهيت از سوي دولت روانه پارلمان شد. نرخ ارز مهمترين متغير برنامه بود كه در واپسين لحظه هاي تقديم به پارلمان تغيير كرد. با جلوگيري از افزايش نرخ ارز همپاي تورم در طول سال هاي 79 تا 83 منابع لازم جهت وفاداري به جدول ماده 60 برنامه تامين نشد. در اين ماده درآمدهاي نفتي 5 سال برنامه پيش بيني شده بود و مازاد آن به صندوق ذخيره ارز واريز مي شد. اما تغيير راي دولت باعث شد تا از سال اول اجرا، سقف اين ماده اصلاح شود. مجلس پنجم هم در دو فصل مهم برنامه را از مسير خارج كرد. ادغام جهاد و كشاورزي، صنايع و معادن و نفت و نيرو سه تكليف بزرگي بود كه مجلس روي دست دولت دولت گذاشت در برابر خواسته سوم به تشكيل شورايي مجازي با عنوان شوراي عالي انرژي بسنده اما كرد مشكل مهمتر الزام دولت به عدم افزايش كالاهاي دولتي بيش از 10 درصد در سال بود. چيدمان اين تصميمات خط كلي برنامه سوم توسعه را محو كرد. محمدعلي نجفي واضع و ناظر برنامه سوم توسعه است. او با تشكيل دولت دوم خرداد به رياست سازمان برنامه و بودجه منصوب شد. پيوند اين دكتراي رياضي با نظام بودجه ريزي و هماهنگي او با تيم نوگراي سازمان برنامه كه در سياست هاي دوران جنگ نوگرا و در برنامه نويسي خود سنت اقتصاد جمهوري اسلامي بودند باعث شد تا برنامه سوم به سند كم نظير سياست هاي اصلاحي اقتصاد بدل اما شود دغدغه اوليه خاتمي تا پايان تدوين برنامه هم او را رها نكرد. رئيس جمهور پيش از انتخاب نجفي گفته بود سياست من انتصاب غيراقتصاددان به رياست سازمان برنامه و بودجه است. چه ظن دوستان رئيس جمهور به بي اعتنايي برنامه ريزان دوران سازندگي به عدالت اجتماعي او را رها نكرده بود. محمدرضا عارف رئيس بعدي هم زمانه را با همين برنامه ادامه داد تا خاتمي در پايان اقتصادداني از انجمن مدرسين دانشگاه ها و وفادار به طيف چپ اقتصاددانان نظام را برگزيد. گويا او برنامه داشت تا در نهايت اقتصادداناني با دلمشغولي عدالت را اما برگزيند در اين ميانه مشخص نشد چرا خاتمي برنامه نويساني از تفكر ديگر را برنگزيد و چرا به آنان اجازه اجراي قانوني را كه نوشتند نداد.