Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811114-59921S2

Date of Document: 2003-02-03

آمريكا بين اروپاي قديم و اروپاي جديد در اوايل دهه 1980 وقتي مردم آلمان غربي به خيابان رفتند تا به استقرار موشك هاي ميان برد پرشينگ آمريكايي در كشورشان اعتراض كنند، لهستاني ها در آن سوي پرده آهنين مي گفتند: وجود يك پرشينگ بهتر از حضور يك سرباز شوروي در حياط خلوت است. اكنون ديگر آن خطكشي ميان شرق و غرب وجود ندارد اما تعجبي ندارد كه لچك ميلر نخست وزير لهستان يكي از هشت رهبر اروپايي بود كه چند روز پيش بيانيه درخواست اتحاد با واشنگتن در مقابل عراق را امضا كرد. اين رهبران آشكارا از موضع مخالفت آميز آلمان و نفي كننده فرانسه در مقابل طرح جنگ دولت بوش فاصله گرفتند. اما تنش ها در داخل اروپا، فراتر از موضوع عراق است. موضوع جنگ جديدترين آزمون پيش روي اروپا براي نشان دادن نگرش هاي آلمان نسبت به آمريكاست. آنچه كه اين قاره را به اروپاي قديم و جديد (تعبيري كه دونالد رامسفلد اخيرا به كار برد ) تقسيم مي كند، احساسات متفاوت آنها نسبت به ابرقدرت دوسوي اطلس است، نه موضوع عراق. نخستين اعضاي جديد ناتو يعني لهستان جمهوري چك و مجارستان، همگي بيانيه ي كه آنها را در كنار توني بلر نخست وزير انگلستان و رهبران محافظه كار در اسپانيا، ايتاليا، پرتغال و دانمارك قرار مي دهد، امضا كردند. نظرسنجي هاي اخير نشان درصد 63مي دهد از لهستاني ها مخالف اعزام نيروهاي اين كشور به عراق هستند. اما نظرسنجي جهاني كه سال 2002 توسط مركز تحقيقات پو انجام شده نشان مي دهد درصد 79از لهستاني ها نسبت به آمريكا نظر مساعدي دارند كه اين رقم در مقايسه با رقم درصدي 63در فرانسه درصدي 61و در آلمان قابل توجه است. اين احساسات ناشي از دوران جنگ سرد است كه آمريكا نماد عظيم اميدواري براي لهستاني ها بود. اين نماد براي آنها يادآور ثروت و موفقيت است. اگر در اين كشور كسي با كت مرتب و خودرويي با مدل بالا ديده شود، همسايه اش مي گويد آمريكا به توروي خوش نشان داده بيش است از همه اينها، آمريكا نماد نيروهاي خوب در مقابل نيروهاي شر در سراسر مرزهاي شوروي است. وقتي رونالد ريگان از امپراطوري شيطان سخن گفت، لهستاني هاديدند كه يك رئيس جمهور در آمريكا چيزي را تكرار مي كند كه در ذهن آنها مي گذشت و اين را هرگز از زبان اروپاي غربي ها نشنيده بودند. درسي كه آن روزها براي آنها داشت اين بود كه اروپايي هاي آزاد براي آزادكردن خود از كمونيسم و فاشيسم همواره به آمريكايي ها متكي هستند. حتي بعد از به فراموشي سپردن خاطرات جنگ سرد، اروپاي آزاد مي داند كه همواره به مشاركت و حمايت آمريكا نياز دارد. نيكلاس ري، سفير سابق آمريكا در ورشو مي گويد: در سياست خارجي لهستان اين موضوع همواره مورد توجه است كه آمريكا براي اروپا حياتي است. اين حقيقت كه كمونيست هاي سابق اكنون پست هاي بالايي در لهستان، مجارستان و جمهوري چك دارند، اين فرض را تغيير نداده است. الكساندر كواشينوفسكي رئيس جمهور لهستان كه در سال در 1989 زمان رژيم كمونيستي اين كشور هم در دولت حضور داشت اكنون مي كوشد دولت بوش را متقاعد كند كه او مي تواند توني بلر منطقه اش باشد. فرانسه همواره نسبت به نقش واشنگتن در جهان موضعي دوگانه داشته است. آلمان كه ديگر سوار بر موج اختلافات جنگ سرد نيست، با ائتلاف هاي قديمي رابطه خوبي ندارد. گرهارد شرودر صدر اعظم آلمان بر خلاف هلموت كهل سلف طرفدار آمريكايي خود كه در جريان تظاهرات ضدموشكي دهه 1980 با مردم مقابله كرد به صراحت براي پيروزي در انتخابات به احساسات ضدآمريكايي دامن زد. اين به آن معني نيست كه اروپاي قديمي در حال دورشدن از اروپاي جديد است. از نظر اقتصادي، آلمان همچنان بزرگترين شريك تجاري همسايگان شرقي خود است و فرانسه همچنان از نظر سياسي نقش حياتي در بحران هاي بين المللي ايفا مي كند. اما رامسفلد درست مي گويد كه مركز ثقل در حال حركت به سوي شرق است و تناقض اينجاست كه پيشروي بيشتر به سوي شرق ( اروپا ) به معناي پيشروي به سوي غرب است. نيوزويك