Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811115-59935S4

Date of Document: 2003-02-04

از ژيل ژاكوب تا پزشك گفت وگو با محمد حقيقت كارگردان فيلم دو فرشته بابك كمانگري عكس: پيمان هوشمندزاده محمد حقيقت اولين فيلم بلند خود را در حالي ساخته است كه هيچ سابقه روشني از فيلم سازي او در داخل كشور وجود ندارد، او ساليان درازي در فرانسه زندگي كرده و مهمترين رابط فرهنگي اقتصادي سينماي ايران و فرانسه بوده است. او از سال 1348 تا 1354 چند فيلم كوتاه ساخته و بعد از مدتي با دوستانش سينماي آزاد اصفهان را تاسيس او كرد در فوريه 1977 با ده هزار فرانك و دوچمدان راهي كشور فرانسه شد، اين اولين باري بود كه او سوار هواپيما شده بود و بدون اينكه آشنايي در كشور غريب داشته باشد و زبان فرانسه بداند صاف رفت جلوي درب سينما تك پاريس و از همان زمان شروع به ديدن فيلم كرد. اين حركت او، فصل جديدي را در بين المللي شدن سينماي ايران ورق زد و پاي خيلي از فيلم ها و سينماگران متفاوت ايران را به يكي از مهمترين جشنواره ها و شايد يكي از بهترين بازارهاي بين المللي فيلم باز كرد. او بعد از مدتي كه موقعيت خود را در محافل سينمايي ايران و فرانسه تثبيت كرد هم اكنون مدير سينما هنر و تجربه فرانسه است. همچنين از طرف ژيل ژاكوب مسئول معرفي فيلم هاي ايراني به جشنواره كن است. * آقاي حقيقت شما مدت ها به عنوان رابط اقتصادي فرهنگي سينماي ايران و فرانسه بوده ايد چطور شد كه وسوسه فيلم سازي به سراغتان؟ آمد من قبلا فيلم مي ساختم. از سال 1349 تا 1354 چند فيلم كوتاه در اصفهان ساخته بودم و گروهي تشكيل داده بوديم كه نامش سوپر هشت بود و بعدها نامش تغيير كرد سينماي آزاد، دوستان ديگري هم آمدند و مسئوليت هاي ديگر را به عهده بدين ترتيب گرفتند پولي جمع كردم و فقط براي ديدن فيلم به فرانسه رفتم. با خود گفتم يك هفت، هشت ماهي به سينما تك فرانسه مي روم كه مهمترين سينماتك دنياست و تمام فيلم هاي تاريخ سينما يا لااقل بخش هاي مهمش را مي بينم و برمي گردم ايران و كارم را ادامه مي دهم. برايم جالب بود كه فيلم ساز شوم. اما وقتي كه رفتم بعد از شش ماه ديدم فيلم هايي كه از تاريخ سينما مي خواهم ببينم آنقدر زياد است و ادامه دار كه من از دوسال قبل از انقلاب كه رفتم تا الان طول كشيده. در سال در 1984 فرانسه من فيلمي ساختم و آقاي سهراب شهيدثالث هم خيلي به من كمك كردند. در فيلمي هم كه ايشان در سال 1979 در فرانسه ساختند به نام تعطيلات طولاني كه فيلمي فرانسوي آلماني بود من دستيارشان بودم. بعد از آشنايي با سهراب شهيدثالث من سناريويي را كه نوشته بودم به او دادم و او مرا تشويق به ساختن فيلم اين كرد فيلم درواقع تز پايان تحصيلي من بود. من براي اينكه DOA (دوره قبل از دكترا ) را بگيرم بايد تيتري براي پايان نامه ام معرفي مي كردم كه نامش به كارگيري فيلم هاي مستند در فيلم هاي داستاني بود. من تحقيقم را روي سينماي شوروي از سال 1915 تا 1925 گذاشتم. سينماهاي ديگر حتي سينماي ايران هم امروزه به نوعي تحت تاثير اين تيتر است كه سعي مي كنند فيلم هاي مستندي بسازند كه داستان وقتي دارد اين تز را به استادم ارائه كردم به من گفت كه آيا مي توانم سناريويي برمبناي اين تحقيق بنويسم يا؟ نه! كه من سناريو را نوشتم. بعد گفت كه فيلمي بر مبناي اين فيلم بسازم. من گفتم كه بودجه اي ندارم و قرار شد كه دانشكده در اختيارم بگذارد. با شورا هم صحبت كردم كه خوششان آمد و كمك هايي از آلمان هم پيدا كردند. فيلم ساخته شد و 72 دقيقه بود و به فستيوال لوكارنو در سال 1984 رفت. اين تجارب من بود ولي از سال 1979 يعني از زمان انقلاب دائما سينماي ايران را به سينماتك فرانسه معرفي مي كردم. من هر روز مي ديدم كه از تمامي كشورهاي جهان حتي مالديو و گينه و كشورهايي كه ما حتي اسمش را نمي دانيم فيلم نمايش مي دهند اما از ايران فيلمي ندارند. سينماي ايران كه انسان هاي بزرگي چون شهيد ثالث، بهرام بيضايي، امير نادري و ده ها شخصيت مهم داشت; پس شروع به معرفي فيلم هاي ايران كردم و چون با مديران فستيوال ها آشنا بودم در اين كار موفق شدم. بعد استخدام شدم و براي سينما كار كردم و الان مدير سينماي هنر و تجربه در فرانسه هستم و پانزده دوره فستيوال فيلم هاي ايراني را آنجا برگزار كرده ام. الان سينماي ايران به حد كافي شناخته شده است. در فستيوال كن هم ده سال است كه فيلم هاي ايراني را انتخاب مي كنم. * يعني شما عملا از طرف جشنواره كن مسئوليت؟ داريد بله به اين شكل كه هر سال يك نامه رسمي مي نويسند و من را به عنوان نماينده انتخاب مي كنند كه براي جشنواره فصل فيلم انتخاب كنم. * الان دقيقا در سينماي هنر و تجربه چه مسئوليتي؟ داريد در فرانسه يك سري سالن هايي است به نام سينماي هنر و تجربه كه در اين سالن ها فيلم هاي هنري همه كشورهاي جهان را مي بينند و فيلم هاي ايراني هم نمايش مي دهند. مثلا اخيرا فيلم راي مخفي آقاي بابك پيامي را نمايش داده اند كه من مدير اين سالن ها هستم. * فيلم هايي كه نمايش مي دهند حقوق شان به چه كسي تعلق؟ مي گيرد به اين شكل است كه حقوق فيلم را پخش كننده مي خرد و با مديران سالن هاي سينما قرارداد مي بندد سينمادارها 50 درصد از حقوق را برمي دارند كه اينجا هم همين طور است. پس مرحله اول تهيه فيلم مرحله دوم پخش فيلم و مرحله سوم مسئله نمايش فيلم است. مثلا ما يك فيلم ايراني را به پخش كننده اي معرفي مي كنيم و با او در يك قيمتي به توافق مي رسيم و بر مبناي آن قرارداد مي بنديم كه حقوقش را براي 5 10 مدت يا مثلا 30 سال مي خرد. * شما از طرف چه نهادي مسئول اين كار؟ هستيد از طرف ژيل ژاكوب مرا دستيار برنامه ريزي فستيوال ها كردند. چون سابقا دو دوره اين برنامه ريزي را براي فيلم هاي ايراني كرده بودم و خيلي خوب بود. پس اول به عنوان دستيار استخدام شدم و كم كم مدير آنجا شدم. * اولين فيلمي كه شما در فرانسه يا در كن معرفي كرديد چه؟ بود اولين فيلم بعد از انقلاب فيلم در كوچه هاي عشق مال آقاي سينايي بود كه در بخش نوعي نگاه كن رفت. و بعد فيلم زندگي و ديگر هيچ كار آقاي كيارستمي بود. * اولين جايزه اي كه گرفته شد مربوط به كدام فيلم؟ بود اولين فيلم دوران اخير فيلم آقاي كيارستمي بود كه جايزه مهم روبرتو روسيليني به اضافه جايزه ويژه بخش نوعي نگاه را از آن خود كرد. بخش نوعي نگاه خودش 22 فيلم دارد كه فقط يك فيلم توسط هيات ويژه انتخاب مي شود و يك كمپاني فرانسوي هزينه تبليغات اين فيلم را به عنوان جايزه برعهده مي گيرد. * چطور شد كه به سراغ فيلم دو فرشته؟ رفتيد روزي با يكي از دوستانم پيرايسيا كه در يكي از كمپاني هاي فيلم سازي بود از گذشته هاي هم صحبت مي كرديم. سرگذشت من به نظر او جالب آمد و از من خواست كه آن را فيلم كنم. داستان من با پدرم پدر بود من خيلي مذهبي بود و با من خيلي مشكل داشت. و هر وقت كه من به سينما مي رفتم مرا كتك مي زد، حتي روزهايي كه نمي رفتم هم با اين فكر كه سينما رفته ام مرا يك مي زد قسمت فيلم را از اينجا الهام گرفتم، بخش ديگر را هم از خاطره اي كه وقتي 1413 ساله بودم آن داشتم روز پسر همسايه مان را پدرش به جرم اينكه ني مي زد به فلك بسته بود. با ني او را مي زد و از پاي پسرك خون مي آمد. حالت رقص و سماعي هم كه از اشعار مولانا به انسان دست مي دهد نيز جرقه اي است براي نوشتن سناريوي من. سه سال پيش شروع كردم و سال پيش شروع به فرم دادن سناريو كردم و حدود هفت ماه پيش تصميم گرفتم كه فيلم را بسازم. سناريوي ديگري هم دارم راجع به آن وقتي كه در پاييز از ايران به فرانسه نه رفتم زبان مي دانستم و نه كسي را آنجا مي شناختم. اولين باري هم بود كه به خارج مي آمدم و اولين باري هم بود كه سوار هواپيما مقداري مي شدم پول و دو چمدان داشتم و يك راست به در سينماتك رفتم. دوستم مرا تشويق مي كند كه اين را هم بسازم. * پس دقيقا سرگذشت شما در فيلم؟ نبوده نه بخش هايي را از اين مسئله الهام گرفتم. يكي دو سال پيش هم با آقاي حسن ناهيد كه استاد ني هست آشنا شدم و راجع به گذشته هايش پرسيدم و ديدم كه جالب است و گفتم كه مي توانم آنها را ضبط؟ كنم! و او تعريف كرد كه چطور از دست خانواده اش فرار مي كرده و زيرلحاف ني مي زده اينها همه جرقه هايي براي ساختن دو فرشته شد. خلاصه داستان به اين صورت است كه مردي پسر خودش را مي كشد و به امام زاده اي پناه مي برد و 100 صبح آنجا گريه مي كند و شرح مي دهد كه چه اتفاقي افتاده است كه فلاش بك مي شود به ماجراها. * تهيه كننده فيلم چه كسي؟ بوده خودم از فرانسه پول قرض كردم و آمدم اينجا تا ببينم كه چه مي شود كرد. * از مراكز خاصي كمك؟ نگرفتيد خير چون خيلي طول مي كشيد تا مراحل اداري طي شود و من چون مي دانم كه اگر كاري را زود انجام ندهم وسط كار شل مي شوم تصميم گرفتم و با خود گفتم كه پاشو و فيلم را بساز، دنبال كارهاي دوستان زياد رفته ام و براي سناريوي شان مجوز زياد گرفته ام اما براي كار خودم تنبل هستم و كم حوصله. وگرنه امكانش زياد بود كه بودجه اي را به من اختصاص دهند. * اما در محافل صحبت اين بود كه چرا با اينكه شما رابط بوديد بودجه را در اختيار ؟ نگرفتيد بله من آنجا خيلي ها را مي شناسم، از تهيه كنندگان، از پخش كنندگان، مديران سينما و غيره ولي بودجه را خودم گذاشتم. اما يك روز داستانش را در حد دوصفحه براي يكي از دوستانم تعريف كردم و گفت اگر اين را بسازي من اين را از تو مي خرم. * بعد فيلم را همانجا نمايش؟ مي دهيد بله قاعدتا. * چقدر اميدواريد كه فيلم به كن؟ برود من اصلا به كن فكر نكرده ام و فيلمم كه تمام شد با آن دوستي كه قرار است فيلم را بخرد تصميم مي گيريم كه چكار كنيم. * يعني اگر امسال آقاي ژاكوب از شما بخواهند كه فيلم معرفي كنيد، فيلم خودتان را معرفي ؟ نمي كنيد در واقع در اختيار تهيه كننده مي گذارم كه او معرفي كند. ولي خوب طبيعتا هر كسي دوست دارد كه فيلم اش در فستيوال هاي مهم شركت كند. * جشنواره فجر بعد از آقاي پزشك سياست هايش را عوض كرده است. مثلا جايزه ها را كمتر كرده اند. شما سياست هاي آقاي پزشك را چطور؟ مي بينيد من به اين موضوع دقت نكرده ام ولي اساسا هرچه فستيوال كم جايزه تر و جمع وجورتر باشد قدرت بيشتري را نشان مي دهد. مثلا لوكارنو كه هر فيلمي تويش مي رود به هرحال يك جايزه اي مي برد ارزش جايزه هاي اصلي را كم مي كند. هرچه جوايز خاص تر باشد جذابيت بيشتري براي جشنواره ايجاد مي كند. * شما از لحاظ تجربه اي كه در جشنواره ها فكر داريد مي كنيد جشنواره فيلم فجر چطور بهتر؟ مي شود بدون تعارف عرض كنم كه اين جشنواره نمي تواند وجهه بين المللي داشته باشد چون بلافاصله همزمان با جشنواره برلن است و هركسي كه فيلمي در سطح بين المللي داشته باشد، فيلم اش را به آنجا مي دهد، پس هيچ فيلم نو و مهمي نيست كه جشنواره فيلم فجر قبل از بقيه جشنواره ها آن را نشان دهد. اغلب فيلم ها را منتقدان و تهيه كنندگان توي جشنواره هاي ديگر ديده اند و ديگر به خاطر آن به ايران نمي آيند. اگر بيايند فقط به خاطر كشف فيلم هاي ايراني است كه آنهايي هم كه فوق العاده باشد از سه چهار تا بيشتر نيست كه اينها هم خودشان را خواه ناخواه به جشنواره هاي گوناگون مي كشانند. كار خاصي كه جشنواره فجر براي افزايش جذابيت و كشش بين حدود 400 جشنواره ديگر مي تواند انجام دهد ايجاد بازار است. مثلا بازار فيلم هاي آسياي مركزي يا خاورميانه كه هيچ فستيوال ديگري اين كار را نكرده باشد و كاري كند كه محصولات اين ناحيه را براي اولين بار نمايش دهد، و پخش كننده ها، خبرنگارها و غيره را تشويق كند تا به اينجا برسند و اينجا سكوي پرتاب اين طور فيلم ها و بشود بعد اينكه فيلم هايي كه در بخش مسابقات برنده مي شوند ضمانت اجرايي داشته باشند كه بتوانند بعدها روي پرده خيلي بيايند عجيب و ناگوار است فيلمي كه جايزه برتر را در جشنواره مي آورد نتواند روي پرده بيايد. يك نگاه يك كارگردان دو فرشته نويسنده و كارگردان: محمد حقيقت مدير فيلمبرداري: شهريار اسدي موسيقي: محمدرضا درويشي چهره پرداز: مهرداد شكرابي مدير توليد و عكاس: محمد احمدي صدابردار صحنه: نظام الدين كيايي، مازيار شيخ محبوبي بازيگران: مهران رجبي، گلشيفته فراهاني، فهيمه رحيم نيا، شراره دولت آبادي، سياوش لشگري و... درباره فيلم: در شهرستاني، پدري پس از كشتن پسرش به امامزاده اي مي رود و تمامي شب را به راز و نياز مي گذراند.. در پاريس، پدري تز دكتراي خود را درباره فرشتگان، جنس آنها و حضورشان در ادبيات قديم ايران و غرب مي نويسد... در بياباني، نوجواني كه از خانه گريخته با فرشته اي آشنا مي شود و دنيايش دگرگون مي شود... درباره كارگردان: دو فرشته اولين ساخته بلند محمد حقيقت در ايران محمد است حقيقت در سال 1983 فيلم بلند حالت بحراني را در فرانسه ساخت كه در جشنواره لوكارنو سال 1984 و جشنواره بلژيك و سينماتك پاريس به نمايش درآمد.