Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811115-59935S8

Date of Document: 2003-02-04

جاي امني در آبادان نامه مازيار ميري به ماني حقيقي ماني عزيز امشب كه نه، سحرگاه امروز كه شايد تاريخش را بشود به ماه و يا سال يادآوري كنيم خوشحالم، خوشحالم از ديدن فيلمت، آبادان را مي گويم و از سر ذوق مي خواهم فريادهاي بلندم را به آهستگي برايت بنويسم و بعد بخوابم. كاش مي شد مهماني به صفاي مردم آبادان گرفت و همه را به اين مهماني دعوت كرد تا با هم آبادان را ببينيم. راستي بزرگ ترين سالن فستيوال فجر چقدر جا؟ دارد ديشب نه، سحرگاه امروز داشتي از سر ذوق از كارگرداني ايراني تعريف مي كردي كه پلاني بدون قطع و سخت و زيبا گرفته است و مي گفتي بسيار به او علاقه مندي! ماني فيلمت را ؟ ديده اي آبادان را مي گويم. پلان هاي آن را يك بار مرور؟ كرده اي به بازي هاي فيلمت نگاه كرده اي كه چقدر يكدست و روان؟ است فيلمبرداري و تدوين آبادان را باور؟ كرده اي صدابرداري، صداگذاري و موسيقي را؟ چطور اما من ديدم و آرزو كردم خودت را باور كني و باور كني كه فيلم مهمي ساخته اي، تو پلان هاي سخت تري گرفته اي اما فرياد نزده اي كه كارگرداني و دكوپاژ سختي كرده اي در ضمن ادعاي برترين نيز نكرده اي اما ثابت كرده اي كه مي شود فيلم مهم ساخت ولي جنجال نكرد و براي اين باور تو بوده است كه عواملت با تمام انرژي همراه و همسفر تو به آبادان مي شوند بي آنكه مطمئن باشند در آبادان جاي امني هست. ماني آبادان فيلم مهمي اين است را براي نو بودن سينمايش نمي گويم براي حرفش مي گويم و براي ايراني بودن پيامش زيرا سخت است تكنيك مدرن دنيا را در خدمت فرهنگ خودمان بگيريم و ادا نشود. ولي تو اين كار را در فيلمت كرده اي، آبادان را آبادان مي گويم را نمي دانم مي شود در فستيوال فجر دوباره ديد يا نه ولي مي دانم كه امسال دو سيمرغ بلورين براي بازيگران وجود دارد. راستي حق كدام بازيگرت؟ مي داني مشايخي يا؟ معتمدآريا داريوش اسدزاده يا هديه تهراني و يا احسان اماني يا شاهرخ؟ فروتنيان اما اگر نشود ديدي چقدر حيف مي شود نديدن اين همه بازي زيبا، چقدر حيف است نديدن فيلمبرداري نو و سخت آبادان و يا تدوين خوش ريتم و يكدست مستانه مهاجر. راستي از امير فيلمت چه؟ خبر وقتي رسيد كسي بود كه جورابهايش را؟ بشويد سرهنگ كه هنوز روي همان پل شكار بوفالو مي كند اما نگران آرزو كاش هستم كسي پيدا شود قفل در را برايش باز كند تا دير نشده به پروازش برسد. ماني نام آن كارگردان ايراني كه تو دوستش داشتي را فراموش كرده ام اما يادم مي ماند كه ماني حقيقي فيلم مهمي ساخته است. ماني يك سال به شمار نمي آيد و ده سال نيز طولي ندارد. هنرمند كسي است كه حساب نمي كند. هنرمند درختي است كه مي رويد بي آنكه در روييدن شتاب با كند اعتماد پيش بادهاي سخت زمستان پايداري مي كند و هرگز بيمي ندارد از اين كه مبادا بهار نيايد. بهار مي آيد. اما براي كساني كه مي توانند شكيبايي كنند و آرامش داشته باشند و من هر روز به بهاي دردهايي كه تقديسشان مي كنم اين نكته را بهتر در مي يابم كه شكيبايي مايه توفيق است... پس امشب راحت بخواب و فرداي روشن را آرزو كن.