Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811115-59935S5

Date of Document: 2003-02-04

يك اتفاق ساده مهدي عبدالله زاده امسال هم ظاهرا قرار است جشنواره بي رمق تر و با جذابيت كمتر برگزار بيست شود و دو فيلم مسابقه سينماي ايران _ به جز سه چهار مورد _ يا متعلق به كارگردان هايي هستند كه فيلم اولشان را به جشنواره فرستاده اند و يا ساخته فيلمسازاني هستند كه از نظر كيفي يا از نظر كمي و يا از هر دو نظر تا به حال حرف زيادي براي گفتن نداشته اند. مسابقه سينماي بين الملل هم به خاطر نوع گزينش بيشتر به يك جور بخش ويژه و جنبي مي ماند تا مسابقه. بخش هاي جنبي هم كه نوعي دست و پازدن به نظر مي آيد براي خالي نگذاشتن عريضه و زياد كردن طول و عرض جشنواره. و اصلا به همين دلايل مسابقه سينماي ايران باز هم مثل گذشته مهمترين بخش جشنواره است; و بي رمق بودن آن به هر حال مايه تاسف اما با اين حال، امسال يك اتفاق مهم رخ داده است. اتفاقي كه به هيچ وجه نبايد از كنار آن گذشت. نمي دانم كدام مسئول يا مسئولان _ گرچه خيلي دير _ به اين نتيجه رسيده اند (و اصلا عمدي در كار ؟ بوده ) اما به هر حال زدودن (يا زدوده شدن ) سنت غلط پذيرفتن فيلم هايي كه تا زمان مقرر به دفتر جشنواره نرسيده اند _ صرفا به خاطر نام كارگردان يا دهان پركن بودن نام پروژه يا هر دليل ديگر _ مهمترين اتفاق جشنواره است. جشنواره امسال مي توانست از خيلي فيلم هاي درست و حسابي تر و تر داغ بهره مند باشد. واقعا حيف شد. اما بالاخره بايد يك موقع اين اتفاق مي افتاد. بالاخره بايد اين سيستم اتوبوس خط واحدي جايش را به سيستم دقيق و قانون مند مترو مي داد. مترو به انتظار قدم مبارك هيچ كس نمي ايستد. سر ساعت مي آيد، سر ساعت مي رود. شايد هركسي يك بار از مترو در زمان دلخواهش بازمانده باشد. اما قطعا فقط همان يك بار بوده حالا هم فقط همين يك بار است. خواهيم ديد كه سال ديگر، اگر بزرگاني چون داريوش مهرجويي، ناصر تقوايي، بهرام بيضائي و مسعود كيميايي هم بخواهند فيلمشان درجشنواره باشد كپي فيلمشان يك ماه قبل از زمان مقرر در دفتر جشنواره خواهد بود. به اين شرط كه اين سياست در سال هاي ديگر هم همچنان ادامه پيدا كند. قهر ديروز، آشتي امروز سال گذشته در همين روزهاي قبل از جشنواره بود كه ميان روابط عمومي صدا و سيما و دفتر جشنواره، درگيري هاي لفظي پردامنه اي به وجود آمد. پذيرفته شدن تنها يك فيلم از ميان فيلم هاي زيادي كه صدا و سيما يا سيمافيلم به عنوان تهيه كننده، متقاضي حضورشان در جشنواره بودند باعث شد تا صدا و سيما آن يك فيلم را هم از جشنواره خارج و به اصطلاح جشنواره را تحريم كند. اين درگيري ها خيلي زود و تقريبا پس از پايان جشنواره از يادها رفت و تنها كسي كه قضيه را تا مدتي پي گيري مي كرد، كارگردان فيلمي بود كه به خواست و اجبار صدا و سيما از بخش مسابقه بيرون كشيده شده بود. امسال، اما ظاهرا سال آشتي كنان ميان اين دو است. معلوم است كه هيچكدام از طرفين تمايلي ندارند درباره اين اتفاق در جايي حرفي به ميان آورده شود. حضور چند نفر از مقامات مسئول در صدا و سيما در هيات بازبيني و انتخاب و عضويت مدير سياسي ترين شبكه تلويزيوني سيما _ شبكه يك _ در هيات داوران مسابقه سينماي ايران (كه ضمنا عجيبترين اتفاق در دست كم چند دوره گذشته نيز هست ) جاي هيچ ترديدي را باقي نگذاشته.؟ گذاشته به هر حال آشتي هميشه خوب است به شرط اين كه هيچ شرطي در كار نباشد. اميدوارم اين اتفاق فقط در قالب نوعي انتخاب و همكاري معنايش را پيدا كرده باشد. و بيم دارم كه اين حركت با فتح قله هاي تا به حال از دسترس دورمانده اشتباه گرفته شود. روزهاي جشنواره را با چشمان باز و دل هاي پر اضطراب در اين بيم و اميد به سر مي بريم. عدالت كدخدامنشانه نق زدن ها تكراري شده. اما نكته اي درباره داوري وجود دارد كه من هر زمان كه فرصتي پيش آمده، به آن اشاره الان كرده ام هم مي خواهم به آن اشاره كنم و بعد از اين نيز به آن اشاره خواهم كرد تا زماني كه يا موضوع حل شود و يا از فرط تكرار من نخ نما شود و اگر نخ نما شد به قول خسرو دهقان باز هم به آن رجوع مي دهم، چون با آن مشكل اساسي دارم. اصل موضوع درباره تعريف معيارهاي داوري و شيوه انتخاب برندگان است. بيست دوره جشنواره گذشت و حتي يك بار يك مقام مسئول نيامد تا بگويد اين جشنواره هم مثل باقي جشنواره هاي دنيا معيارها و گرايشات تعريف شده اي براي خود دارد، و بعد هم كمي درباره آنها توضيح دهد. اما نكته اي كه به خصوص در اين چند سال اخير شكل آزاردهنده اي پيدا كرده تقسيم عادلانه جوايز ميان فيلم ها است! آن هم به شيوه كدخدامنشي و يك جور راضي نگه داشتن تمام كساني كه نقطه قوتي در كارشان ديده شده است. به هرحال هر جشنواره بايد يك برنده، يك كشف يك، انتخاب داشته باشد كه از نظر معيارهاي جشنواره، مطلوبترين به حساب بيايد. و وقتي چنين باشد ديگر پخش جوايز به آن گونه كه در اين سال ها ديده ايم بي معني است. زماني حسن حسندوست در تشريح اين نكته و همسويي با نگارنده مي گفت: مگر مي شود فيلمي جايزه بهترين فيلم را بگيرد و جايزه تدوين را؟ نگيرد و براي اثبات درستي حرفش فهرستي از كل جوايز بهترين فيلم و بهترين تدوين اسكار را تهيه كرده بود كه نشان مي داد مطابق با آمار فعاليت حرفه اي ترين جشنواره سينمايي جهان، حق با حسن حسندوست است. داوران مي توانند ذره بين داشته باشند مي توانند نداشته اما باشند ما هميشه يك ذره بين در دست راست خود به دست داريم!