Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811115-59937S1

Date of Document: 2003-02-04

سرزمين لاجوردي افغان ها ترجمه: اكبر حسيني كيا سنگ لاجورد در منطقه بدخشان به وفور يافت مي شود اين سنگ آبي رنگ هزاران سال توسط بازرگانان جاده ابريشم به اقصي نقاط دنيا فرستاده مي شد محمد با هيجان مي گويد: قطعه خيلي بزرگي است. ته مغازه پشت دو سماور طلايي داخل يك جعبه قايمش كرده ام. و در حالي كه جعبه را بيرون مي كشد اين طور ادامه مي دهد: بهتر و خالص تر از اين پيدا نمي شود. واقعا اعلا است. حتي يك گرم هم ناخالصي ندارد. - راستي او از چه حرف؟ مي زند حشيش يا؟ ترياك به واقع هركس در بازار فيض آباد از كالاي خود تعريف كند منظور او چيزي جز مواد مخدر نيست. به حالت خميده برمي گردد. سنگي در دست هاي اوست: زمخت، دندانه دار، بزرگ و به آبي جوهر، به نام لاجورد. بامداد روزي مردي وارد مغازه شده، اين سنگ را از جيباش درآورده و به محمد نشان داده است. شايد او يك معدنچي بوده باشد. به هر حال با صرف يك فنجان چاي سبز و بدون هيچ حرف و سخني معامله انجام مي گيرد. محمد با شعف خاصي مي گويد: با اين سنگ مي توانم يكصد گوشواره و بيست گردن آويز شانس بسازم لحظاتي بعد سنگ بار ديگر در جعبه گم مي شود. يك سال پس از لشگركشي به اصطلاح ضد تروريستي آمريكا به افغانستان و سرنگوني رژيم افراطي طالبان اكنون اين سوال مشترك ذهن تمام افغان ها را به خود مشغول ساخته كه چگونه مي توانيم كشور ويران از 23 سال جنگ و خونريزي را دوباره بازسازي؟ نماييم هر چند جامعه جهاني وعده /4 6 كمك ميليارد دلاري به دولتمردان كابل داده اما اكنون آنچه مشاهده مي شود پرداخت به روش قطره چكاني است. از اين رو برنامه ريزان اقتصادي دولت انتقالي حامد كرزاي نااميدانه به دنبال يافتن محصولاتي هستند كه هم قابليت صادرات داشته باشند و هم ارز كلاني عايد اين كشور كنند. تا به امروز تنها كالاهاي افغاني كه در بازارهاي جهاني خريدار دارند حشيش و هروئين است. البته اين اقلام به هيچ رو به راه پيوستن دوباره افغانستان به اقتصاد جهاني توصيه نمي شوند. بايد گفت، تا استقرار صنعت در هندوكش، افغانستان چاره اي جز صدور محصولات كشاورزي و مواد خام ندارد. هر چند در دل ريگزارهاي شمال اين كشور منابع عظيم نفت و گاز نهفته است، اما در بدخشان اين دور افتاده ترين استان شمال شرقي افغانستان و هم مرز با سه كشور چين، تاجيكستان و پاكستان چيزي كه بتواند حس كنجكاوي بازارهاي مجاز جهاني را برانگيزد، وجود ندارد. در گردنه هاي كوهستاني اين منطقه پس از سال ها خشكسالي اكنون خشخاش و ذرت كشت شده است. با اين وجود بدخشان سرزميني غني از نظر سنگ هاي قيمتي هزاران است معدن كوچك اينجا در دل كوه ها قرار دارد. محمد با اعتماد به نفس بسيار مي گفت كه جواهرات افغانستان جزو ارزشمندترين و گرانبهاترين سنگ هاي قيمتي جهان است. البته او براي اين ادعا شاهدي نيز داشت و آن اجناس داخل ويترين بودند: ياقوت، زمرد، لعل سرخ، عقيق نارنجي، زبرجد قهوه اي و صدالبته ستاره منطقه يعني سنگ لاجورد، هر چند ياقوت و زمرد از ساير سنگ ها گرانبهاتر است اما سنگ لاجورد در منطقه بدخشان به وفور يافت مي شود. اين سنگ آبي رنگ هزاران سال توسط بازرگانان جاده ابريشم به اقصي نقاط دنيا فرستاده مي شد. از بدخشان تا شهر 30 هزارنفري فيض آباد با خودرو حدود 10 ساعت راه در است اين دره يك معدن قرار دارد. صدها معدنچي روزانه در حدود 200 كيلوگرم سنگ لاجورد از آن استخراج مي كنند 17 محمد سال قبل از كابل به استان بدخشان آمد و به خريد و فروش لاجورد مشغول شد. او بيشتر سنگ ها را براي برادرانش كه در پايتخت يك مغازه طلافروشي و كارگاه كوچك جواهرتراشي داشتند مي فرستاد تا به مصرف زيورآلات برسند. كار و كاسبي خوبي بود تا اينكه ارتش سرخ شوروي به افغانستان وارد شد و محمد از سر اجبار فرار كرد. امروزه آنچه از دوران اشغالگري روس ها به يادگار مانده تانك هاي سوخته در كنار خيابان ها و جيپ هاي قديمي است كه مجاهدين از آنها براي آمدو شد خود استفاده مي كنند. در اينجا فروشندگان برخلاف كشورهاي عربي با صداي بلند و دست زدن كالاي خود را تبليغ مي كنند و خريداران عمدتا روستايي با تن هايي خسته از مسافرت چندين روزه براي رسيدن به فيض آباد حيرت زده مغازه ها را برانداز مي كنند. در بازار فيض آباد حضور زنان بسيار كم رنگ است و تنها در قالب گروه ديده مي شوند. اينان با برقع هايي بر چهره مانند اشباح به اين سو و آن سو مي روند. هر چند اين نقطه از افغانستان از گزند سلطه طالبان كاملا در امان ماند اما قدرت و نفوذ مجاهدين به وضوح ديده مي شود. در فيض آباد هنوز اسلحه خريد و فروش مي شود. هيچ يك از جنگسالاران مقتدر اين منطقه حاضر نشده اند كلاشينكف ها و خمپاره اندازهاي خود را به دولت ضعيف كابل تحويل به دهند واقع بيشتر مغازه ها انبار سلاح هاي مختلف است از اسلحه گرفته تا مين هاي زميني و موشك هاي ضدتانك. محمد هم از زورگويي فرماندهان محلي مصون نمانده و مجبور است يك دهم - عشر - از درآمد خود را به ماموران آنها بپردازد. در حقيقت هيچ مامور مالياتي جرات نمي كند از كابل به فيض آباد بيايد. با اينحال جواهرفروش 41 ساله از اينكه بار ديگر مي تواند مانند ده سال قبل كار كند، خرسند است. او پس از سقوط رژيم كمونيستي و خروج ارتش سرخ از پاكستان به فيض آباد اما بازگشت وقتي گروه طالبان در 1996 كابل را تصرف و آهنگ بدخشان نمودند محمد بار ديگر به همراه همسر و هفت فرزندش به پاكستان پناه برد. پشتون هاي بنيادگراي حاكم بر پايتخت بدترين رفتارها را بر گروه قومي تاجيك روا برادران داشتند محمد كه به مرگ تهديد شده بودند به اجبار مغازه و كارگاه خود را تعطيل كردند. البته در ديار غربت كار و كاسبي همچنان ادامه داشت. قاچاقچيان سنگ هاي لاجورد را به پاكستان مي بردند و محمد و برادرانش آنها را مي فروختند; طوري كه جهان داشت متقاعد مي شد كه لاجورد به واقع محصول كشور پاكستان است. طالبان بارها تلاش كرد تا معادن غني بدخشان را به تصرف خود درآورد. در اين راستا نبردهاي خونيني نيز درگرفت اما هر بار پيروز ميدان مجاهدين تحت امر احمدشاه مسعود بودند. صادرات سنگ هاي قيمتي به راه شيردره پنجشير بسيار حائز اهميت و حياتي بود. چرا كه از محل فروش آنها مي توانست از روسيه و كشورهاي ديگر تسليحات مورد نياز نيروهاي خود را فراهم كند. با فروپاشي رژيم طالبان در دسامبر سال 2001 محمد دوباره بخت خويش را آزمود. برادرانش نيز توانستند فعاليت هاي خود را در كابل ازسرگيرند. دو مرد قوي هيكل و شيك پوش به مغازه وارد مي شوند. اين دو با عنوان اينكه به تازگي از آلمان بازگشته اند سه رشته گردن بند به قيمت 400 هزار افغاني - معادل 85 يورو - مي خرند و از مغازه خارج اكنون مي شوند كاركنان حدود ده سازمان امدادرسان بين المللي كه از زمستان گذشته در فيض آباد به سر مي برند در زمره بهترين مشتريان سنگ هاي قيمتي به شمار مي آيند. با اين همه، عمده درآمد محمد از محل كشت و قاچاق ترياك بارش هاي است فراوان در بهار امسال نويدي براي افزايش محصول خشخاش كشاورزان بود. در افغانستان ده ها تن هروئين از ترياك استحصال و از طريق تاجيكستان و پاكستان به اروپا حمل دلالان مي شود بازار خريد يك كيلوگرم ترياك تا 300 دلار به كشاورزان پس مي پردازند صحبت هاي محمد در خصوص افزايش شمار ازدواج در بين روستاييان در پاييز امسال و خريد مقدار زيادي زيورآلات توسط دامادها در اين راستا قابل ارزيابي است. در ضمن تاجران و قاچاقچيان هروئين نيز بخشي از سود خود را به خريد جواهرات اختصاص مي دهند. به گفته محمد آنها بيشتر ترجيح مي دهند گران قيمت ترين سنگ ها يعني ياقوت و زمرد بخرند تا لاجورد، چرا كه از زيبايي هيچ نمي دانند. منبع: براند اينز