Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811115-59950S1

Date of Document: 2003-02-04

در پاسخ به اعتراض مرد جوان درباره نمايش قصه پريان به كارگرداني تامر لونت از تركيه مهدي مقدم تامرلونت كارگردان نمايش (قصه پريان ) اهل كلمر در 1950 در ازمير تركيه متولد و در از 1977 هنرستان دولتي موسيقي آنكارا فارغ التحصيل شد. در همان سال وارد تئاتر دولتي شد و ابتدا به عنوان بازيگر و سپس به عنوان كارگردان كار خود را ادامه داد. در نمايش هاي زيادي نقش بازي كرد. نامبرده فعاليت هاي گسترده اي در زمينه شناساندن مفهوم درام و بازيگري خلاق در تركيه به انجام رسانيد. در دانشكده علوم آموزشي دانشگاه آنكارا، دانشگاه آناتولي، اسكي شهر، دانشكده تئاتر دانشگاه نيويورك، بخش تئاتر مدرسه عالي هنر كالج برلين، يورك شاير برتون انگليس و دانشگاه رارويك به تدريس بازيگري خلاق پرداخته تامرلونت است در كميته و سازمان تدوين اصول گردهمايي تئاتر كه با همكاري پارلمان اروپايي در بلژيك، لوكزامبورگ و مجارستان برگزار شد، شركت كرد. با اجراي نمايش (خلق دوباره ) از سوي تامر لونت نخستين سفر تئاتر دولتي تركيه به كشور روسيه تحقق يافت. وي همچنين نماينده فدراسيون بين المللي بازيگران ( FIA) در تركيه است، وي مدتي نيز عضو هيات مديره اتحاديه بين المللي تئاتر آماتور ( INTA) بوده است. در سال - 2000 2001 نمايش گاليگولا را براي تئاتر استانبول كارگرداني كرد. در همان سال كارگرداني نمايشنامه اي تحت عنوان باخالار اثر نمايشنامه نويس يوناني اوريپيد را به عهده گرفت. در سال 2002 _ 2001 در اپراي دولتي ازمير اپراي كارمن را كارگرداني كرد. تامر لونت كه به عنوان معمار برگزاري ستاد راي ماهنر شناخته مي شود در حال حاضر مدير كل نهادهاي دولتي تئاتر است. او تنها مردي است كه در حدود هفت دهه گذشته با گروه نمايشي خود به ايران سفر كرده است. * * * خلاصه نمايش كارگردان گروه نمايش مشغول پياده كردن ايده هاي خود در صحنه است. در مورد نمايش هملت كه اين موضوع با مخالفت مدير تئاتر روبه رو مي شود چرا كه فكر مي كند اين نمايش سودآور نيست و توريست ها از آن استقبال نمي كنند در بينابين كشمكش كارگردان و مدير تئاتر خانمي پيشنهاد مي دهد كه از قصه ها و مثل هاي عاميانه براي نمايش استفاده شود كه ناگهان صدايي بلند شنيده مي شود. روح مثل ها و افسانه ها صحنه را تسخير مي كند و بعد نمايش وارد مرحله جديد خود مي شود و مثل ها كه حالا جان يافته اند شروع به نمايش قصه پريان و دختري كه با پسر پادشاه كه مار بود و توانست با عشقش و سادگي درونش او را كه از پوست مار بيرون مي كشد، تصوير كنند و بعد به نمايش بازمي گردد به فضاي اصلي و كارگردان مي گويد كه اين نمايش خيلي زنانه و فمينيستي است ولي مثل ها تغيير مي كنند و در هيبت مردان وارد صحنه سه مي شوند قصه پياپي را از مردي كه توسط پدرزن خود كه مردي طماع بود، به چاه افتاد ولي بخت يارش بود و از چاه بيرون آمد و پدرزن فريبكار را به چاه انداخت و مردي كه پسر يك پادشاه بود و عاشق دختر شد و پدر او را از دربار بيرون انداخت و دخترك به او خيانت كرد و با مردي عرب به زندگي پرداخت و در پاسخ به اعتراض مرد جوان او را با جادو به سگ تبديل كرد ولي نديم دربار اين مكر را باطل كرد و جوان از مرد عرب و زن انتقام گرفت و در نهايت قصه جواني معاصرتر كه از خاطرات خود با پدر تعريف مي كند به پايان مي رسد و نمايش به حالت اول بازمي گردد و كارگردان قسمتي از نمايش هملت (جايي كه هملت نمايشي را براي عمو و مادرش اجرا مي كنند تا خيانت آنها آشكار شود ) را به تصوير مي كشد و دست آخر پيرمردي كه شايد روح صحنه است در مقابل يك آينه دوار از دگرگوني روح بشر و جنگ بين زشتي و زيبايي و بدي و خوبي در تمام فرهنگ ها روي صحنه صحبت مي كند و نمايش پايان مي يابد. * به عنوان اولين سوال چه شد كه شما به ايده اين نمايش دست پيدا؟ كرديد همان طور كه خود شما در متن نمايش ديديد پريان و مثل ها خودشان را به كارگردان نمايش نشان دادند و گفتند كه صحنه هاي زياد و جذابي پر از غم ها و شادي ها، خوبي ها و بدي ها را به تماشاچي ارائه دهند و اين خود ايده نمايش است. * اين مثل ها و قصه ها از كدام فرهنگ و بوم و منطقه تركيه برداشت شده؟ است از منطقه ارض روم برداشت شده و حتي ما چندين ماه در منطقه بوديم تا بتوانيم مثل ها را كه به زبان تركي است، با لهجه همان منطقه اجرا كنيم. * در مورد تكنيك اجرايي نمايش و كارگرداني بخش هاي مختلف كمي بيشتر صحبت كنيد چرا ما در نمايش به نوعي درهم آميزي نمايش هاي سنتي مثل درازكش بازي كردن با عروسك، نمايش عروسكي رقص هاي محلي و نمايش كلاسيك با دكور و لباس هاي اين نمايش ها و نمايش مدرن؟ برمي خوريم بله، اين درهم آميزي به نوعي خواست نمايش است. ولي اجراي مستقل هركدام از اين تكنيك ها به طور جداگانه تماشاگر را در موقعيت جديدي قرار مي دهد كه اين امر باعث مي شود كه او هرگز كسل و بي حوصله نشود و در واقع اين مسئله ما را به سمت پايان نمايش هدايت مي كند تا ما نتيجه بگيريم كه زبان هنر و خصوصا تئاتر زبان جهاني است و در هر منطقه بنا به علايق مردم همان منطقه از دنيا بيرونشان تصوير مي شود. ولي در مورد تكنيك هاي نمايشي تركيه مخصوصا سبك عروسكي آن معرفي بيشتر اين هنر مردمي تركيه به كشورهاي ديگر بوده. * در مورد استفاده از موسيقي كلاسيك، راك و مقامي تركيه در نمايش بگوييد. در اين مورد بايد بگويم كه استفاده از هركدام از اين سبك ها به ما كمك مي كرد كه در هر فصل فضاي حاكم بر نمايش را با كمك عناصر ديگر تغيير دهيم ولي ذهن تماشاچي از موضوع نمايش منحرف نشود. * آينه دوار را در پايان نمايش به چه مناسبتي استفاده؟ كرده ايد اين آينه در واقع صحنه نمايش را نشان مي دهد كه زشتي ها و زيبايي ها را نشان مي دهد و دوار بودن آن نشانه دگرگوني انساني است و اينكه در همه فرهنگ ها و ملت ها و مذاهب و حكومت ها تنها چيزي كه رمز بقا و اعتلاي بشر است همانا انسانيت و محبت است همان چيزي كه من و گروهم به خاطر آن بعد از هفتاد سال جمهوريت تركيه به ايران سفر كرديم و من آرزو مي كنم كه مسافرت ها به صورت مداوم انجام پذيرد و همان طور كه ما در تركيه فستيوال ارض روم را با كشورهاي روماني، بلغارستان، يونان و يوگسلاوي برگزار مي كنيم، همچنين مي توانيم جشنواره مشتركي با ايران، آذربايجان، سوريه، عراق و ارمنستان داشته باشيم بدون در نظر گرفتن مسائل سياسي و صرفا به خاطر انسانيت و دوستي چرا كه ما موارد مشتركي را در مورد مسائل قومي و تاريخي و انساني و هنري در تئاتر و موسيقي مي بينيم.