Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811114-59927S4

Date of Document: 2003-02-03

يادداشت سياسي ناتو در آسياي مركزي دكترالهه كولايي با رخ دادن حوادث تروريستي در امريكا در سپتامبر 2001 كه جهان به كوشش آقاي خاتمي پاسخ مثبت داده بود، و مجمع عمومي سازمان ملل متحد اين سال را به عنوان سال گفتگوي تمدن ها نامگذاري كرده بود، فضاي امنيتي - سياسي آسياي مركزي به شدت دگرگون شد. اين منطقه كه مرزهاي شمالي كشورما همجوار با آن است، امنيتي در هم تنيده و داراي تاثيرات مستقيم بر امنيت ما دارد، لذا توجه به اين دگرگوني ها و پيامدهاي آن براي ما داراي اهميت جدي است. جنگ اعلام شده آمريكا عليه تروريسم سبب شده تا جمهوريهاي آسياي مركزي نيز كه در طول يك دهه پس از اتحاد شوروي براي بازسازي روابط خود با فدراسيون روسيه تلاش كرده اند، نفوذنيروهاي نظامي امريكايي را به طرز چشمگيري پذيرا شوند. اين منطقه كه براي فدراسيون روسيه حياط خلوت و عرصه منافع حياتي آن ترسيم شده بود، در شرايط پس از 11 سپتامبر 2001 بر روي نيروهاي آمريكايي گشوده شد. البته مسايل قفقاز را نيز بايد در همين چارچوب مورد ارزيابي قرار داد. هراس رهبران اين جمهوري از توسعه افراطگرايي در دوران حاكميت طالبان بر افغانستان ابعاد قابل توجه پيدا كرد. فدراسيون روسيه نيز در اين دغدغه امنيتي با جمهوريها شريك بوده، بويژه آنكه جنگ در چچن و اقدامات تروريستي در مسكو كاملا اين مساله و تهديدات جدي ناشي از آن را روشن ساخته است. پس از اجلاس پراگ در ماههاي پاياني سال 2002 همكاري ميان جمهوري آسياي مركزي و ناتو بيش از پيش مورد تاكيد قرار گرفت. پيش از آن آمريكا كوشيده بود براي كاهش حساسيت روسيه نسبت به حضور در آسياي مركزي و قفقاز برنامه مشاركت براي صلح را مطرح و دنبال كند. ولي فضاي جديد پس از 11 سپتامبر ملاحظات پيشين را دگرگون ساخته، رهبران جمهوريها ديگر نقش و نفوذحمايتي سياسي - نظامي روسيه را براي مقابله با افراطگرايان مكفي نمي يافتند. توسعه اقدامات ايذايي نيروهاي تحت حمايت طالبان بر شدت اين نگراني افزود. پس از فروپاشي اتحاد شوروي با درنظرگرفتن اينكه ناتو (سازمان پيمان آتلانتيك شمالي ) به عنوان سدي در برابر نفوذكمونيسم و اتحاد شوروي طراحي شده بود و فعاليت مي كرد، بسياري از كارشناسان در انتظار انحلال آن بودند ولي با وقوع جنگ هاي نژادي در شرق اروپا و در بالكان، آمريكا توانست از آن بزودي به عنوان اهرمي براي سلطه جهاني خود در شرايط پايان نظام دوقطبي بهره گيرد. اروپايي ها بزودي دريافتند براي تامين امنيت اجتماعي - سياسي - اقتصادي خود نيازمند اتكاي بيشتري به اين سازمان هستند. گسترش ناتو به سوي شرق به عنوان يكي از محوري ترين مباحث رهبران روسيه و امريكا در شرايط جديد تبديل شد، كه روسيه نسبت به آن بسيار حساسيت نشان مي داد واساسا بحث گسترش ناتو به سوي شرق با مستثني كردن جمهوريهاي سابق اتحاد شوروي تحقق مي يافت. ولي 11 سپتامبر و حاكميت فضاي ضديت با تروريسم در جهان اين مباحث را نيز دگرگون ساخت. پس از اين حوادث استقرارنيروهاي نظامي امريكايي در قرقيزستان و ازبكستان، پديده اي كه پيش از آن قابل پيش بيني نمي نمود، واقعيت يافت. فدراسيون روسيه نيز كه در معرض اقدامات تخريبي جدايي طلبان چچن قراردارند، در شرايط جديد از اين حضور استقبال كرده اند. رهبران روسيه نيز در برابر واقعيت متحول منطقه ضرورت تغيير دادن جهت گيريها و سياست هاي خودراپذيرفته اند. نيروهاي آمريكايي منطقه آسياي مركزي و افغانستان را به عنوان كانوني براي تنظيم و هدايت اقدامات خود در منطقه براي پيشبرد برنامه هايي كه تحت عنوان مبارزه با تروريسم مطرح مي شود، ولي در واقع زمينه ساز اعمال حاكميت يكجانبه اين كشور در زمان نظام دو قطبي است، موردتوجه قرار داده اند. براي رهبران آسياي مركزي اين نيروهاي توانمند براي كنترل و سد كردن ترافيك مواد مخدر از اين كشورها به سوي روسيه و اروپا به طور موثر عمل نمايند. در طول سالهاي پس از فروپاشي اين جمهوريها هزينه هاي اجتماعي - اقتصادي - سياسي زيادي را در اين خصوص پرداخته اند. در شرايط جديد آنها مي كوشنداز كمك نيروهاي آمريكايي براي تامين اين هدف نيز بهره گيرند. با توجه به اينكه پس از سقوططالبان، توليد مواد مخدر، اعم از ترياك - هروئين و مرفين افزايش قابل توجهي داشته و دولت مركزي قادر به مقابله با فعاليت خانمانسوز روستاييان در كشت مواد افيوني براي اهداف اقتصادي نبوده براي، كشورهاي پيرامون بويژه غربي و شمالي افغانستان تهديد ترافيك موادمخدربسيار جدي و خسارت بار است. جمهوريهاي آسياي مركزي كوشيده اند از حضورناتو و نيروهاي نظامي آمريكاييها براي دفع اين تهديد بهره گيرند. گزارشاتي نيز در موردارتباط قاچاقچيان موادمخدر و برخي از نيروهاي افراطگرا در منطقه براي تامين نيازهاي نظامي - سياسي آنها وجود دارد. رهبران اين جمهوريها براي بهره گيري از كمك هاي جامعه بين المللي و نهادهاي مرتبط اقدامات قابل توجهي را دنبال كرده اند. اين كشورها پس از فروپاشي اتحاد شوروي با توجه به نفوذ عميق فرهنگ اقتدارگراي شرقي كه در دوران كمونيسم تقويت شد، نتوانسته اند به شرايط قابل قبولي در تحقق استانداردهاي بين المللي درخصوص حقوق بشر نايل آيند. به همين جهت تحت فشار نهادهاي بين المللي در اين خصوص قرار ولي داشته اند رهبري آمريكا با بهره گيري از مزاياي نزديكي به دولت هاي اقتدارگراي منطقه به اين مساله توجه زيادي نشان نداده است. هواداران اين سياست توسعه روابط با اين جمهوريها را عاملي در مسير تحقق اين هنجارها برآورد مي كنند. به هر ترتيب در فضاي پس سپتامبر 11از فضاي مناسبي براي حضورفعال آمريكا در آسياي مركزي فراهم آمده كه بسياري از منازعات و اختلافات پيشين را پايان بخشيده است. درك تهديد مشترك در شكل گيري اين همسازي بسيار نافذ عمل كرده است.