Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811115-59933S7

Date of Document: 2003-02-04

نازي ها در فرانسه چه مي كنند الويس ميچل كمتر پيش آمده است كه برتران تاورنيه در مورد مسئله اي با حرارت سخن بگويد. حتي شب كامل هم كاملا پرت و جدي به نظر مي رسيد. اين فيلم كه در سال هزار و نهصد و هشتاد و شش ساخته شد، داستان موسيقيداني تنهاست. شور و اشتياق او بيشتر در انتخاب موضوع نمايان است تا در بيان به محتوا جز فيلم استادانه و موجز يكشنبه اي در زادگاه بيشتر، آن ها به درد پرده پس زمينه تئاتر مي خورند. اما در جديدترين اثر اين كارگردان فرانسوي كه در جشنواره فيلم نيويورك نمايش داده خواهد شد، حرارت خاصي بر پرده حكمفرماست. اين حرارت با ملايمت و با حالتي اغواكننده داستان را به پيش مي راند. جواز عبور با انبوهي از وقايع و با مدت زماني نزديك به سه ساعت، كوشش هاي صنعت فيلمسازي فرانسه را براي بقا در دوره اشغال نازي ها دنبال مي كند. شخصيت ها مرتبا سوالاتي را در مورد ماهيت هنر مطرح مي كنند: آيا شايسته است كه در چنين شرايطي به كارشان ادامه؟ دهند مرز ميان بلندپروازي و جاه طلبي؟ كجاست اما تاورنيه با هوشياري، ضرباهنگ فيلم را مثل ماراتن هاي رقص تغيير مي دهد و هر چند وقت يك بار پوست مي اندازد. اين فيلم سرشار از نوعي جريان مداوم و موثر انتقادي است. ملموس بودن جواز عبور مرهون آرماني نبودن آدم هاي داستان است. آن ها در عين درگيري با مسائل وجداني شان مثل هر انسان ديگري به كار و خوراك نياز دارند. تاورنيه برخلاف گذشته، اين بار با موفقيت استيصال آدم هاي فيلمش را به تصوير مي كشد. استفاده از رويدادهاي حقيقي و شخصيت هاي واقعي كه ناچارند ميان خطر زندگي كردن با آلماني ها و اداره كردن با آلماني ها و اداره كردن زندگي هايشان تعادلي برقرار كنند، دورنماي جديدي پيش روي كارگردان قرارداده است. داستان فيلم به تفاوت ميان زندگي ژان دوويه (ژاك گمبلين ) كارگردان و ژان ارشه فيلمنامه نويس (دنيس پوداليدس ) جريان مي يابد. هر دوي آن ها براي كانتيننتال فيلمز كه به دست آلماني ها اداره مي شود، كار مي كنند. (آلماني ها در اين شركت داراي مقام و منصب بودند و از امكانات آن براي منافع خودشان استفاده مي كردند. ) كارگردان با هر يك به گونه اي متفاوت برخورد مي كند و در اين زمينه انعطاف زيادي از خود به نمايش مي گذارد. ارشه بداهه نويسي پرشور است كه براي يافتن زنان دلخواهش و نيز ارائه پيشنهادهاي شغلي به همه جا سرك مي كشد. در آغاز فيلم، او را در شرف دست يابي به موفقيتي بزرگ مي بينيم. اين سكانس بيشتر به يك كمدي پر سر و صدا و مضحك شبيه است. البته تنها تا لحظه اي كه همكار ارشه به هنگام بمباران فرانسه، از پنجره به بيرون خيره مي شود. اشتياق و دقتي كه تاورنيه در اين صحنه به نمايش گذاشته، بي سابقه است. داستان زندگي دويه جالبتر به نظر مي رسد او قهرمان اصلي داستان است. مردي داراي همسر و فرزند كه زندگي اش را وقف خانواده و دوستانش كند. او قاطعانه و در عين حال فروتنانه مشكلات موريس تورنر (فيليپ موريه _ گنو ) را حل تورنر مي كند كارگرداني چهارشانه، با ريش انبوه و صداي نازك است مثل هزاران هزار انسان واقعي كه در زندگي روزمره مان با آن ها روبه رو مي شويم. دويه علاوه بر كارگرداني و شركت فعال در تيم فيلمسازي، عضو نهضت مقاومت است و براي حفظ جنبه هاي مختلف زندگي اش سخت تلاش مي كند. فرسودگي او قابل لمس او است در اولين برخورد با تماشاگر، از پا افتاده به نظر مي رسد فيلم اين حالت در او بيشتر نيز مي شود. چهره اي كه گمبلين از او به نمايش مي گذارد، چهره مردي است كه وظيفه شناسي از اعماق وجودش سرچشمه مي گيرد. او بايد كار درست را انجام دهد. حتي اگر ناچار باشد سوار با دوچرخه، براي ديدار با همسر و فرزندانش، كه در شهري مرزي مخفي شده اند، چند صد مايل سفر كند يا اين كه مجبور شود با همان دوچرخه طرح يك حمله را به متفقين برساند. در هر دو صورت بدون لحظه اي ترديد، راه درست را بر خواهد گمبلين گزيد نوعي پيچيدگي خوشايند به شخصيت داستاني خود بخشيده است. او نه تنها انساني وظيفه شناس به نظر مي رسد، بلكه مهرباني اش با احساس همدلي همراه است. او خودش را در ديگران مي بيند، درست بر عكس رفتار جاهلانه و متجاوزانه ارشه كه ديگران را تنها براي منافع خود مي خواهد. بازي گمبلين از اين نظر عالي است. به ويژه هنگامي كه دويه پس از سفري طولاني با قطار، هواپيما و البته دوچرخه اش مي كوشد با نيروي هوايي سلطنتي بريتانيا تماس بگيرد. بيهودگي اتفاقات روزمره دشواري يك روز سخت را كاهش دويه مي دهد دچار تب و لرز شده است و ليوان هاي بزرگ چاي انگليسي را يكي پس از ديگري خالي مي كند. با اين همه مجبور است براي انجام كارهايش، سروقت در پاريس باشد. تاورنيه بر تناقضي جالب تاكيد مي كند. فيلم هاي سينماگران فرانسوي در دوران اشغال نازي ها و در شرايط دشوار و كمبود امكانات زمان جنگ به مراتب از دوران آزادي فرانسه جذابتر و فكورانه تر بودند. دويه از Corbean Le اثر پرشور هنري _ ژرژ