Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811114-59922S3

Date of Document: 2003-02-03

تاثيرات عمده تصميم گيري قضايي قضات در مورد احكام، دادخواست ها و مسئله سياست يا ] [رويه قضايي، تصميمات را اتخاذ تفاوت هاي مي كنند مهمي ميان قضات دادگاه تريال و قضات استيناف وجود دارد برحسب اينكه آنها چگونه تصميمات را اتخاد مي كنند. در حالي كه قضات دادگاه تريال بايد بدون برنامه قبلي تصميمات را اتخاد نمايند، قضات دادگاه هاي استيناف يا ] دادگاه [پژوهش اين مزيت را دارند كه قادرند يك پرونده را بازتاب دهند و يا درباره آن با كاركنان خود و همكارانشان بحث كنند. پژوهشگر مباحث قانون، روبرت كارپ اين ايده را بيان مي كند كه تمام قضات مطيع دو نوع تاثير هستند: خرده فرهنگ حقوقي و خرده فرهنگ دموكراتيك. خرده فرهنگ حقوقي از قوانين و اعمالي كه راهنماي تصميم گيري در درون حرفه حقوقي است تشكيل مي شود. براي مثال بيشتر قضات، دنباله روي از رويه حقوقي را انجام يك مي دهند رويه، موردي است كه به عنوان يك مثال معتبر براي پرونده هاي آينده به كار مي رود كه مسائل و قضاياي مشابهي دكترين دارند پيروي از رويه قضايي (جواز تصميم گيري يا استصحاب كردن سابقه ) قاعده مهم ديگري در خرده فرهنگ حقوقي آمريكايي است. علاوه بر رويه ها و ديگر عوامل مربوطه قانوني، عوامل فراقانوني درون خرده فرهنگ دموكراتيك در تصميم گيري قضايي نيز داراي اهميت است. ارزش هاي سياسي در مركز اين خرده فرهنگ دموكراتيك قرار مي گيرند. اهميت خرده فرهنگ حقوقي رويه هاي قانوني هم بر قضات دادگاه هاي تريال و هم بر قضات دادگاه استيناف تجديدنظر ] يا [پژوهش قويا تاثير مي گذارند. بنا بر گفته كارپ Carpخرده فرهنگ، حقوقي، بيش از خرده فرهنگ دموكراتيك بر تصميم گيري در دادگاه هاي استيناف و تريال تاثيردارد. ربط خرده فرهنگ دموكراتيك هويت سياسي قضات بر تصميم گيري شان تاثيرگذار است. وابستگي سياسي حزبي يك عامل پيش بيني كننده قوي از نتيجه تصميمات قضايي است. تحقيقات بر روي قضات دادگاه استيناف فدرال نشان مي دهد كه قضات طرفدار حزب دموكرات بسيار بيشتر از قضات طرفدار حزب جمهوريخواه از حقوق متهمين جنايي حمايت مي كنند. همچنين يك مطالعه عمده درباره الگوهاي آراي حزبي در ديوانعالي كشور، سطح حمايت بالاتري در مورد حقوق متهمين را در ميان قضات دموكرات گزارش مي دهد تا در ميان قضات جمهوريخواه. همچنين دادگاه هاي استيناف ايالتي، برخي شواهد هواخواهي هاي حزبي را نشان مي دهند. افكار عمومي _ كه جنبه ديگري از خرده فرهنگ دموكراتيك است _ نيز بر روي تصميم گيري قضايي تاثير دارد. افكار عمومي بر قضات فدرال كه به صورت مادام العمر به اين مقام منصوب شده اند تاثير كمتري دارد تا قضات ايالتي كه در هر انتخاب مجددي، شركت مي كنند. يك مطالعه در دادگاه هاي تريال ايالتي كاليفرنيا نشان داد كه در پي يك همه پرسي مبني بر اينكه آيا بايد تندي احكام صادره براي استفاده شخصي از ماري جوانا كاهش يابد يا خير، قضات، صدور حكمشان را در پرونده هاي ماري جوانا متفاوت كردند. ايدئولوژي سياسي نيز مي تواند بر تصميم گيري قضايي تاثيرگذار باشد. وقتي كه قضات به سياست اجازه مي دهند كه دليل را بي اثر كند و از پاي درآورد، آنها مسئول پذيرفتن خطر رد يا قبول يك ادعا هستند (هنگامي كه زمينه هاي خوبي براي انجام چنين كاري ندارند ). قاضي ويليام. داگلاس او _ قاضي ليبرال _ يك بار در سال 1974 در مورد اينكه اگر او از ديوانعالي استعفا دهد چه اتفاقي خواهد افتاد اظهارنظر كرد. وي گفت [ديگر ] در دادگاه هيچ كس نخواهد بود كه از سياهان و آمريكايي هاي مكزيكي تبار، متهمين و محيط زيست حمايت كند. او گفت: حتي اگر وظايف خود را نيمه كاره هم انجام مي دادم بهتر از اين است كه يك محافظه كار را جايگزين من كنند. زماني، دوستي از داگلاس پرسيد كه اگر ديگر نه پرونده ها را ببيني و نه بخواني، چگونه در مورد پرونده ها تصميم خواهي؟ گرفت او گفت: من گوش مي كنم و مي بينم كه قاضي برگر (محافظه كار ) چگونه راي مي دهد و چگونه به روشي ديگر راي مي دهد. قاضي داگلاس در نتيجه گيري اش اشتباه كرد. اگر افرادي پيشنهاد كنند كه ادعا يا موقعيتي را صرفا بدين خاطر كه از منبعي كه آنها مخالف آن هستند مي آيد رد كنند، آنها (جدا نسبت به آن انسان ) مرتكب سفسطه در يك بحث پيشداورانه شده اند. اين امر استراتژي اي را نتيجه مي دهد كه در آن شخص تلاش مي كند كه بحث يا موضعي را با تحريم كردن منبع آن رد كند. اگر داگلاس در مورد آن پيشنهاد جدي به نظر مي رسيد در آينده، او به جاي تهيه مدارك موجه عليه برگر و در مورد وضعيت برگر در فرجام هاي جنايي به خود او، اعتبار و يا سياست هاي او حمله مي كرد. جواب بهتر در مورد بحث ها و ادعاهايي كه منابع آنها مشكوك است اين است كه قضاوت را معلق كنيم و بر اين پرسش متمركز شويم كه آيا بحث هايشان از نتيجه گيري هايشان حمايت خواهد؟ كرد تخلف قضايي و راه چاره اش تخلف قضايي شامل فعاليت هايي چون رشوه گيري است كه اعتماد عمومي را به راستي و درستكاري و بي طرفي قوه قضاييه كاهش مي دهد. بيشتر ايالت ها يك كميسيون رفتار قضايي دارند كه از اتهامات سوءرفتار [تخلف ] قضات ايالتي بازپرسي و تحقيق مي كند. ديوانعالي ايالتي معمولا در مورد اينكه آيا قاضي را تنبيه كند يا خير تصميم مي گيرد. تقريبا ده قاضي ايالتي هر ساله از ] شغل [خود بركنار مي شوند. قضات فدرال نيز فقط زماني كه متهم مي شوند، محكوم به خيانت، رشوه گيري يا ديگر جرم هاي بالاتر گردند مي توانند بركنار شوند. در تاريخ قضايي فدرال، هفت قاضي به خاطر اعلام جرم و ] محكوم [شدن بركنار شده اند.