Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811114-59922S1

Date of Document: 2003-02-03

بزرگ ترين موهبت بشر مستقيمي در ميزان خوشحالي افراد به وجود مي آورد اما آنهايي كه از رفاهي نسبي برخوردار هستندافزايش ثروت تاثير مهمي بر زندگي آنها نگذاشته است اكبر شارخي آلن اندرسون گفته است خوشبختي بزرگ ترين ثروتي است كه به انسان هديه شده است. اما ويكتور هوگو در همان قرن هجدهم در آثار ماندگار خود تمام كوشش را براي برچيدن انديشه هاي كلاسيك به كار برده، و در پاسخي جانانه و قرن هجدهمي گفته است: كساني كه صاحب فكرند اين تقسيم بندي را كمتر به كار مي برند. (خوشبختان و بدبختان ). و ادامه مي دهد كه در اين عالم كه مسلما دهليز عالم ديگر است، خوشبختي وجود ندارد. تقسيم واقعي بشري از اين قرار است: روشنان و تاريكان. كاستن از تعداد تاريكان و افزودن بر تعداد روشنان هدف اصلي است... روز با چشم اشكبار به وجود مي آيد. روشنان اگر هم هيچ موردي براي گريستن نداشته باشند، بر ظلمت زدگان مي گريند. بدون شك انسان امروزي هر بامداد كه از خواب برمي خيزد، در پس خميازه هاي طولاني خود به اين خواهد انديشيد كه زندگي در عالم هستي روز به روز دشوارتر مي شود. و با افسوس ياد روزهاي شاد گذشته را غبطه مي خورد. اين را دانته در كمدي الهي آنچنان بيان كرده است كه احساس آن تا اعماق وجود آدمي رخنه مي كند: هيچ دردي بالاتر از ياد روزهاي خوش گذشته در دوران تيره بختي نيست. ماه گذشته مردم آمريكا جشن خوشبختي خود را در سال 2003 ميلادي به گونه اي ديگر آغاز كردند. صدها هزار نفر از آنها در جشن سال نو مسيحي با عبور از دستگاه هاي فلزياب برپا شده در ورودي هاي ميدان بزرگ تايمز نيويورك و در محاصره مردان زره پوش مسلسل به دست فرياد شادماني سر دادند و با كمك ماهواره ها غريو اين شادي را در تمام پهنه زمين به نمايش گذاردند. اينكه اين جمعيت انبوه به راستي شاد بودند و يا چهره هاي خود را با شادي بزك كرده بودند را به قضاوت نمي نشينيم، اما بي گفت وگو به نمايش گذاردن شادي در چنين فضايي رعبانگيز و پربيم و هراس كه صداي چكمه هاي نظاميان و هياهوي طبل و شيپور آنها، هر دم طنين بيشتري به خود مي گيرد، هر صداي خنده و هر فرياد شادي را كمي بي معني و مضحك جلوه گر مي سازد. به روايتي دقيق تر مي توان اين جنجال را به ريشخند گرفتن شادي تعبير كرد، تا نمايشي واقعي از خوشبختي انسان هايي كه سالي نو را به پيشواز مي روند. اين جعبه خوشبختي آلن اندرسون گنجينه اي است پر از سكه هاي بدلي. بدون شك در صبح فرداي شب آتش بازي هاي خيره كننده جشن سال نو و با اين ثروت پوشالي، آيا همه آن جمعيت مي توانند خود را حتي به كشيدن سيگار ارزان قيمت دعوت كنند. با گسترش موج نگراني در مورد تروريسم و كاهش رونق بازارهاي جهاني در سال 2002 كه به دامنه اين نگراني ها افزوده بود، فرصت تازه اي فراهم آمد تا ثمره تحقيقات و كوشش هاي علمي گسترده اي كه تاثير شادي بر زندگي انسان از خود به جاي مي گذارد بار ديگر توجه محققان را به خود جلب نمايد. البته محققاني كه يكسره عشق و شادي را نيز در چنبره ترازوها و منحني نمودارهاي خود مورد سنجش قرار محققاني مي دهند كه تاثيرات شادي بر روي انسان را مطالعه و تحقيق مي كنند، برخلاف پزشكان و روانپزشكان كه تنها به جنبه تاريك افكار آدمي، خصوصا به رواج بيماري افسردگي مي پردازند، دامنه گسترده تري از حالات روحي، از نشاط اندك تا شادي هاي مفرط را مدنظر قرار داده اند. اين پژوهشگران براي افرادي كه موج تنش هاي سياسي سال 2002 به پريشاني افكار آنها دامن زده است خبرهاي متفاوتي را به ارمغان آورده اند. آنان معتقدند كه ما جهاني شادتر را پيش رو خواهيم داشت، كه اين شادي دائما رو به تزايد خواهد گذارد. و معتقدند كه چنانچه در يكي از كشورهاي توسعه يافته و پيشرفته زندگي مي كنيد و با كار زياد در تلاش هستيد كه ثروت بيشتري به چنگ آوريد، در واقع بايد بدانيد كه اساسا محتواي خوشبختي را درك نكرده ايد. علامه محمدتقي جعفري در تفسير مثنوي معنوي در مفهوم شادي و اندوه مي گويد: آن چاهي كه آب زلال خنده را از آن مي كشيد همان چاهي است كه بارها از اشك هاي گرم شما لبريز شده است... هر اندازه كه وحشي درنده اندوه چنگال هاي خود را در بدن شما فرو ببرد همان اندازه هم در ژرفاي درون شما شادي ها افزايش خواهد يافت. آن ساغر را كه امروز باده گوارا در آن ريخته ايد، مگر همان كاسه سفالين نيست كه پيش از اين در كوره كوزه گران در آتش سوزان مي سوخت. امروزه روان شناسان، زيست شناسان، فيزيولوژيست ها، دانشمندان علوم ژنتيك و حتي علوم سياسي در تحقيقات خود به پديده شادي توجه ويژه اي نشان مي دهند اما توجه همگي آنها به اين موضوع يكسان نيست و البته اغلب آنها ترجيح مي دهند كه به جاي كلمه خوشحالي از اصطلاح دقيق و فني تري كه آن را سعادت فردي يا ( SWB 1 و يا به عبارت ديگر همان شعف دروني نامگذاري كرده اند استفاده مي كنند. از آنجا كه اين پژوهشگران شديدا تحت تاثير تكنيك هاي روان شناسي قرار دارند و دسترسي به زندگي كيفي آدمي را از طريق به كارگيري ابزارها و لگاريتم هاي كمي مورد سنجش قرار مي دهند، و تعادل خود را در مواجهه با ساير علوم با به كارگيري همين ابزارها حفظ مي كنند، به اين نتيجه رسيده اند كه يكي از راه هاي سنجش ميزان خوشحالي اين است كه تك تك افراد را مورد پرسش قرار دهند. آنها مشخصا از نمونه هاي خود سوال مي كنند كه آيا از زندگي خود راضي ؟ هستيد آيا يك روز كسل كننده و طولاني كه سرانجامش آن قدرها هم ناخوشايند نبوده را به عنوان يك روز شاد تلقي؟ مي كنند آنها تجربه هاي خود را به گونه اي ديگر آزموده اند به اين ترتيب كه با كمك ابزارهاي تكنيكي، نمونه هاي خود را مورد سنجش قرار داده، به شكلي كه براي ثبت تصادفي احساسات لحظه اي و زودگذر تعدادي پيجه در اختيار نمونه هاي خود قرار داده اند تا با سرعت بيشتري به نتايج تحقيقات خود دسترسي داشته باشند. حتي از آن هم فراتر رفته اند و براي ثبت نتايج دقيق تر به پرسش از نزديكان و از آمار تعداد دفعات لبخند زدن نمونه هاي خود يادداشت برخي برمي دارند پا را از اين هم فراتر نهاده اند و با تست هاي فيزيولوژيكي و در آزمايشگاه ها، مقدار ترشح هورمون كورتيزون و غدد فوق كليوي در بزاق دهان را نيز براي اندازه گيري ميزان استرس افراد جمع آوري كرده اند. همچنين از ثبت الكتريكي ماهيچه هاي صورت براي تمايز يك لبخند مصنوعي از لبخند واقعي نيز دريغ نورزيده و به اين ترتيب آمار دقيق تري از حالات زودگذر و نامحسوس هيجاني با نوع واقعي آن را از هم تفكيك كرده اند. دامنه اين تحقيقات به آنجا كشيده شده است كه عدم تقارن در عملكرد مغز مياني و بخش قدامي يا پيشين آن براي ميزان خرسندي يا ناخشنودي نمونه، مورد توجه قرار گرفته است. تمامي اين مطالعات شايد توانسته است تصاويري كلي با اندازه هايي متفاوت و با ملزوماتي خاص را براي اثبات تحقيقات، در اختيار ديگران قرار دهد. و شايد اين روش ها حتي، بتواند پيش زمينه اي براي شروع هزاران موضوع تحقيق باشد، اما فراموش نكنيم كه پس از لئوناردو داوينچي هزاران نقاش و عكاس، نقاشي ها و تصاويري از خنده و شادي و حتي خوشبختي را ترسيم و ثبت كرده اند. به ياد داشته باشيم كه در تمام گيتي تنها يك _ تنها يك تابلوي لبخند ژوكوند خلق شده است. موضوع مطالعات درباره ارزش هاي جهان كه زير نظر رونالد اينگهارت از دانشگاه ميشيگان انجام شده را بايستي گسترده ترين مطالعات صورت گرفته در اين زمينه به حساب آورد. در اين تحقيقات از ميزان تغيير عقايد و باورها گرفته تا سطح خوشحالي افراد از آغاز سال 1981 در بيش از 60 كشور جهان كه نمايانگر 75 درصد جمعيت جهان هستند نمونه برداري شده است. از مجموع نتايج به دست آمده از اين مطالعات مطالب چشمگيري را مي توان مورد تجزيه و تحليل قرار داد: _ در كشورهاي فقيرتر جهان افزايش ثروت تاثير مستقيمي در ميزان خوشحالي افراد به وجود مي آورد. اما آنهايي كه از رفاهي نسبي برخوردار هستند، افزايش ثروت تاثير مهمي بر زندگي آنها نگذاشته است. در اين ميان برندگان بليت هاي بخت آزمايي از افراد متوسط خوشحال تر هستند اما اين شادي پس از يكي دو سال خاتمه مي پذيرد. ارتقاي بچه دار شدن شادي دائمي را با خود به همراه نمي آورد. افزايش حقوق شغلي پيش از آنكه افراد را به سطح قابل قبولي از خوشحالي مطمئن سازد، به سرعت زوال مي پذيرد. و روي ديگر سكه آن است كه، بدبختي يا بدشانسي لزوما پاياني براي خوشحالي نيست. افرادي كه دچار مصدوميت هاي طولاني و يا حتي معلوليت شده اند، پس از مدتي شادي خود را باز مي يابند. اما مطمئن ترين آمارها حاكي از آن است كه اصلي ترين مانع بازگشت شادي، بيكاري طولاني مدت افراد است. نتايج ديگر به دست آمده از تحقيقات حاكي از آن است كه اكثريت مردم قادر به تعريف دقيقي از خوشحالي نيستند، در نتيجه اين سوال پيش خواهد آمد كه آيا به راستي انسان توانايي توضيح دقيقي از حالات دروني خود و از آن مهم تر توانايي دسته بندي اين حالات به غم يا شادي را دارد. خزان غنچه را مانم ز بي برگي در اين گلشن كه با ياد بهاران خنده در لبهاي من گريد اما نتايج تحقيقات ژنتيكي به دست آمده در اين زمينه را مي توان از زاويه اي ديگر مورد بررسي قرار داد. ديويد ليكن Lykken Davidپروفسور، روانشناسي و استاد دانشگاه مينه سوتا Minnesotaميزان، شادي صدها دوقلوي همسان را اندازه گيري كرده است كه در جاي خود پرداختن به آن خالي از لطف نيست. تحقيقات وي نشان مي دهد كه ميزان خوشحالي در دوقلوهاي همانند به هم شباهت هاي بسياري دارد. حتي اگر آن دو جداي از يكديگر زندگي كرده و بزرگ شده باشند. قدر مسلم، ساختار ژنتيكي افراد در رفتارهاي اجتماعي آنها، بسيار حائز اهميت است; اما آيا مي توان از طريق اين ساختار دليل واكنش هاي رفتاري را توضيح داد. همگي ما مي دانيم كه اصل شادي هيچ گونه ارتباطي با ثروت، جنسيت، سن، نژاد و يا تحصيلات ندارد. در اين زمينه تئوري ها نيز قادر نخواهند بود پاسخ روشني به اين سوال ارائه دهند. اينكه ممكن است خوشحالي ما ناشي از مقايسه برتري ما نسبت به ديگران و يا بهبود وضعيت مان نسبت به گذشته و همچنين موفقيت ما در رسيدن به اهداف مان ريشه گرفته باشد نيز گره اي از اين كلاف نخواهد گشود. و با وجود پاسخ هاي متنوعي كه به آن داده شده است، اين واقعيت ساده كه نكته اصلي در كجاست، بدون پاسخ مانده است. اد دينر (Diner Ed) از محققين دانشگاه ايلينويز يافته هاي خود را به شكلي كاملا ساده و عاميانه نتيجه گيري كرده است. در مجموع نتيجه گيري هاي وي اجتماع دوستان صميمي و شركت آنها در فعاليت هاي مشتركي كه از آن لذت مي برند از مهم ترين كليدهاي رسيدن به خوشبختي است. اگر چه ممكن است اين نتيجه گيري كمي سطحي به نظر برسد. اما در اين نتايج رازي نهفته است. رازي كه شايد خيلي پيش از اين اپيكور آن را كشف كرده بود. پي نوشت: being-Well Subjective 10