Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811115-59933S3

Date of Document: 2003-02-04

حاشيه هنر * مردها چرا نبايد ازدواج كنند بعضي بازيگرها حتي زماني كه اين سوي دوربين مي آيند و به عنوان كارگردان به ساير عوامل فيلم حكم مي دهند، فكر مي كنند كه بازي كردن را نمي شود كنار گذاشت. واقعيت هم همين است وگرنه چرا اين همه بازيگر / كارگردان نمي توانند بر وسوسه هاي شان غلبه؟ كنند يكي دو ماه پيش، فيلمنامه اي در هاليوود دست به دست چرخيد و فروش رفت كه اسم جالب و وسوسه انگيزي دارد و هر تهيه كننده عاقل ساكن هاليوودي را وامي دارد تا كمي از آن را بخواند و ببيند كه قصد همكاري در آن پروژه را دارد يا نه. مردها چرا نبايد ازدواج كنند فيلمنامه اي است كه استيوبينگ نوشته و درباره كسي است كه از همسرش جدا شده و آن قدر ضربه روحي خورده كه به نظرش همه زن ها بد هستند و روي همين حساب با خودش عهد بسته كه ديگر عروسي نكند. مشكل از جايي شروع مي شود كه يكي از دوستان او هم از همسرش جدا مي شود اما به خلاف او مي گويد كه دوست دارد دوباره عروسي كند و هيچ بدش نمي آيد تجديدفراش كند و صاحب يك همسر ديگر شود. اين جوري است كه دو دوست نظرهاي شان مخالف هم از آب درمي آيد و مجبور مي شوند همديگر را قانع كنند، مشكل اما يك چيز ديگر هم هست، هيچ كدام اين دو دوست حاضر نمي شود كه حرف آن يكي را قبول كند. اين جور كه مي گويند اين فيلمنامه كمدي را يكي به اسم شنگري - لا خريده و قبول كرده كه خود استيوبينگ آن را كارگرداني كند. البته خبري از اينكه شنگري - لا چه قدر پول بابت اين فيلمنامه داده در دست نيست اما دو نكته اساسي و مهم رسما اعلام شده كه يك جورهايي مثل بمب صدا كرده، آن هم اين است كه كمپاني معظم برادران وارنر قبول كرده اين فيلم را در سراسر دنيا پخش كند و اين خودش برگ برنده كارگردان و تهيه كننده است. از اين مهم تر البته اين است كه شان پن و وودي آلن هم قبول كرده اند كه نقش اين دو شوهر را بازي كنند. واقعا كه اين طرح آلن وار به يك آلن نياز دارد. حتما فيلم ديدني خواهد شد، مبارك است! * قاتلين پيرزن يكي از آن فيلم هاي كلاسيك خوش مزه اي كه خيلي تماشاگران حرفه اي سينما هنوز از ديدنش كيف مي كنند و گل از گل شان مي شكفد فيلم قاتلين پيرزن يك است كمدي سياه و دلچسب كه طنز فوق العاده اش گاهي تماشاگر را روده بر مي كند و تعليق اش هم گاهي باعث مي شود كله پا بشويم. از اين جور فيلم ها در ميان فيلم هاي كلاسيك كم نيست، مي شود فهرست فيلم هاي ديگري را هم رديف كرد، اما يك مشكل هم هست كه بد جوري اعصاب آدم را به هم مي ريزد. اين فيلم فوق العاده و درواقع اين شاهكار كوچك جزو آن فيلم هايي است كه خيلي از منتقدان و نگره پردازان هيچ محلي به آن نمي گذارند، البته معناي اين حرف آن نيست كه ردش مي كنند معناي اش اين است كه بي اعتنا از كنارش مي گذرند و جوري مي گذرند كه انگار چنين فيلمي اصلا وجود ندارد. اما واقعيت اين است كه قدر و قيمت اين جور فيلم ها را تماشاگران سينما مي دانند كه موقع ديدن شان به آن چه مي بينند اعتماد مي كنند و مدام حرف هاي گنده گنده را با خودشان تكرار نمي كنند و اين جوري مي شود كه تازگي ها بعد از اين همه سال كه از ساخت قاتلين پيرزن مي گذرد قرار است تا نسخه تازه اي از آن ساخته شود و يادمان بيندازد كه فيلم هاي كلاسيك گنجينه كاملا گران بهايي هستند. داستان نسخه جديد درباره پروفسور ديوانه اي است كه يك گروه سارق را جمع مي كند تا نقشه اي بريزند و به يك كازينو حمله كنند و هر چه هست و نيست را بدزدند. اين گروه سارق براي آنكه جايي داشته باشند اتاقي در خانه يك پيرزن را اجاره مي كنند. كم كم آنها يك جورهايي خودشان را لو مي دهند و ناخواسته كاري مي كنند كه صاحب خانه متوجه مي شود آنها سارق هستند و هدف شان دستبرد به كازينو بعد است از اين است كه سارقان دور هم جمع مي شوند و هزار نقشه مي ريزند تا پيرزن را بكشند و نگذارند كسي ديگر از نقشه شان باخبر شود، اما آنها هر كاري مي كنند پيرزن باهوش خبردار مي شود. اين فيلمنامه را جوئل كوئن و ايتان كوئن نوشته اند و تاچ استون پيكچرز آن را خريده. ايتان كوئن و بري يوزفسن آن را تهيه مي كنند و تام هنكس در آن بازي اين مي كند فيلم هم حتما ديدني مي شود! * دردسرهاي يك فراموشكار كمدي هاي رمانتيك معمولا جزو محبوبترين انواع كمدي هستند و اين محبوبيت لابد دو دليل عمده دارد اول اينكه فيلم هاي كمدي در همه اين سال ها قدر و قيمت خود را يافته اند و دوم اينكه داستان هاي رمانتيك روح و روان هر تماشاگري را شاد مي كنند. به اين ترتيب مسئولان فيلمنامه خواني در استوديوهاي معظم هاليوود هر روز فهرست شان را نگاه مي كنند تا ببينند مي توان اثري از يك فيلم رمانتيك پيدا كرد يا نه و اين جور مواقع اگر به يك كمدي رمانتيك برسند از خوشحالي كلاه شان را به هوا پرت مي كنند. تازگي ها كمپاني كلمبيا فيلمنامه اي خريده به نام پنجاه بوس اول كه دو نفر به اسم لاول گنز و بابالو مندل آن را نوشته اند. اين كمدي رمانتيك درباره مردي است كه حافظه كوتاه مدتش به شدت دچار ضعف شده و همين ضعف پدرش را درآورده. هيچ چيزي را نمي تواند به خاطر بسپرد و طبيعتا چيزي هم به ياد نمي آورد. با اين حساب خيلي مشكلات پيش پاي او هست كه بايد يك جورهايي برطرف شود وگرنه رسما پدرش درمي آيد. اما اين همه بدبختي هايش نيست چون مشكلات اساسي از جايي شروع مي شود كه همين آقاي فراموشكار دلش براي يك زن مي تپد و تپش قلبش كار دستش آقاي مي دهد عزيز از يك طرف شيفته شده و دنيا و هر چه در آن است برايش ارزشي ندارد و از طرف ديگر به خاطر اختلال اساسي كه در حافظه كوتاه مدتش پديد آمده، مشكلات از زمين و آسمان برايش مي بارند. اين جور كه مي گويند نسخه اوليه پنجاه بوس اول را كسي به اسم جورج وينگ نوشته و قرار است آدام سندلر و جك جياراپوتو آن را تهيه كنند. البته حرف هايي هم زده مي شود كه مي گويند آدام سندلر و درو بريمور قرار است نقش اين زوج عاشق پيشه را بازي در كنند خوب بودن بازي آدام سندلر و اين كه مي تواند با بازي در اين نقش حسابي كولاك كند كسي شك ندارد، مسئله سر بريمور است كه آيا مي تواند جلوي سندلر بازي خوبي ارائه دهد و اصولاكم ؟ نياورد * دابي هيچ قصدي نداشت از همان روز اولي كه سر و كله يك جن خانگي به اسم دابي در رمان هاي هري پاتر پيدا شد بايد مي فهميديم كه داستان به اين سادگي ها نيست. دابي اوايل داستان جوري رفتار مي كند كه آدم اول شك مي كند نكند با يك دشمن هري پاتر طرف است، اما كمي بايد بگذرد تا بفهميم قضيه اصلا اين جوري ها هم نيست و اين جن مادرمرده هم نمي خواهد آسيبي به هري پاتر پيش بزند از اكران هري پاتر و تالار اسرار كه درواقع قسمت دوم فيلم / سريال هري پاتر است، اينجا و آنجا عكس هايي چاپ شد كه دابي را روي تخت خواب نشان مي داد. دابي دست به كمرزده بود و روبه رو را نگاه مي كرد. خيلي از طرفداران هري پاتر كه با ديدن قسمت اول حسابي نااميد شده بودند و رسما لقب مشنگ (غيرجادوگر ) را به كريس كلمبوس داده بودند باديدن عكس دابي حسابي ذوق زده شدند. خيلي از آنها گفتند اين همان جن مفلوكي است كه خانم رولينگ توصيف كرده و حق هم با آنها وقتي بود قسمت دوم نمايش داده شد و خيلي ها اين موجود را روي پرده ديدند، حسابي خنديدند. با اين همه مدتي پيش خبر رسيد كه دولت روسيه مي خواهد از سازندگان هري پاتر شكايت كند چون آنها معتقدند كه قيافه دابي از روي قيافه ولاديمير پوتين كپي شده. با پخش شدن خبر، خيلي ها عكس پوتين و دابي را كنار هم گذاشتند و سعي كردند شباهت ها را كشف كنند و با ديدن هر نشانه آشنا و يك قدم نزديك تر شدن به هدف، سري تكان دادند. واقعيت هم اين بود كه اين دو موجود شباهت هاي زيادي به لحاظ صورت با هم دارند اما به هر حال يكي رئيس جمهور روسيه است و آن يكي فقط يك جن خانگي. قضيه داشت فيصله پيدا مي كرد كه خبر رسيد روسيه واقعا تصميم گرفته شكايت كند. واقعا جالب است كه پوتين چرا قبول كرده اسمش مدام در كنار اين جن خانگي آورده شود. يكي از مسئولان كمپاني برادران وارنر در همين رابطه گفته كه فعلا حرفي براي گفتن ندارد و اگر دادگاهي در كار بود آنجا از كمپاني و سازندگان دفاع مي كند، هر چند قضاوت نهايي با تماشاگراني است كه فيلم را ديده و لذت برده اند.