Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811115-59935S10

Date of Document: 2003-02-04

آفت شب به شب نوشتن فيلمنامه نگاهي به نامه هاي باد عليرضا اميني روبرت صافاريان نامه هاي باد در نيمه نخست خود زمينه را خوب مي چيند، داستان را خوب پيش مي برد و فضا را خوب مي سازد، اما در نيمه دوم، از زماني كه قهرمان فيلم به شهر مي رود، انگار نمي داند روايت را چگونه ادامه دهد و توري را كه گسترده است چگونه جمع كند. در نيمه نخست فيلم با ورود سربازان وظيفه شهرستاني به پادگان شروع مي شود، بعد روي يكي از آنها، كسي كه با زرنگي ضبط صوت كوچكي را وارد پادگان مي كند متمركز مي شويم. فضاسازي پادگان و زندگي در نخستين روزهاي سربازي به خوبي انجام شده است، رفاقت قهرمان فيلم با دوست تازه اش گرم و زنده درآمده است و در اين ميان چند صحنه طنزآميز فوق العاده وجود دارد. عصبي شدن سربازي كه دارد ماجرايي رمانتيك (و به احتمال زياد خيالي ) را براي دوستش تعريف مي كند از پاهايي كه هر آن از بالاي تخت آويزان مي شوند و پيش زمينه تصوير را پر مي كنند، يكي از اين اين صحنه هاست يكي از نمودهاي تضاد بين واقعيت زمخت و خيال ها و روياهايي كه در ذهن سربازان مي گذرد. حضور صدايي زنانه در محيط كاملا مردانه پادگان - يعني ايده و موقعيت اصلي اي كه فيلم بر آن بنا شده است - تجسمي از همين تضاد است. محتواي نيمه رمانتيك - نيمه جنسي حرف هاي زن و اصولا ايهام موقعيتي اين حرف ها در آن ادا شده اند، به نفع فيلم تمام مي شود، چرا كه فضا را مي سازد، شيريني روياها سربازان را تصوير مي كند، بدون اينكه خود را به تشريح دقيق بهانه اي كه براي اين مقصود به كار گرفته متعهد سازد. اما وقتي قهرمان اصلي ما روانه شهر مي شود و در آنجا سيلي سختي از واقعيت دور از دسترس شهر مي خورد و روياهايش را نقش بر آب مي بيند، فيلم به شدت افت مي كند. اين افت بيش از هر چيز به روايت فيلم مربوط مي شود. انگار فيلم ديگر نمي داند روي چه چيزي متمركز شود. بخشي از كوشش هاي او براي حرف زدن با چند دختر بسيار سرسري و هيچ يك بي هدف اند هويت و خود ويژگي بخش ندارند ديگري از اين قسمت به ضبط صداهايي مي گذرد كه باز بسيار پراكنده و نامنسجم اند و قدرت تاثيرگذاري و تجسم بخشيدن به سرخوردگي پسرك را ندارند. آن بخش به تلفنخانه رفتن و پخش صداهاي بچه هاي پادگان براي خانواده هايشان انحراف از موضوع است. پرداخت تصويري صحنه هاي شهر هم ضعيف است. برخلاف ميزانسن هاي سنجيده صحنه هاي پادگان، اعم از صحنه هاي فضاي آزاد و صحنه هاي درون آسايشگاه، در اينجا دوربين معمولا از دور قهرمانش را نگاه مي كند و به همين سبب نمي تواند تحولات دروني او را پي بگيرد و برجسته صداهاي سازد شهري ضبط شده اصلا قابل مقايسه با صداي زني كه از نوار حرف مي زند نيستند، اما اين تضاد برجسته نشده است. و سرانجام وقتي فيلم در پايان خود دل و دماغ نداشتن قهرمانش را نه به اين تضاد بنيادين، بلكه به خواستگار پيدا شدن براي نرگس، كسي كه تا آن مقطع اصلا حرفي درباره اش به ميان نيامده است نسبت مي دهد، ديگر فاتحه ساختار روايي آن خوانده است. در يك كلام، آنچه به فيلم اميني لطمه زده همان آفت شب به شب نوشتن فيلمنامه است، آفتي كه به زبان ديگر مي توان از آن به عنوان بي اعتنايي به ساختار روايي محكم و شخصيت پردازي انديشيده نام برد. دوستي، همكاري و نگاه مشترك اميني با بهمن قبادي با اين مشكل بي ارتباط نيست. نقاط قوت فيلم اميني هم مانند فيلم هاي قبادي فضاسازي ها و تصويرسازي هاي نيرومند آن است، و نقطه ضعف آن كششي به سوي قصه پردازي و در عين حال نوعي برخورد سرسري به اين موضوع. و اين ضعفي است كه تمام استعدادهاي فيلمساز را در زمينه تصويرپردازي و آفرينش لحظه هاي زنده، بكر و جذاب به هرز مي برد و خلق اثري منسجم را ناممكن مي سازد.