Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811115-59945S1

Date of Document: 2003-02-04

شكنجه وسيله يا هدف تحليل اكونوميست از توسل آمريكابه شكنجه در بازجويي ها ترجمه: غلامرضا رضايي نصير علي رغم تاكيدمقامات آمريكايي برپايبندي آمريكابه قوانين بين المللي ممنوعيت شكنجه تصاويربه دست آمده از زندان گوانتانامو نشان مي داد كه آمريكا با زندانيان خودهر طور كه بخواهد رفتار مي كند گزارش ها كم كم و به تدريج منتشر شدند، اما اين از هولناكي آنها نمي كاهد. ماموران اطلاعاتي آمريكا افراد مظنون به فعاليت هاي تروريستي را شكنجه مي كرده اند يا مرتكب اعمالي مي شده اند كه بسيار شبيه شكنجه است. آنها همچنين افراد مظنون را به دست كشورهايي نظير مصر سپرده اند كه سرويس هاي اطلاعاتيشان به وحشي گري شهره هستند. شايد برخي با شنيدن اين خبر با بي اعتنايي شانه بالا بياندازند. اما كمي بيش از يك سال پيش بود كه تصاوير متهمان القاعده با چشمان بسته و دست و پاي زنجير شده، هنگام انتقال به پايگاه دريايي آمريكا در خليج گوانتانامو در كوبا، دنيا را تكان داد. اين تصاوير نشان مي داد كه ظاهرا آمريكا با زندانيان خود هر طور كه بخواهد رفتار اما مي كند اين موضوعي متفاوت بود. تصاوير فوق الذكر مربوط به زندانياني بود كه در حين جابه جايي و براي جلوگيري حمله به نگهبانان تحت محدوديت قرار گرفته بودند. مدت زيادي از حمله تروريستي وحشتناك به آمريكا نمي گذشت پس احتياطهاي مفرط توجيه پذير پس مي نمود از ورود اولين دسته از زندانيان به گوانتانامو، كميته بين المللي صليب سرخ و خبرنگاران متعدد از پايگاه ديدن كردند و تكذيبه هاي مقامات آمريكايي را مبني بر اينكه هيچ كس در گوانتامامو شكنجه نشده است، تاييد كردند. اما گزارش هاي اخير در مورد برخورد نامناسب با زندانيان كه در آمريكا نگهداري مي شوند يا در جاهاي ديگر به دستور آمريكا در زندان به سر مي برند، موضوعي ديگر است. اگر واقعا مقامات آمريكا براي شكست دادن القاعده به شكنجه سيستماتيك زندانيان يا همدستي با كشورهاي ديگر و تحويل مظنونان به آنها، با اطلاع كامل از اينكه شكنجه خواهند شد، متوسل شده باشند; اين امر به منزله رويگرداني قابل توجه و شومي از سياست هاي قبلي است. تاكنون سياست آمريكا اجتناب از شكنجه حتي در حادترين شرايط بوده است. اين كشور همواره اعمال شكنجه توسط نه تنها كشورهايي مثل عراق و كره شمالي كه مورد تاييد آمريكا نبوده اند، بلكه حتي توسط متحدانش نظير عربستان سعودي و اردن را محكوم كرده است. مقام هاي برجسته آمريكايي از دونالد رامسفلد، وزير دفاع گرفته، تا كالين پاول وزير خارجه تاكيد كرده اند كه آمريكا به موافقت نامه هاي بين المللي مربوط به ممنوعيت شكنجه پايبند است. وقتي از سخنگويان با رتبه هاي پايين تر نيز در مورد شيوه هاي بازجويي پرسش مي شود، مطلقا نقض اين موافقت نامه ها را تكذيب مي كنند. اما آنچه مقامات آمريكايي كه مستقيما درگير روند بازجويي مظنونان تروريست هستند به خبرنگاران گفته اند، با اين مواضع همخواني ندارد. مفصل ترين گزارش مربوط به اعمال شكنجه در آمريكا در اواخر دسامبر در روزنامه واشنگتن پست به چاپ در رسيد اين گزارش مقامات اطلاعاتي ادعا كرده اند كه زندانيان در معرض طيفي از تكنيك هاي فشار جسمي و رواني قرار مي گيرند; نظير چشم بند، محروميت از خواب، نگهداري در وضعيت هاي بدني دشوار و در برخي موارد ندادن داروهاي مسكن در شرايط جراحت يا درد. گاهي اوقات آنها را كتك هم مي زنند. يكي از مقام هاي اطلاعاتي آشكارا مي گويد: اگر كسي گاهي اوقات حقوق بشر را زير پا نگذارد، معني اش اين است كه وظيفه اش را درست انجام نداده است. بنابه ادعاي واشنگتن پست اين شيوه هاي بازجويي در پايگاه هوايي بگرام در حومه كابل، پايتخت افغانستان و جزيره ديه گو گارسيا در اقيانوس هند كه از دسترس دادگاه هاي آمريكايي خارج هستند، مورد استفاده قرار مي گيرند. به علاوه از مقامات نقل شده است كه بسياري از زندانيان به سرويس هاي اطلاعاتي كشورهاي ديگر كه به استفاده از روش هاي وحشيانه در گرفتن اقرار از زندانيان شهره هستند، منتقل مي گردند. از بين اين كشورها از اردن، مصر و مراكش در گزارش واشنگتن پست نام برده شده است. گاهي اوقات اين زندانيان با فهرستي از سوالات ويژه كه بايد دربازجويي ها پاسخ داده شوند، فرستاده مي شوند. در موارد ديگر مقامات آمريكايي هيچ نظارتي بر بازجويي هاي بعدي ندارند. اما مسلما از دريافت هر گونه اطلاعاتي كه از اين زندانيان كشيده مي شود، خوشحال مي شوند. به گفته برخي مقامات تاكنون كمتر از 100 نفر زنداني به اين صورت منتقل شده اند، اما هزاران نفر با همياري آمريكايي ها در كشورهايي كه به برخورد وحشيانه با زندانيان معروف هستند، دستگيرشده اند. دليلي وجود ندارد كه در صحت مطالب عنوان شده در مقاله واشنگتن پست ترديد كنيم. گروه گزارشگران اين روزنامه ادعا مي كنند كه با ده نفر از مقامات امنيتي فعلي آمريكايي كه برخي از آنها شخصا شاهد شيوه برخورد با زندانيان بوده اند و همچنين چندين مقام اطلاعاتي سابق اين كشور گفت وگو كرده اند. نكته مهم تر اينكه ظاهرا مقاماتي كه مستقيما درگير مسائل بوده اند، با فاش نكردن نام خود خواسته اند پيامي ارسال كنند: ما مجبور بوده ايم اين كارها را انجام دهيم و مي خواهيم مردم بدانند. پس از 11 سپتامبر نيز نگراني هاي مشابه اي از مقامات اف بي آي شنيده مي شد; آنها اعتراف كردند كه در تلاش مذبوحانه خود براي حرف كشيدن از افراد مظنون به تروريسم احتمالا مجبور شده اند به شكنجه متوسل شوند. آن زمان گذشت اما اين بار چنين به نظر مي رسد كه حداقل برخي از مقامات آمريكايي خواستار مجاز شمردن شيوه هاي خشن بازجويي هستند; شيوه هايي كه به زعم آنان به رغم غيرقانوني بودن، لازم و توجيه پذيرند. به گفته روزنامه واشنگتن پست آنها اطمينان دارند كه افكار عمومي آمريكا از ديدگاه آنان حمايت خواهد كرد. شايد به حقيقت نزديك تر باشد كه بگوييم افكار عمومي آمريكا ترجيح مي دهد چيزي در اين مورد نداند. واكنش افكار عمومي نسبت به اين افشاگري ها هر چقدر هم كه جدي بوده، خاموش نگه داشته شده است. گروه هاي حقوق بشر بيانيه هايي در محكوميت اين اعمال منتشر كرده اند و برخي مفسران نگراني و انزجار خود را ابراز داشته اند، اما حداقل تاكنون كنگره خواستار تحقيق و تفحص در اين مورد نشده است. استدلال ضرورت اين استدلال كه استفاده از شكنجه در موارد نادر توجيه پذير است، وسوسه انگيز مي نمايد. قابل توجه ترين مبلغ اين موضع در آمريكا، آلن درشوويتس، وكيل جنايي معروف است كه براي مجاز شمردن شكنجه استدلال بمب ساعتي را مطرح مي سازد. فرض كنيد، مي دانيم كه يك بمب ساعتي در جايي كار گذاشته شده است كه مي تواند باعث مرگ هزاران انسان بي گناه شود و دلايل مستحكمي داريم كه يك زنداني مي داند اين بمب كجاست و احتمال دارد كه تحت شكنجه جاي آن را لو آيا دهد شكنجه دادن او مجاز؟ است احتمالا بسياري از افراد با بي ميلي به اين سوال پاسخ مثبت مي دهند. اما در عمل تلاش براي استفاده محدود از شكنجه به سوءاستفاده هاي گسترده مي انجامد. آشكارترين مثال در اين زمينه اسرائيل است كه با تكيه بر منطق استدلال بمبساعتي استفاده از فشار جسمي (اسرائيل هرگز حاضر نشده است به شكنجه اعتراف كند ) عليه فلسطيني هارا در حين بازجويي توجيه اين مي كند عمل هرگز به طور آشكارا قانوني اعلام نشده است، اما پس از آنكه كميسيوني از ديوان عالي اين كشور در سال استفاده 1987 از فشارهاي ملايم فيزيكي را در صورت عدم موفقيت فشارهاي رواني در بازجويي ها توصيه كرد، حالتي نيمه قانوني پيدا كرد. از آن سال به بعد ديوان عالي اسرائيل پرونده هاي مربوط به شكنجه را نپذيرفته است. اما رفتار سوء با زندانيان فلسطيني آنچنان گسترده و روزمره شد كه در سال 1999 ديوان عالي به اتفاق آرا روش هاي مبتني بر فشار جسمي به كار گرفته شده، توسط شين بت، سرويس امنيتي اسرائيل، را غيرقانوني اعلام كرد. با اين همه، طبق گزارش هاي گروه هاي حقوق بشر، شكنجه مستمر بازداشت شدگان فلسطيني همچنان ادامه دارد. در جاي ديگري نيز اعمال شكنجه كه در موارد خاص توجيه پذير مي نمود به، به كارگيري گسترده و بي تمييز آن انجاميد. در دوره انقلاب الجزاير عليه فرانسه در سال هاي دهه 1950 شكنجه به اصلي ترين روش بازجويي از زندانيان الجزايري تبديل شد. به گفته ژنرال پل اسارس كه بسياري از بازجويي ها را انجام داده و بدون احساس شرمساري آنها را در كتابي توصيف كرده است، در اغلب موارد شكنجه به اعدام زندانيان بدون محاكمه و صرف نظر از اينكه اعتراف كرده اند يا نه مي انجاميده است. خونتاي نظامي آرژانتين نيز در سال هاي 1976 تا كه 1983 با خطري واقعي از سوي چپ گرايان مواجه بود و ادعاي دفاع از مسيحيت را داشت به طور مستمر براي گرفتن اعتراف از زندانيان از شكنجه استفاده مي كرد و اين امر به اعدام هزاران انسان بي گناه انجاميد. آيا شكنجه در جنگ عليه تروريسم كارساز؟ است مسلما در كوتاه مدت شكنجه مي تواند مفيد واقع شود. چرا كه به هرحال بسياري زير شكنجه اعتراف مقامات كرده اند امنيتي اسرائيل مدعي هستند با استفاده از اطلاعاتي كه از بازداشت شدگان تحت فشار بازجويي به دست آورده اند، از بسياري حملات عليه خود جلوگيري كرده اند. مقامات فرانسوي ادعا مي كنند كه در نبرد الجزيره پيروز شده اند و خونتاي آرژانتين مخالفان چپ گراي خود را شكست داده است. اما اين پيروزي ها به بهايي سنگين به دست آمده اند و داراي محدوديت هايي هستند. بازجويي هاي خشن اسرائيل، بمبگذاري هاي انتحاري را متوقف نساخته و در عين حال تخم كينه را در دل بسياري از فلسطينيان كاشته است. روش هاي وحشيانه فرانسويان در الجزاير باعث انشقاق در بين خود فرانسويان شد و چند سال بعد به استقلال الجزاير انجاميد. ديكتاتورهاي نظامي آرژانتين را نفرت عمومي سرنگون كرد و اين كشور هنوز گرفتار ميراث مبارزه ضدتروريستي خود است. اگر آمريكا واقعا تصميم دارد عليه افراد مظنون القاعده به طور سيستماتيك از شكنجه استفاده كند، بايد ملاحظات وسيع تري را در نظر بگيرد. ممنوعيت شكنجه به سرعت به يكي از ويژگي هاي همگاني حقوق داخلي و بين المللي تبديل شده است. تمامي پيمان هاي عمده بين المللي مربوط به حقوق بشر از بعد از جنگ جهاني دوم به طور مطلق و بدون استثنا شكنجه را ممنوع اعلام كرده اند. هيچ نظام حقوقي داخلي به طور رسمي شكنجه را مجاز نشمرده است. اگر صرفا از روي متن قوانين داخلي و پيمان هاي بين المللي قضاوت كنيم، شكنجه عملي مطلقا غيرقانوني و شكنجه گران افرادي خلافكار و جنايتكار محسوب مي شوند. با اين همه، امروزه نيز مثل هر زمان ديگري در تاريخ بشر به طور گسترده از شكنجه به انحاي مختلف استفاده مي شود. طبق گزارش هاي عفو بين الملل، شكنجه و رفتار نامناسب با زندانيان همچنان در 130 كشور جهان رواج دارد و در 70 كشور اين اعمال بسيار گسترده و مستمر است. گزارش هاي سازمان عفو بين الملل و ديگر گروه هاي طرفدار حقوق بشر مملو از موارد كتك كاري، شوك هاي الكتريكي، تجاوز به عنف، شلاق زدن، خفه كردن و طوماري بلند بالا از شكنجه هاي عذابآور و هولناك است. با اين همه اشتباهي بزرگ خواهد بود اگر تصور كنيم تابويي عليه شكنجه وجودندارد.