Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811115-59936S3

Date of Document: 2003-02-04

فيلسوف فيلسوف ها به مناسبت 15 بهمن سالگرد در گذشت برتراند راسل گارث كمرلينگ ترجمه: عليرضا نجمي برتراند راسل كه در چهارسالگي يتيم شد، رياضيات و فلسفه را در كمبريج نزد مك تگرت فرا گرفت كه بعدها خود در آن جا به تدريس راسل پرداخت در مقام نوه نخست وزير انگليس بخش قابل توجهي از تلاش هاي اجتماعي خود را وقف دغدغه هاي اجتماعي عمومي كرد. او در سال به 1920 دليل نوشتن جزوه اي در باب صلح در زمان جنگ جهاني اول و حمله به بلشويسم و استالين - بعد از ديدارش از شوروي _ زنداني شد. راسل در طول جنگ جهاني دوم از نبرد عليه فاشيسم حمايت كرد و در عين حال به اعتراض نسبت به استعمار غرب ادامه داد و آشكارا از گسترش سلاح هاي كشتار جمعي اظهار تاسف كرد. (اين مطلب در آرزوهاي جديد براي جهاني در حل تغيير ( ) 1951 و آخرين مقاله او كه بدون عنوان است به روشني منعكس شده است. ) او از منتقدان صريح و بي پرده دين تشكيلاتي مسيحي بود و آن را بي اساس و فريبنده مي دانست. راسل در چرا من مسيحي نيستم ( ) 1927 به وضوح آثار مخرب دين تشكيلاتي مسيحي را بيان كرده است و در عبارت آزاد مرد ( ) 1903 از نوعي لاادري گري دفاع مي كند. زناشويي و اخلاق ( ) 1929 او حمله اي بود عليه كاراكتر سركوبگر اخلاق جنسي مرسوم. كانون توجه اين كتاب عملي قانوني بود كه به وسيله آن از پذيرش او براي تدريس در سيتي كالج نيويورك در جلوگيري 1940 كرده بودند. اتوبيوگرافي ( ) 691697 راسل منبع فوق العاده اي از اطلاعات تحليل ها و تعريف هاي او است راجع به زندگي جالبش. صفحات اين كتاب اظهارات فصيح او را راجع به چيزي كه به خاطرش زندگي كرده است در بر مي گيرد. همچنين راسل موفق به دريافت جايزه ادبي نوبل سال 1950 شد. راسل با توجه به التفاطهاي قبلي اش به فلسفه لايب نيتس كه در شرح انتقادي فلسفه لايم نيتس ( ) 1900 به چاپ رسيد به تحليل منطقي به عنوان روش قطعي براي فلسفه روي آورد. او در كتاب پرينكيپيا ماتمانيكا. مباني رياضيات _ ( ) 131910 كه با همكاري آلفرد نورث وايتهد نوشته شد ) نشان داد كه تمام رياضيات مي تواند از دسته محدودي از اصول موضوعه منطق استنتاج شود. راسل همين نگرش را در كتاب مدخل فلسفه رياضيات ( ) 1919 با عبارات و اصلاحاتي كه در مقايسه با پرينكيپيا ماتماتيكا ممكن است آن قدر فني نباشند توضيح داده است. راسل معتقد بود كه با اطلاق روش هاي تحليل مشابه رياضيات به مسائل فلسفي مي توان مناقشات و منازعات را فرو خواباند و بياني بسنده و روشن از تجارب انساني به دست داد. تلاش راسل در كتاب تاريخ فلسفه غرب ( ) 1946 اين بود تا نشان دهد كه سنت فلسفي در چشم اندازي عمومي مدام و آهسته به سوي يك چنين اوجي در حركت بوده است. از آن جا كه تلاش براي بيان واضح تك تك اجزاي تصديقات و اظهارات معمولي هم با مشكلاتي مواجه مي شد، راسل نگره ( نظريه ) طبقات را براي اجتناب از پارادوكس هاي خودارجاعي پيشنهاد كرد. چون در غير اين صورت ممكن است اين پارادوكس هاي خودارجاعي از تصورات انتزاعي مانند آرايشگري كه ريش همه را مي تراشد، به جز كساني كه خودشان ريش خود را نمي تراشند يا مجموعه تمام مجموعه هايي كه عضو خودشان نيستند ايجاد شوند. راسل در نگره وصف هاي خاص كه شالوده آن را قبلا درباره دلالت مطابقه ( ) 1905 ريخته بود درباره اين موضوع بحث مي كند كه تحليل هاي موجه از عبارات دال براعيان خاص ما را قادر مي كنند تا كليه افكارمان را به صورت نمادين (سمبليك ) بيان كنيم و در عين حال از بروز مشكلات فلسفي درباره موضوعات ناموجود ممانعت به عمل آوريم. مقاله راسل درباره ابهام ( ) 1923 نشان مي دهد كه او براي مدت طولاني بر اين عقيده اصرار داشته كه توضيح كافي و مناسب مي تواند يك پايه معتبر و منطقي براي گفتار و انديشه هاي انسان به وجود آورد. به شيوه اي مشابه تحليل جملاتي كه يك مسند مشترك را به موضوعات مختلف استناد مي كنند درباره رابطه بين كليات و جزئيات ( ) 1911 راسل را متقاعد كرد كه هم جزئيات و هم كليات بايد واقعا موجود باشند. او اين نگرش رئاليستي را بيش از هر كتاب ديگر در مسائل فلسفه ( ) 1912 بسط داده است. كتاب علم ما به جهان خارج ( ) 1914 اين پروژه را با نشان دادن اين مطلب ادامه داد كه چگونه فلسفه اتميسم منطقي راسل مي تواند دنيايي از اعيان فيزيكي عمومي را بنا كند. راسل اين كار را با استفاده از تجربه اجزاي اختصاصي به مثابه حقايق اتمي كه از آن مي توان يك توصيف كامل از جهان پديد آورد انجام داد. مواضع فلسفي راسل خيلي زود توسط ويتگنشتاين و پوزيتيويسم هاي منطقي تحت الشعاع قرار گرفت، با اين حال، الگوهايي كه او در مورد امكانات تفكر تحليلي به دست داد همچنان تاثيرگذار باقي ماندند.