Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811116-59955S4

Date of Document: 2003-02-05

ستاره هايي با لهجه روسي راجر ابرت ترجمه: مريم نجمي فيلم هايي با مضمون زيردريايي داراي منطقي مشابه شطرنج است: هر چه بازي بيشتر طول بكشد كمتر امكان حركت پيش مي آيد. ك _ رسم 19 و رسوماتي مانند فيلم قايق نجات و طعمه اكتبر سرخ دارد. آنچه قابل تغيير است هميشه چيزهايي مثل اكسيژن، آب، فشار و دشمن است. آيا انسان ها مي توانند نفس بكشند وقتي كه زيردريايي فشار مي آورد و آن را از بين؟ مي برد زيردرياييك _ 19 كاربرد تاكتيكي در جنگ ندارد و از اين رو هيچ مسئوليت حادي ندارد. اما داستان دچار رفتار مرگباري است آيا راكتورهاي سطحي ذوب شده موجب انفجار هسته اي و جنگ جهاني؟ مي شود فيلم در سال 1961 اتفاق مي افتد در اوج جنگ سرد و براساس يك رويداد واقعي پايه ريزي مي شود يك زيردريايي هسته اي جديد قبل از اين كه به شكل كشتي در آيد ماموريتي دارد و اولين ماموريتش را بايد به خوبي پيش برد. بيشتر مشكلات براي ناخداي اصلي _ پلنين _ ليام نيسون ) شناخته شده بودند، در حالي كه او بر كارآمد نبودن زيردريايي بعد از تست و آزمايش پافشاري مي كرد. به ناچار سوار شدن كشتي به ناخدا پيوست. الكس وستريكف (هريسون فورد ) مقام او را پايين آورد و با دختر خانواده پوليتامبرو ازدواج كرده بود. هر دو افسر دريايي با هم رقابت مي كردند و پلنين بهترين رابطه را با وستريكف برقرار كرده بود. افراد پلنين او را به عنوان كاپيتان قبول داشتند و از او پيروي مي كردند و حتي بعد از اين كه وستريكف دستور داد تا زيردريايي براي تست، آماده شود (مانند اين تصاوير به همراه صدا در آمدن و جيرجير كردن بدنه زيردريايي در اينگونه فيلم ها ضروري است ) بيشتر تصاوير درخشان طي چند دقيقه در اتاق فرمان اتفاق مي افتد جايي كه چهره ها و چشم هاي افرادي كه منتظر ترك خوردن بدنه زيردريايي هستند به طرز دراماتيك روشن و خاموش مي شود. هنرپيشه هايك _ 19 هيجان ديگري را مي آفرينند. اگر يكي رئيس بود و ديگري جايگاهي نامعلوم داشت فقط يك صحنه سريع و بدون جاذبه هاي دراماتيك را به وجود مي آورد. اما از آن جا كه وستريكف و پلنين اعتماد به نفس و اراده داشتي، رقابت آن ها موجب پايداري شان مي شد. ماموريت زيردريايي اين بود كه بر طبق نقشه هاي جاسوسي كندي، نيروي هسته اي زيردريايي اتحاد شوروي را نابود كند. خراب كارهاي آمريكايي بر سفر زيردريايي سايه انداختند و اين طور وانمود كردند كه هدف اين ماموريت زياد خوشايند به نظر نمي رسد. وقتي كه سانحه يكي از راكتورهاي هسته اي را فرا مي گيرد بازي تغيير مي كند، اگر راكتور، كشتي آمريكايي را منفجر و ويران مي كرد آيا اين رويه او در نتيجه، اعتراف به عنوان شروع جنگ تلقي ك؟ مي شد _ 19 مي توانست افرادش را در قايق نجات قرار دهد اما براي وستريكف فكر دستيابي به تكنولوژي جديد آمريكا يك اولويت بود از اين رو دو انتخاب وجود داشت تعمير راكتورها يا ويران شدن مشكلات قايق زياد بود مسئول اصلي راكتورك _ يك 19 فرد مجرب بود كه با الكل آتش گرفته بود و شخص جديدي كه تحصيلات آكادميك داشت جاي او را گرفت. اين مرد، واديم (پيتر سارسگارد ) گرچه با تجربه بود، اما از سگ چنان مي ترسيد كه در فيلم مي بينيم وقتي سانحه اتفاق مي افتد او منجمد مي شود. همزمان با گرم شدن مركز راكتور، خدمه با وسايل براي تعمير مي آيند _ از طريق برگرداندن آبهاي سطحي _ اما آن كار موجب مي شود افراد براي جوش دادن و تعمير آن ها به داخل راكتورها بروند. آن ها بايد لباس هاي محافظ از راديواكتيو بپوشند اما افسوس ناخداها مي گويند كه انبار خراب شده است و آن ها بايد لباس ضد شيميايي به جايش بپوشند ديالوگ نيسون شنيدني است: احتمال دارد كه مجبور شويم باراني بپوشيم. تصاوير نفس گير در تعمير راكتور سخت و دردناك است و كارگردان _ كاترين بيگلو نقطه تعادلي بين افرادي كه در محدوده امواج راديويي به مدت 10 دقيقه كار مي كنند ايجاد مي كند. همين طور تضاد و هيجان را بين دو ناخدا افزايش مي دهد، وسعت گرفتاري به بيماري هاي اشعه اي دلخراش است و به اين دليل شورش عمل فكر نشده اي به حساب نمي آيد و در مسكو K_واقعه 19 اين ترديد را ايجاد مي كند كه آن زيردريايي به وسيله خائنين تصاب شده است. محدودكننده هاي رواني و ذهني زيردريايي براي فيلمساز ايجاد مشكل او مي كند تنها دوربين هايش را در مسير لوله هاي باريك عقب و جلو مي برد و همين عمل او هيجان را زياد مي كند و ما تصاوير گروه، كوچكي از افرادي كه جداگانه با هم كار مي كنند و زير فشار مرگ هستند را مشاهده مي كنيم. ك _ 19 يك بلاتكليفي ممكن را مطرح مي كند و بيگلو كه در كارنامه اش فيلم هايي مثل Break Point و روزبزرگ را دارد يك كارگردان حرفه اي است كه هيچ گاه اشتباه قدم بر نمي دارد و در استفاده از ظرفيت هاي بازيگري فورد و نيسون مهارت قابل توجهي از خود نشان براي مي دهد بودجه هنگفت هاليوود، توليد فقط براي نفوذ به چشم هاي افراد خارجي به ندرت پيش مي آيد و كمتر مجالي براي بازيگراني مثل نيسون و فورد ايفاي نقش با لهجه روسي فراهم مي شود آيا فورد ونيسون به عنوان يك فرد روسي شناخته مي شوند متقاعد كرده كافي نيست، ما لهجه ها را پس از مدت كمي مي پذيريم به همراه داستان پيش مي رويم و در واقع در هر دو مرد در تسليم شدن قاطع به نظر مي رسند و ممكن بود وستريكف ملاحظات سياسي بر روي افرادش داشته باشد يك نكته شگفت آور در فيلم وجود دارد. نداشتن تصميم درباره كار با راكتور بستگي كامل به توانايي شخصيت ها دارد براي اين كه زير فشار زياد فعاليت قابل توجهي بكند. طرح ريزي نقش هاي ستارگان سينما به طور متناسب كمك زيادي به فيلم كرده است.