Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811115-59944S2

Date of Document: 2003-02-04

اين تابوي اجتماعي مرضيه رسولي اطلاعات كمي درباره نحوه برگزاري جشنواره موسيقي فجر از دوره نخست تا چند سال بعد از آن موجود است. مركز موسيقي جايي براي آرشيو مطالب مربوط به جشنواره، آيين نامه ها، بيانيه هيات داوران، كاتالوگ، بولتن و خبرهاي آن ندارد و اگر براي گرفتن اطلاعاتي به روابط عمومي مركز موسيقي مراجعه كنيد فقط مي توانيد از بولتن هاي سال 1378 به اين طرف استفاده كنيد. بولتن هايي در اندازه ها و كيفيت هاي مختلف كه بيشتر حاوي مطالبي درباره گروه هاي شركت كننده در جشنواره بوده اند. كسي نيست كه تاريخ شفاهي برگزاري جشنواره در دوره هاي نخست را بازگو كند، جشنواره در هر سال آدم هايي را به خود ديده است كه بعدها به گوشه اي رفته اند و ديگر نامي از ايشان برده نشده و اين رويداد با آدم هاي دولتي اش تا به امروز كه هجدهمين دوره اش در آستانه برگزاري است، باقي مانده است. از افرادي كه در آن سال ها به عنوان داور در جشنواره حضور داشتند، خبري نيست: حسين عليزاده، داريوش طلايي، مرحوم ناصر فرهنگ فر، نورالدين رضوي سروستاني و محمدرضا لطفي. به جز كساني كه دستشان از دنيا كوتاه است، بقيه ترجيح دادند كه به دنبال تجربه ها و فعاليت هاي شخصي خود بروند. جشنواره چند سالي است كه ديگر آدم بزرگي به خود نديده و اگر هم ديده انگار در اين بي برنامگي ها، كاملا اتفاقي بوده است. دليل رسيدن به چنين وضعيتي را نمي شود به طور مشخص عنوان كرد، چون اطلاعاتي جامع و هر ساله درباره روند برگزاري آن وجود ندارد. با اين مطالبي كه روابط عمومي مركز موسيقي در اختيار مي گذارد، فقط مي توان به قضاوت درباره سه سال گذشته پرداخت. هرچند كليت جشنواره بارها و بارها مورد قضاوت و انتقاد قرار گرفته، بدون اينكه پيشنهاد و برنامه اي كارگشا طرح شود و اصلا به برنامه هاي پيشنهادي توجه شود. برگزاركنندگان هميشه خواسته اند كه اين رويداد را با كمترين سروصدا و جاروجنجال به پايان برسانند، به همين دليل تا چند روز قبل از برگزاري آن، هيچ كس هيچ اطلاعاتي درباره آن نمي دهد، دبير و تعداد گروه هاي شركت كننده و حتي زمان برگزاري مشخص نيست و همه چيز به دقيقه 90 موكول مي شود. جشنواره هاي ديگر موسيقي از قبيل جشنواره جوان، نواحي و بانوان وضعيتي شبيه به فجر دارند، چون به هر حال زاييده آن هستند و در دل آن رشد كرده و حالا مستقل شده اند. هدف از برگزاري هميشه به صورت كليشه اي مطرح مي شود بدون اينكه چيزي كم يا اضافه شود، حتي تجربه برگزاري در اين ساليان هدف را تغيير نداده است و متقابلا اين هدف هم تكاني به جشنواره نداده است. به همين دليل چگونگي برپايي اين رويداد ربطي به هدف آن ندارد، انگار اين دو خطوط موازي هستند كه هيچ وقت در جهت هم قرار نمي گيرند. هدف و همان طور كه در بيانيه ها و آيين نامه هاي مختلف ساليان دراز جشنواره موسيقي فجر آمده: حفظ هنر صحيح و معرفي موسيقي اصيل، هدفدار و جدي منطبق بر مباني تفكر و فرهنگ والاي ايراني، اسلامي و بازشناخت گنجينه هاي بازمانده اين هنر در مناطق و نواحي مختلف كشور است و معلوم نيست جشنواره اي بي برنامه كه برگزاري آن بيشتر از ده روز طول نمي كشد چطور مي تواند به حفظ هنر صحيح كمك و موسيقي اصيل و هدفدار معرفي كند، بدون اينكه الگو و شاخصي را در نظر داشته باشد. مي گويند عيبي ندارد، برگزاري اين جشنواره در شرايطي كه هنوز تكليف موسيقي در اين كشور مشخص نيست، با هر كيفيتي غنيمت است. علي مرادخاني رئيس مركز موسيقي سال 1379 در جايي گفت كه در سال هاي گذشته كلمه موسيقي يك تابوي اجتماعي بود، اما اين تابو از بين رفته است. او هنوز هم اين حرف برايش تازه است و آن را مرتب تكرار مي كند، اما مركز موسيقي با اين نحوه اطلاع رساني و مسكوت گذاشتن همه چيز انگار كه خود اين هنر را يك ي تابو اجتماعي مي داند و تا مي توان از پاسخگويي طفره مي رود. اما برنامه مشخص اين است كه هجدهمين جشنواره موسيقي فجر همچون گذشته از بخش هاي پژوهشي، جوان، نواحي، بانوان، خارجي، آييني و اجراي گروه هاي سنتي و اركسترها تشكيل شده است كه در شماره هاي بعد به آنها پرداخته مي شود.