Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811115-59935S11

Date of Document: 2003-02-04

محافل سينمايي پاتوق سينمايي شادمهر راستين بدون هيچ دليل خاص و مدوني عده اي با كلمه پاتوق يا محفل براي يك جمع هنري و به خصوص سينمايي مشكل دارند. اگر اين حساسيت تاريخي نسبت به كلمه پاتوق را فراموش كنيم، درمي يابيم هر كشوري نياز به محافل هنري دارد تا در آنجا هنرمندان، هنر دوستان، منتقدين، كارشناسان و مهم تر از همه مردم به تبادل انديشه و احساس دست يابند. از طرفي محافل براي آنكه تنها به يك كلوپ سرگرمي تبديل نشود لازم است هدفي مشخص را تعيين كنند و شركت كنندگان در اين محافل بدانند براي چه منظور به اين مكان آمده اند. پاتوق فرهنگي تهران به مديريت شهلا لاهيجي كه در مجتمع سينماي ايران در شش ماه اول سال هشتاد و يك برپا بود، مهم ترين محفل فرهنگي _ هنري سال هاي اخير محسوب مي شود، اما به خاطر بعضي سوءتعابير و سوءتفاهم ها پاتوق بسته شد. تاثير منفي بسته شدن و مستمر نبودن محافل هنري بخش خصوصي عوارض خود را در سال هاي آتي نشان مي دهند. اما با بررسي جنبه هاي مثبت اين پاتوق مي توانند افرادي را كه با ديده مشكوك و سوءظن به جريان فكري _ هنري نگاه مي كنند، به بازنگري دعوت كرد. همين سينما مطبوعات جشنواره فجر را در نظر بگيريد. در سال هاي اول برگزاري جشنواره فجر، مطبوعاتي ها و منتقدين در سينما مطبوعات از ديدن و تجديد ديدار يكديگر احساس خرسندي مي كردند. سال هاي مياني آن به تاسيس انجمن منتقدان و نويسندگان سينمايي منجر شد و امروزه سينما مطبوعات اصلي ترين محفل نقد و بررسي فيلم هاي به نمايش درآمده در جشنواره فيلم فجر است. بازار فيلم فجر نيز همين روند ويژگي ها را دارد، سال اول به آشنايي و خوش و بش، سال دوم سال ضوابط و قوانين و سال سوم صدور ورود واقع گرايانه به عرصه، صدور فيلم خارجي از طريق بخش حال خصوصي مقايسه كنيد اين محافل نيمه خصوصي _ نيمه دولتي را با مشابه هاي كاملا دولتي آنها منظور سمينارهاي مختلفي است كه به اسامي گوناگون در محل هاي متنوع با سخنرانان و شنوندگان ثابت برگزار مي شود. حاصل آنها تنها كتابچه اي و خبري، سكه اي و گزارشي در سابقه فلان مسئول دولتي است. يك محفل يا پاتوق بدون نياز به كمك هاي مادي و معنوي دولتي در دولت اصلاح طلب و مشاركت جوي كنوني مي تواند مهد ايجاد و گسترش نوآوري هاي سبكي ( Style) و هنري باشد و عرصه اي براي آشنايي هنرمندان نسل هاي مختلف با يكديگر گردد. از اين رو اگر موفقيتي در محافل دولتي مانند فجر و موزه هنرهاي معاصر بوده به خاطر استفاده از عناصر مردمي و بخش خصوصي است و هرجا كه در بخش هاي خصوصي ممانعت و مشكل بوروكراسي و اداري پيش آمده به خاطر حضور بخش دولتي است. از طرفي بد نيست پيش فرضي را كه در ابتداي اين مقاله به آن اشاره شد، دوباره بررسي كنيم و آن تاثير مثبت و پوياي محافل هنري است. اولا به لحاظ تاريخي، هنر زماني مدون و طبقه بندي (كلاسيك ) شد كه در محفلي به اسم آكادمي در يونان باستان براي خود پاتوقي پيدا كرد. پاتوق در زبان پارسي يعني زمان و مكان. ديدار يا همان قرارگاه و عهد و بهترين واژه براي محافل هنري است. چراكه اولا يك مقوله زماني و مكاني را عنوان مي كند و در ثاني به هدفمند بودن اين قرار كه ديدار است تاكيد مي شود. در تاريخ نقاشي ايران وقتي سلطان محمود تمامي نقاشان سبك هاي مختلف را دعوت كرد، در يك محل و در يك زمان براي به تصوير كشيدن شاهنامه طهماسب اقدام كنند، اين محفل نيمه دولتي _ نيمه خصوصي توانست جريان نقاشي مينياتور ايران را به حد كمال برساند. درباره محافل هنري دهه بيست اروپا همگان همه چيز دانند. بنابراين بهتر است به جاي حذف كامل پاتوق ها، مراكز دولتي را به سمت مردمي تر شدن و حضور آزاد هنرمندان در ميان ديگر هنرمندان و مردم، برنامه ريزي كنيم و اين اعتماد