Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811115-59943S2

Date of Document: 2003-02-04

شتاب زندگي ترجمه: رضا سادات با شتاب گرفتن آهنگ زندگي اينكه فرهنگ ها ماهيت ارتجاعي زمان را چطور تعريف مي كنند مي تواند بر سلامت محيطي ما تاثيرگذار باشد. با آغاز يك سال جديد و برنامه هاي جديدي كه براي آينده تدارك ديده شده است اينكه ما _ به عنوان فرد و به عنوان جامعه _ چگونه فعاليت هايمان را زمان بندي مي كنيم موضوعي حائز اهميت و قابل توجه به نظر مي رسد. با اين حال احساس و ديدگاه هر فرهنگي نسبت به زمان آنچنان عميق است كه معمولا افراد اندكي به ماهيت و تعريف گسترده زمان توجه مي كنند اما زماني كه همين افراد با ديگراني برخورد مي كنند كه ديدگاه متفاوتي نسبت به گذر زمان دارند، با سرعتي متفاوت كار مي كنند و با باورهاي متفاوت عجين شده اند حساسيت خاصي به اين مسئله نشان مي دهند. آلن بلوداون نويسنده كتاب ساختار انساني زمان و استاد مديريت دانشگاه ميسوري كلمبيا مي گويد: ديدگاه و باور ما نسبت به زمان در زمره بنيادي ترين و فطري ترين احساسات و باورهايي است كه ما داريم نمايشگاهي در آلمان تحت عنوان همه زمان دنيا: ساعت ها و ساير شاهدان زمان به عنوان كاتاليزور باز كردن چشمان ما به روي سرعت زندگي و اينكه چطور زمان طي اعصار و قرون تداوم يافته است عمل مي كند. ادوارد تي هال مردم شناس، دو ديدگاه عمده فرهنگي نسبت به زمان را اين چنين توصيف مي كند: افراد چند وقته كساني هستند كه همزمان ذهنشان درگير چند موضوع متفاوت است در حالي كه فرهنگ تك زمانه بر انجام يك كار و داشتن يك مشغوليت در آن واحد اصرار و پافشاري دارد ذهنيت تك زمانه محصول انقلاب صنعتي بود اما به هر حال اين ذهنيت به دليل شيوعش در دنياي غرب شكل طبيعي ديدگاه و گرايش مردم نسبت به زمان به نظر مي رسد. اروپا و آمريكاي شمالي به ديدگاه تك زمانه گرايش دارند در حالي كه فرهنگ هاي مديترانه و آمريكاي لاتين چند وقته هستند. جنوب و جنوب شرق آسيا چند زمانه تلقي مي شوند اما ژاپن تك وقته است و چين در جايي حد فاصل اين دو قرار گرفته است. افراد چند وقته به دفعات برنامه هاي خود را تغيير مي دهند، برنامه هاي خود را هدف و نه وسيله تلقي مي كنند و بر روابطشان با مردم تمركز دارند. فرهنگي هاي تك وقته بر نقاط عكس اينها اصرار دارند. مردم با جديت برنامه هايشان را دنبال مي كنند، بر انجام فوري و به موقع كارهايشان اصرار داشته و به روابط كوتاه مدت عادت دارند. كارهاي پروفسور بلوداون مويد ديدگاه هاي هال است و به ثبت موارد رويارويي و برخورد فرهنگ ها به دليل قواعد زماني مختلف پرداخته است. به عنوان مثال و در سال 1908 هيات اعزامي روس ها به المپيك لندن دوازده روز دير به لندن رسيد چرا كه روس ها از تقويم جولياني استفاده مي كردند در حالي كه المپيك بر اساس تقويم گئورگياني برنامه ريزي شده بود. بلوداون مي گويد اين تفاوت گاهنامه ها برخي اوقات نتايجي خوب در بر داشته است، آنجا كه در قرون گذشته ارتش هاي اروپايي به دليل تفاوت گاهنامه ها و تقويمي كه به كار مي بردند معمولا در يافتن يكديگر در عرصه نبرد براي حمله به كشورهاي ثالث دچار مشكل مي شدند. مثال ديگري كه به دوران معاصر ما نزديك تر است داستان بانكداران مكزيكي و آمريكايي اي بود كه دريافتند هريك تعريفي متفاوت از روز كاري مكزيكي ها دارند تا غروب خورشيد كار مي كردند حال آنكه آمريكايي ها تمايل داشتند در ساعات اوليه بعدازظهر محل كار خود را ترك گويند. پس از آنكه مكزيكي ها به چند موردي كه قرار ملاقات هايي براي /7 5 ساعت صبح ترتيب داده شده بود، نرسيدند دو طرف به توافقي جامع دست يافتند. آمريكايي ها موافقت كردند ساعات كاري خود را تا عصر هنگام افزايش دهند و مكزيكي ها هم پذيرفتند به موقع در جلسات مشترك حضور پيدا كنند. آنچه به صورت باورهاي چندزمانه يا تك زمانه در عمق وجود ما شكل گرفته بدين معناست كه بسياري از فرهنگ ها كه به ظاهر شبيه به يكديگر به نظر مي رسند به واقع اختلافاتي ريشه اي با هم دارند. آمريكايي ها حتي در بين همتايان كاپيتاليست خود به سطحي بودن معروفند چرا كه آنها به آساني و خيلي سريع ارتباطات دوستانه برقرار مي كنند اما در مقابل به نظر مي رسد نمي توانند از لذت آهنگ كند زندگي و تجربه هايي مثل غذا خوردن با طمانينه و پياده روي در آرامش لذت ببرند. تعجيل مضراتي در بر دارد ولفگانگ ساچس كه متخصص امور تكنولوژي و محيط زيست در موسسه آب و هوا، انرژي و محيط زيست وپرتال، شهري با همين نام در آلمان است به تشريح برخي از تفاوت ها مي پردازد. او بر اين باور است كه طبع آمريكايي در تناقضي عجيب با واقعيات قرن بيست و يكم و به ويژه واقعيات محيطي پيروي است پايان ناپذير از ابتكارات و ابداعاتي كه در وقت صرفه جويي مي كنند براساس اين ذهنيت پا گرفته كه هيچ مرزي براي زمان، فضا و دنياي طبيعت وجود ندارد. دكتر ساچس مي گويد اين رفتار قديمي شده است و اشاعه آن در بين آمريكاييان موجب شده آنان تاثيرگذاري شان بر محيط را ناديده انگارند. ساچس از طريق تحقيقي كه اخيرا انجام داده نشان داد با افزايش سرعت، منابعي كه مورد استفاده قرار مي گيرند به گونه اي تصاعدي افزايش مي يابد. يك خودرو در سرعت 80 كيلومتر در ساعت پنج ليتر سوخت مصرف مي كند اما زماني كه سرعت به 160 كيلومتر افزايش پيدا مي كند مصرف سوخت به 20 ليتر مي رسد. ساچس انتخاب روند زندگي اي كندتر را به عنوان خطمشي اي ملي و انتخابي فردي توصيه ما مي كند بايد ببينيم چه سرعتي براي ما كفايت مي كند و بايد ياد بگيريم در چارچوب نيازهايمان چطور با عزت نفس زندگي كنيم. براي تحقق اين مهم ساچس به وضوح از به كارگيري قطارهاي سريع السير در آلمان و فرانسه گلايه كرده است و مي گويد اين سرعت اضافه ارزش هزينه اي كه برايش پرداخت مي شود را ندارد. او همچنين منطقي و به صرفه بودن خطوط هوايي ارزان قيمت اروپايي و آمريكايي كه مردم را به سفر به دوردست ها در زماني كوتاه تر و با هزينه اي كمتر ترغيب مي كنند را زير سوال برده است. براي درك و شناختن هزينه هاي سنگين تعجيل گروهي از فعالان اجتماعي آمريكا در حال برنامه ريزي براي روز زمان را مهار كنيم هستنداكتبر 240 هر سال به عنوان روزي كه آمريكاييان بايد در مورد معضل ضيق وقت خود سخن بگويند و چاره اي برايش بينديشند تعيين شده است. جان دي گراف از ترتيبدهندگان برنامه هاي 24 اكتبر و نويسنده كتاب Affluenzd مي گويد تعمدا تاريخ برگزاري مراسم اين روز نه هفته قبل از تعطيلات سال نو مسيحي تعيين شده تا به آمريكاييان كمك شود ببينند همتايان اروپايي شان تا چه حد از تعطيلات خود براي شادمانگي شان بهره مي جويند. دي گراف مي گويد او و همفكرانش مخالف كار و تلاش نيستند بلكه آنها بر اين باورند بين زماني كه افراد صرف فعاليت هاي شغلي مي كنند و فرصت هايي كه براي فعاليت هاي جمعي و اجتماعي، خانوادگي، تفريح و وقت گذراني و زندگي در دل طبيعت بكر باقي مي ماند توازن برقرار شود. در اوقات فراغت خود هيچ كاري انجام ندهيد پس از آنكه مردم آگاهانه تصميم گرفتند به جاي كسب وفور مادي و دستيابي به ثروت هاي مادي به وفور زماني روي آورند ساچس ايده اي آماده براي عرضه به آنها در مورد چگونگي گذراندن اين حيطه زماني جديد و خالي از برنامه دارد: هيچ كار نكنيد! وقتي كه هيچ كار نمي كنيد زماني را تجربه مي كنيد كه مي تواند صرف مطالعه، توجه به ديگران، اميدواري، رشد، يافتن دوستان جديد يا نقاشي كردن شود. وقتي كه در خانه مي مانيد و كتاب مطالعه مي كنيد از بيرون زدن، رانندگي كردن و آلوده كردن هوا اجتناب مي كنيد. فرصت پيدا مي كنيد براي خودتان غذايي تهيه كنيد و از همه شلوغي و سرسام زندگي پرشتاب امروزي در امان مانده باشيد. با توجه به اينكه شاخصه فرهنگ آمريكايي كارآمد بودن و توليدكننده بودن افراد است توصيه انجام ندادن هيچ كاري به افراد ممكن است كاري ضدفرهنگي به نظر آيد اما اين ضرورتي است كه جامعه متجدد و پرشتاب امروزي بدان نياز دارد و براي آنكه داشتن اوقات فراغت نيز ارزشمند تلقي شود بايد در انتظار تحولي فرهنگي بود. منبع: واشنگتن پست