Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811114-59925S1

Date of Document: 2003-02-03

هزينه هاي عاشقي مقوله جنسيت در سلسله حيوانات به خصوص براي نرها تجارتي مخاطره آميز است اما وقتي كه ظاهرا ماده ها به متلون ترين و پرسروصداترين نرها جذب مي شوند چه راه ديگري براي نرها باقي مي ماند شارون لوي ترجمه: حسين يوسفي در دنياي جانوران هميشه اين طور نيست كه نر پرزرق و برق، ماده ها را به چنگ بياورد. شارون لوي (Levy Sharon) ژورناليست مستقل مطالب علمي مقيم شمال غربي كاليفرنيا اظهار داشته است كه دقت، احتياط و حتي كمي تقلب نيز مي توانند به همان اندازه جذاب باشند. مقوله جنسيت در سلسله حيوانات به خصوص براي نرها تجارتي مخاطره آميز است. زندگي عاشقانه خطرناك ماهي دم شمشيري آمريكاي جنوبي را در نظر نرها بگيريد با ارسال سيگنال هاي الكتريكي با فركانس هاي متنوع جفتي را جلب مي كنند. بدبختانه نت هاي ضعيف همچون يك علامت موثر براي شكارچيان آنها شامل مارماهي الكتريكي عمل مي كند و در نتيجه در پايان فصل جفت گيري تقريبا هيچ ماهي دم شمشيري نري باقي نمي ماند. اما وقتي كه ظاهرا ماده ها به متلون ترين و پرسروصداترين نرها جذب مي شوند، چه راه ديگري براي نرها باقي؟ مي ماند براي مثال آواز گنجشك هاي آوازخوان آمريكا در زمان معاشقه به سختي شنيده مي شود. نري كه با صداي بلند در روي يك شاخه در فضاي آزاد آواز مي خواند، علاوه بر گنجشك ماده توسط قرقي هاي گرسنه هم به راحتي ديده شده و صدايش شنيده مي شود. اين قضيه در مورد بسياري از ديگر گونه ها هم يكسان بوده و صدق مي كند، اگر سوسوهاي رمزدار شده يك كرم شبتاب نر توسط ماده اي از گونه اي متفاوت ديده شود، رومئوي عاشق پيشه نگون بخت به احتمال زياد به جاي آن كه يك جفت خوشبخت باشد به عنوان شام خورده مي شود. در پاناما، خفاش هاي شكارچي در محلي كه قورباغه هاي تانگاراي نر آواهاي عاشقانه شبانه سر مي دهند، خيمه مي زنند. يا همچنان كه آواز يك جيرجيرك نر مي تواند براي او يك جفت به ارمغان بياورد، ممكن است سبب جلب شدن يك مگس پارازيتوئيدشود 1 كه تخم هايش را روي بدن خواستگار مي گذارد. چرا نرها همچون يك بازيگر در صحنه، لباس پوشيده و نمايش مي دهند در حالي كه به خوبي واقفند با اين كار خود را در معرض خطر آشكاري قرار؟ مي دهند اين مسئله از زمان داروين به بعد به شدت موضوع بحث و جدل هاي زياد در بين متفكرين برجسته زيست شناسي بوده است. شايد نرهاي پرزرق و برق ثابت كرده اند كه آنها شايسته تر و سالم تر از افراد يكنواخت و ساده ترند، فرضيه اي كه امروزه بيشتر طرفدار دارد. يا ممكن است سليقه عجيب و غريب ماده بوده است كه نرهاي مورد نظر را به تحول يافتن نمايش هاي جنسي پرزرق و برق وادار كرده است - تئوري انتخاب جنسي مهار نشدني. اما هيچ يك از اين تئوري ها كل ماجرا را بازگو نمي كند. چرا كه مشخص شده است ماده ها هميشه توسط نرهاي خطركننده جذب نمي شوند و با يك بررسي دقيق تر مشخص شد حتي نرهاي جلب توجه كننده از آنچه كه به نظر مي رسند، محتاطتر هستند. از قرار معلوم ماهي هاي دم شمشيري انتحاري از قمار كردن در مورد اين مسئله طفره مي روند. فيليپ استودارد (Stoddard Philip) محقق دانشگاه بين المللي فلوريدا واقع در ميامي دريافت كه ماهي هاي دم شمشيري نر سيگنال هاي الكتريكي با فركانس بالا را در سرتاسر روز ارسال مي كنند در حالي كه ارسال فركانس هاي پايين آنها تنها طي شامگاه كه ماده ها تخم ريزي مي كنند، انجام مي شود. استودارد مي گويد: اگر آنها از اين فركانس هاي پايين استفاده نمي كردند، هيچ وقت صاحب فرزند نمي شدند. اما با ارسال گستره وسيعي از سيگنال ها تنها در زمان شامگاه، آنها خطر خورده شدن را به حداقل رسانده و شانس انتقال ژن هايشان را به نسل بعد افزايش مي دهند. شمار زيادي از ديگر حيوانات حتي زيرك تر و پيچيده ترند. بال توري ها (Lacewings) (گروهي از حشرات از راسته Neuroptera.م ) براي نرهاي خود با مرتعش كردن گياهاني كه روي آن استراحت مي كنند، آواز عاشقانه سر مي دهند تا اينكه آوازي توليد كنند كه توسط شكارچيان آنها شنيده شود. پرهاي خروس صخره اي گينه اي كه در زير نور خورشيد به رنگ نارنجي براق است، در سايه جنگل محو مي شود، جايي كه آنها زماني كه نمي خواهند خودرا به رخ ماده ها بكشند مخفي مي شوند. و هنگامي كه خفاش هاي گرسنه در جست وجوي طعمه پرسه مي زنند، قورباغه هاي درختي نر آواهايي آرام تر توليد مي كنند و يا در نزديكي سروصداي مرغابي ها آواز مي خوانند كه صداي آنها را مخفي مي كند. شگفت انگيزتر اين كه ممكن است واقعا ماده ها تحت شرايط خاصي نرهاي محتاط را جنسي تر از نرهاي پرزرق و برق تشخيص دهند. اين مورد در گوپي ترينيدادي ديده شده است، ماهي بسيار كوچكي كه دانشمندان بيش از همه حيوانات درباره رفتار تعادلي جنسي آنها تدريس كرده اند. جان اندلر (Endler John) از دانشگاه كاليفرنيا واقع در سانتا باربارا مي گويد: گوپي ها آبي، قرمز و فرابنفش اند، رنگ هايي كه شكارچيان قادر نيستند آنها را ببينند. آنها در اوائل صبح و يا اواخر بعدازظهر زماني كه شكارچيان آنها در حداقل فعاليت خود به سر مي برند به معاشقه مي پردازند. در اين اوقات كه نور كم است لكه هاي رنگي آنها بهترين اثر را روي ماده هاي ارزيابي كننده باقي مي گذارد. همچنين اندلر نشان داده است در محلي كه شكارچيان بيشتر هستند، گوپي هاي نر رنگ هاي يكنواختي را دارا شده اند كه در مقايسه با مكان هايي كه شكارچيان كم تعداد بوده بيشتر نرها لكه هاي درخشاني را دارند. يك تبيين ساده اين است كه نرهاي با رنگ هاي براق تر به احتمال زياد خورده مي شوند و افراد با رنگ هاي ساده و مات براي توليدمثل باقي مي مانند. اما ممكن است تحت اين شرايط نرهاي اين چنيني (با رنگ هاي ساده ) چيره شده و تعدادشان بيشتر شود، چرا كه ماده ها اين نرها را مي پسندند. آزمون هاي آزمايشگاهي نشان داده است كه ماده ها به احتمال خيلي زياد با نرهاي با رنگ هاي ساده جفت گيري مي كنند، اگر آنها بدانند كه صيادي در آن حوالي وجود دارد. در واقع وجود خطر آنها را وادار مي كند كه بدپسند شوند. اگر يك ماده جفت اش را به طور تصادفي انتخاب كند اين كار سريع تر انجام مي شود و او زمان كمتري را در اطراف نرهاي پرنقش و نگار و آشكارتر سپري مي كند كه نزديك شدن به آنها او را بيشتر در معرض شكار شدن قرار مي دهد. در نتيجه از نظر گوپي هاي ماده رنگ هاي يكنواخت و كدر در زمان تهديدشان از طرف شكارچي هاي خطرناك بيشتر جذاب هستند. اندلر يكي از دو مكانيسمي را كه مي توانند الگوهاي تكاملي گوپي ها را تفسير كنند، در آزمايشگاه و در طبيعت مشاهده كرده است. تغييرات ماده در پسند و سليقه در هر يك از اين مكانيسم ها به احتمال فراوان ذاتي است تا ياد گرفتني. اندلر مي گويد يادگيري بسيار كند و زمان بر بوده و ممكن است خطرناك باشد. بنابراين يك عكس العمل برنامه ريزي شده نسبت به صيادان از لحاظ ژنتيكي مزيت محسوب شده و احتمالا در سرتاسر جمعيت پخش مي شود. اين تنها موردي نيست كه ماده ها سليقه خود را بسته به شرايط تغيير مي دهند. جيرجيرك ها نيز به همين نحو عمل نرها مي كنند درست مانند مالش آرشه بر سيم ويولن، تحريرهاي جفت گيري خود را با ماليدن دو بال به هم ايجاد مي كنند. آنها با قرار گرفتن در شكاف هاي زمين كه امنيت نسبي را برايشان به همراه دارد، تحريرهاي خود را شروع مي كنند. تا اين جا همه چيز يكسان است، ماده ها هميشه نرهاي با تحرير طولاني را بيشتر از نرهاي با تحرير كوتاه انتخاب مي كنند. اما آن هدريك (Hedrick Ann) از دانشگاه كاليفرنيا واقع در ديويس دريافت كه ماده ها خطر شكار شدن را در زمان انتخاب جفت در نظر مي گيرند. او تحريرهاي ضبط شده طولاني و كوتاه را در يك محوطه جفت گيري آزمايشي كه هم شامل فضاي پوشيده ( مخفي ) و هم باز بود، پخش نتيجه كرد آزمايش بستگي به اين داشت كه آوا از كجا بيايد. هدريك مي گويد: ماده ها را آزاد گذاشتم تا بين آواي كوتاه با پوششي در جلوي آن و يا آواي طولاني در فضاي باز يكي را انتخاب كنند. هدريك مي گويد: زماني كه شما آنها را در شرايط ناهمسان قرار مي دهيد، مكاني كه آنها آوايي را مي شنوند كه دوست دارند اما براي رفتن احساس ناامني مي كنند اين ماده ها در مقابل به سوي آواي كوتاه درون فضاي بسته مي روند. وقتي آزمايش بدون حضور پوشش انجام شد، همين ماده ها احتياط را كنار گذاشته و تقريبا هميشه آواي طولاني را انتخاب كردند. مشخص نيست كه چرا جيرجيرك هاي ماده به سمت تحرير طولاني جذب مي شوند. شايد اين تحريرهاي طولاني يك نوع شاخص كيفيت اند مثالي از اصل معلوليت كه 2 به موجب آن سيگنال هاي جنسي براي اثبات ارزش و شايستگي نر هزينه مي شوند. هدريك مي گويد مي دانيم كه تحرير كردن مقدار زيادي انرژي جانور را مي گيرد. با وجود اين نرها وادار به متحول كردن تحريرهاي هر چه طولاني تر مي شوند چرا كه ماده ها اين تحريرها را دوست دارند. فرآيند انتخاب جنسي مهارنشدني منجر به تحول يك ويژگي شده و هر چه بيشتر روي آن تاكيد مي شود تا اين ويژگي براي بقاي نرها هزينه شود. تاكيد روي اين ويژگي سبب افزايش جذابيت نر مي شود. دليلي كه مي توان ذكر كرد كه جيرجيرك هاي نر متمايل به قرار گرفتن در اين شرايط هستند، از يافته هدريك به دست آمده است. او ذكر كرده بود كه جيرجيرك هاي نر با بلندترين تحريرها همچنين محتاطتر نيز هستند چرا كه آنها در زمان نزديكي صيادان مدت بيشتري را در شكاف هاي زمين مخفي مي شوند. روش ديگري براي جفت گيري بدون هرگونه جلب توجه ديگران به سمت خود وجود دارد و آن سوءاستفاه از نمايش متهورانه يك نر جوان كم دقت است. بيدهاي مومي نر معروفند به اين كه به آرامي در نزديكي يك رقيب آوازخوان آويزان مي شوند و در كمين ماده هايي مي نشينند كه به جست وجوي منبع صدا ( آوازخوان ) مي آيند. بعضي جيرجيرك هاي نر هم در اطراف رقيب پرسه زده و به نظر مي رسد كه از راهكارهاي مشابه استفاده مي كنند. در ميان نرهاي بسياري از گونه ها از جمله گوپي ها رفتارهاي دزدكي و همراه با نيرنگ ديده شده است. در اين موارد متقلبين همه آيين هاي معاشقه را دور مي زنند (هيچ يك را انجام نمي دهند ) اين، افراد در زمان روبه رو شدن به ماده مورد انتظار و نشان دادن خود به آن دچار ترس مي شوند اما خودشان را به زور به ماده هاي غيرپذيرا تحميل مي كنند. اين راهكار در زماني كه خطر شكار شدن بالاست، بسيار عموميت دارد. در اين زمان ماده ها تمايل به از دست دادن علاقه مندي خود به جنسيت دارند. در اين مورد هيچ نشانه اي حاكي از آنكه از نظر ماده ها اين متقلبين جذاب باشند وجود ندارد. اما در مورد خورشيدماهي آبشش آبي ممكن است اين طور باشد. در اين ماهي ها نرها دو نوعند: نرهاي بزرگ كه از قلمرو دفاع مي كنند و براي ماده ها نمايش مي دهند و نرهاي كوچك كه بسيار شبيه ماده ها هستند. نرهاي كوچك تر نمي توانند مستقيما با ماده ها معاشقه كنند. در عوض آنها در نزديكي قلمرو يك نر بزرگ انتظار مي كشند و زماني كه يك ماده براي گذاشتن تخم هايش شناور مي شود، اين نرهاي كوچك از جا پريده و به سرعت مقداري اسپرم را روي اين تخم ها آزاد بسياري مي كنند از زيست شناسان خورشيد ماهي آبشش آبي را به عنوان مثالي كلاسيك از يك راهكار جفت گيري دزدكي پذيرفته اند اما آموتز زهاوي (zahavi Amotz) زيست شناس دانشگاه تل آويو چنين اعتقادي او ندارد باني تئوري اصل معلوليت است و اعتقاد دارد هيچ رفتار دزدكي در مثال بالا رخ نداده و فقط سيگنال هاي صادقانه اي بين سه بازيگر اين نمايش رد و بدل شده است. او استدلال مي كند كه ماده ها قلمروهايي را ترجيح مي دهند كه تخم هايشان توسط هر دو نوع از نرها بارور شود، بنابراين نر بزرگ به نر كوچك خوشامد خواهد گفت چرا كه بودن دو تاي آنها با هم موفقيت بيشتر هر دو را در جفت گيري تضمين مي كند. زهاوي مي گويد هر ارتباطي (جنسي يا جور ديگر ) براي اثبات صداقت آن بايد همراه با مقداري هزينه يا معلوليت وقتي باشد دو فرد با يكديگر تشريك مساعي مي كنند سيگنال لابد همراه يك معلوليت است و راهي جز اين وجود ندارد. او خاطرنشان مي كند زماني كه هزينه سيگنال خيلي سنگين شود، يا از بين مي رود و يا مانند ارتعاشات عاشقانه بال توري ها مخفيانه مي شود. او همچنين معتقد است كه طبيعت در معاشقه طالب صداقت است و رفتاري كه توسط بسياري از زيست شناسان تقلب به نظر مي رسد، سرانجام به عنوان سيگنال هاي صادقانه تفسير خواهد شد. اصل معلوليت شايع ترين تبيين راجع به تكامل نرهاي پرزرق و برق است، اما كشف اين موضوع كه تنها يك روش براي معاشقه وجود ندارد هنوز بسياري از زيست شناسان را در مورد اين تئوري كه صداقت هسته اصلي آن را تشكيل مي دهد در شك و ترديد نگه داشته است. اندلر مي گويد زهاوي فكر مي كند اصل معلوليت همه چيز است و به نظر من عقيده او اشتباه نيست بلكه فقط مقداري نقص دارد. اندلر معتقد است هر نوع راهكار جفت گيري مي تواند تكامل پيدا كند مشروط بر اينكه نتيجه بخش بودن آن تامين شود، يعني افزايش شانس فردي توليد زادگاني كه همان استراتژي را اتخاذ مي كنند. آيا صداقت بي مورد؟ است آيا تشريح تكامل درباره صداقت فقط تعريفي انسان انگارانه؟ است آيا واقعا يك اصل مي تواند نمايش پرجلوه و سردرگم رفتار جنسي ديده شده در دنياي حيوانات را شرح؟ دهد قطعا همان طور كه درخشش كرم هاي شبتاب در شامگاه هاي ژوئن ادامه دارد، بحث و جدل ها هم ادامه خواهد داشت. به هر حال دفعه بعد كه سوسوزدن هاي ملكوتي اين موجودات اسرارآميز را در اين سو و آن سوي چمنزاري تابستاني مشاهده كنيد، اين صحنه خاطره اي باارزش و به يادماندني برايتان خواهد سوسوهايي بود كه بيشتر براي معاشقه است تا برآورده شدن بينايي. پي نوشت: _ 1 پارازيتوئيد ( Parasitoid): نوعي انگل كه فعاليتش منجر به مرگ ميزبان مي شود كرمينه هاي اين انگل ها از بدن ميزبان تغذيه كرده و در نهايت او را مي كشند. _ 2 اصل معلوليت (principle Handicap): برخي صفات مانند دم بلند در طاووس در بقاي روزمره آنها يك عيب و معلوليت محسوب مي شوند، اما عليرغم اين معلوليت، دم بلند نشان دهنده آن است كه نر استعداد بقاي بيشتري دارد يعني او از جهات ديگر فوق العاده خوب است و ژن هاي خوبي را داراست. هر نمايش يا صفت (طول دم، طول شاخ يا شاخه و يا طول تحرير ) مي تواند شاخص قابل اعتمادي از سلامت باشد. ( وهابزاده ع. مقدمه اي 13730 بر اكولوژي رفتار. نوشته: كربس و ديويس. انتشارات جهاد دانشگاهي مشهد )