Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811115-59937S3

Date of Document: 2003-02-04

ليبراليسم امروزي فريدمن فيليپ نويمن ترجمه: عباس فتاح زاده وقتي يك كتاب چهل سال پس از اولين چاپ آن هنوز هم چاپ مي شود و حتي ويرايش كلي هم مي شود، بدون ترديد مي توان گفت آن كتاب به يك كتاب كلاسيك بدل شده است. كتاب معروف ميلتون فريدمن موسوم به كاپيتاليسم و آزادي در زمره كتابهاي مذكور جاي مي گيرد. اين كتاب به يك اثر استاندارد در اقتصاد بدل شده است. علت مطرح شدن كتاب ياد شده آن است كه فريدمن در آن معيارسازي مي كند. سبك بيان فريدمن كاملا روشن و قابل درك برخي است معتقدند شيوه بيان او شيوه اي است كه تنها اقتصاددانان آمريكايي قادر به اجراي آن هستند. سبك مذكور به گونه اي است كه نه تنها عالم متخصصان را مورد خطاب قرار مي دهد، بلكه طيف گسترده اي از عامه مردم هم مي توانند با آن ارتباط برقرار اين كنند در حالي است كه در برخي از كشورهاي اروپايي نظير كشورهاي آلماني زبان اقتصاددانان كلاسيك عمدتا اقشار آكادميك را مد نظر قرار مي دهند. چنين چيزي را در مورد فريدريش آگوست فان هايك و يا والتر اويكن به خوبي مي توان احساس كرد. از سويي ديگر مي توان گفت كتاب كاپيتاليسم و آزادي به خصوص به لحاظ محتوايي براي اقتصاد امروز استانداردهايي را تعريف مي كند. فريدمن استدلال هايي بسيار ساده و البته قانع كننده دارد. اين موضوع كتاب وي را خواندني مي كند. فريدمن براي بازاري كاملا آزاد مبارزه مي كند و با هرگونه طرح هاي رشد دولتي مخالف است. او مخالف هرگونه محدوديت تجاري و يا يارانه است. وي مي كوشد تمامي انواع دخالت هاي دولتي را كه به اعتقاد وي ناحق و نادرست هستند ترسيم كند. پس از ترسيم هم تمامي آنها را بدون استثنا رد مي كند. به اعتقاد وي دولت تنها موظف است چارچوبها را تعيين كند، دفاع از كشور و وجود سيستم حقوقي مناسب را تضمين كند و پا را فراتر از اين موارد نگذارد. فريدمن تاكيد مي كند كه دولت نبايد كاري به اقتصاد داشته باشد. تز وي با گذشت سال ها از انتشار آن هنوز هم افراطي به نظر مي رسد. در پشت اين تز علاوه بر آزادي اقتصادي تكاپو براي آزادي سياسي هم احساس مي شود. در اين راستا حركت به سوي آزادي هاي شخصي تك تك افراد جامعه هم مد نظر قرار حتي مي گيرد مي توان گفت آزادي فردي از نگاه فريدمن اولويت اول محسوب مي شود. درفصل نخست كتاب كاپيتاليسم و آزادي فريدمن چنين مي نويسد: آزادي سياسي به معناي آن است كه يك انسان در قبال انسان هاي ديگر هيچ نوع اجباري نزد خويش احساس نكند. فريدمن اين سوال اساسي را مطرح مي كند كه آزادي تصميم گيري هاي فرد در جامعه از چه اولويتي برخوردار است. فروپاشي اقتصادي و سياسي سوسياليسم مي تواند براي وي آخرين گواه مبني بر درستي برداشت خويش باشد. فريدمن با استفاده از شواهد و مدارك متعددي ثابت مي كند كه حتي اقتصاد بازار هم اصلا قابل مقايسه با بازار آزاد نيست. او مثال هاي زيادي را ذكر مي كند كه نشان مي دهد حتي در اقتصاد بازار هم آزادي عمل چنداني در زمينه هاي اقتصادي و سياسي وجود ندارد. به گفته وي از بيمه هاي قانوني بازنشستگي گرفته تا خدمت سربازي و انحصارگري هاي دولتي در بخش هاي پست و مخابرات همگي اين موارد نشان مي دهند كه آزادي در اقتصاد بازار كم است. اين اقتصاددان آمريكايي در كتاب خويش به شيوه اي روشن بيان مي كند كه رقابت آزاد موجب افزايش كارايي شده و به نفع شهروندان است. فريدمن با انتشار كتاب كاپيتاليسم و آزادي طي دهه هاي شصت و هفتاد بحث هاي زيادي را پديد آورد. اما همه مي دانند كه پياده كردن ايده هايي افراطي نظير عقايد فريدمن كار ساده اي نيست. چنين چيزي را ريگان در آمريكا و مارگارت تاچر در انگلستان بخوبي تجربه كرده اند. اين دو نفر با حركت در همان مسير افراطي فريدمن با دردسرهاي زيادي روبه رو شدند و به گواه عملي اين ادعا بدل شدند كه چنين ديدگاه هايي نمي تواند چندان واقعگرايانه باشد، البته طي دهه هايي كه از انتشار كتاب فريدمن مي گذرد عملا ليبراليسم فريدمن به تدريج حالتي عام المنفعه به خود گرفته و در جوامع عموميت پيدا مي كند. با اين حال مي توان گفت اين نوع خاص از ليبراليسم آن گونه كه اوايل انتظار مي رفت مقبوليت كاملا فراگيري نيافت. كتاب كاپيتاليسم و آزادي هنوز هم در برگيرنده ايده هايي به نظر مي رسد كه هشدارآميز بودن آنها كاملا محسوس است. حفظ شدن ويژگي هشدارآميز بودن آنان موجب شده تا حتي با گذشت 40 سال از انتشار كتاب هنوز هم امروزي و متناسب با مقتضيات روز اقتصاد محسوب شود. لذا مي بينيم كه حتي در سال 2002 هم تجديد چاپ شده و با تيراژي قابل توجه به فروش مي رسد. به عنوان مثال نسخه جديد اين كتاب در 240 صفحه اخيرا در فرانكفورت منتشر شد. حتي من معتقدم كتاب كاپيتاليسم و آزادي اكنون به روزتر از هر زمان ديگري است. البته همانگونه كه در مورد تاچر و ريگان ديده شد نمي توان با قاطعيت آزادي اقتصادي را به صورت بي قيد و شرط توجيه كرد. همانگونه كه بسياري از مخالفان جهان سازي مي گويند اقتصاد را نبايد پديده اي محض دانست بلكه بايد آن را مقوله اي تركيبي دانست كه در آن فاكتورهايي نظير اخلاقيات هم حداقل به صورتي نسبي لازم الاجرا هستند.