Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811114-59920S1

Date of Document: 2003-02-03

تصاعدبزرگ بحران خاورميانه در گفت وگو با وزير خارجه افغانستان هنگامه شهيدي: دكتر عبدالله عبدالله وزير امور خارجه افغانستان مردي 43 ساله با محاسن خاكستري رنگ است. او با كودتاي كمونيست ها در افغانستان و تجاوز ارتش سرخ دوره تحصيل خود را در رشته پزشكي در دانشگاه كابل به اتمام رسانيد و پس از آن به جبهه شمال پيوست و در جريان تسلط روس ها و حكومت دست نشانده آنها در افغانستان از دستياران نزديك احمدشاه مسعود شد و در كادر رهبري جبهه شمال جاي گرفت. پس از پيروزي مجاهدين در كابل او به عنوان رياست دفتر وزير دفاع كه شخص احمدشاه مسعود بود خدمت كرد و متعاقب آن به عنوان سرپرست وزارت خارجه در دوران تسلط طالبان بر كابل در دولت رباني ايفاي نقش داشت. عبدالله عبدالله پس از سقوط طالبان و تشكيل اداره موقت افغانستان و براساس مصوبات اجلاس بن به عنوان وزير خارجه اداره موقت انتخاب شد كه اكنون نيز در دوران انتقالي بر سمتش باقي مانده است... * پس از حمله آمريكا به افغانستان و آغاز دوران بازسازي در اين كشور اين گونه برداشت گرديده كه ايران از مشاركت در بحث بازسازي افغانستان كنار گذاشته شده است. با توجه به اينكه اكنون نگاه جوامع بين المللي به سوي عراق معطوف است آيا افغانستان به اين باور رسيده است كه نياز بيشتري به ايران دارد و سفرهاي پي درپي شما و ساير مقامات كشورتان در روزهاي اخير به تهران در همين؟ راستاست... البته تبصره هاي گوناگوني در اين زمينه بوده است. واقعيت امر اين است كه يك ماه پس از تاسيس دولت موقت افغانستان كنفرانس توكيو برگزار شد كه به موجب آن جامعه بين المللي به افغانستان وعده همكاري داد و جمهوري اسلامي ايران نيزتعهد قابل ملاحظه اي را در بخش بازسازي افغانستان عهده دار شد. افغانستان به اهميت ايران در منطقه و ضرورت وجود روابط حسنه و گسترده در جنبه هاي مختلف با ايران و ساير همسايگان خود واقف است. البته اينكه تعبيرها و تفسيرها چه بوده است حرف ديگري است اما جمهوري اسلامي ايران در سال جاري كمك هاي بلاعوض به افغانستان تعهد داده است و مسئله همكاري هاي ايران با افغانستان و يا علاقه مندي افغانستان براي جذب اين همكاري ها موضوع جديدي نيست... تا زماني كه تهديد امنيتي از طرف بقاياي القاعده و طالبان خطري را متوجه امنيت افغانستان و ثبات در اين كشور كند نيروهاي آمريكايي و انگليسي در افغانستان باقي خواهند ماند * دكتر عبدالله! ناامني و شرارت در افغانستان افزايش يافته و هنوز امنيت نسبي حاكم نيست. نوع جنگ در افغانستان از تهاجم توپ و تانك به ترور و جنگ زيرزميني تغيير يافته و شرارت و ناامني، بستن جاده ها در شبها توسط اشرار، وجود ميادين مين خنثي نشده و ترور شخصيت ها وضعيت را ناامن تر از قبل كرده است. تا برقراري امنيت واقعي در افغانستان چقدر فاصله وجود؟ دارد هيچ شكي نيست كه بعضي مشكلات امنيتي در افغانستان وجود دارد و ما طي يك سال گذشته شاهد آن بوده ايم اما بياييم وضعيت را با قبل از اين زمان مقايسه كنيم. زماني كه حدود هشتاد درصد خاك ما تحت كنترل مستقيم القاعده و نيروي متحجر طالبان بود و حضور اين دو نيرو در يك مكان نه تنها يك خطر بزرگ امنيتي براي افغانستان بود بلكه ثبات منطقه و صلح بين المللي را با خطر مواجه ساخته بود كه اكنون قربانيان آنها در اقصي نقاط جهان ديده مي شوند. امروز قضيه كاملا تغيير كرده است. تروريست ها در حال خفا و فرار در اينجا و آنجا به سر مي برند و سياست آنها از يك سو حفظ جانشان است و از سوي ديگر مي خواهند با انجام بعضي فعاليت هاي تروريستي نشان دهند كه هنوز هم حضور دارند و نرفته اند. تغيير از آن شكل به اين حالت تصاعد بسيار بزرگي است اما در حالي كه امنيت به صورت روزافزون در حال گسترش است برخي ناامني ها طبيعي جلوه مي كند و در حدي نيست كه تصويري از افغانستان ناامن را نمايش دهد... * آيا دولت مركزي توان لازم براي رفع مشكلات موجود؟ دارد دولت مركزي از پشتيباني سراسري مردم افغانستان برخوردار است چرا كه با انتخاب مستقيم نمايندگان توسط مردم روي كار آمد. البته تا تحقق نهادهاي امنيتي ملي مانند ارتش ملي، پليس ملي و احياي سيستم قضايي در كشور و همچنين مبارزه با مواد مخدر راه زيادي پيش رو داريم... * اگر اين وضعيت به همين منوال ادامه يابد آيا ممكن است روزبه روز بر تعداد مخالفان افزوده؟ شود اگر مسئله كنترل اوضاع مد نظر شما باشد طبعا اوضاع تحت كنترل است. اگر مسئله ادامه تغيير مثبت در اوضاع نظير امنيت، بازسازي كشور، تعليم و تربيت و... باشد اين يك پروسه طولاني مدت است كه الحمدالله آغاز شده است و در مسير درستي هم قرار دارد... * چندي پيش براي تعيين تكليف قوم هايي كه دست از نزاع با هم برنمي دارند زلماي خليل زاد مشاور ويژه بوش به همراه سفير آمريكا در افغانستان به شمال اين كشور رفتند. از سوي ديگر وزير دفاع آمريكا به جناح هاي رقيب در افغانستان هشدار داد كه اگر به جدال با يكديگر ادامه دهند نمي توانند در امر بازسازي انتظار دريافت كمك داشته باشند. دولت مركزي براي رفع اين مشكلات چه اقداماتي انجام داده؟ است متاسفانه در بعضي نقاط افغانستان در گذشته شاهد حوادث تاسف باري بوده ايم. حوادثي كه همه بايد درك كنيم زمان آن گذشته است. نه مردم افغانستان و نه جامعه بين المللي هيچ كدام توقع ندارند كه چنين حوادثي تكرار شود. چرا كه تكرار چنين حوادثي ولو اينكه در سطح كوچك هم باشد و در مقايسه با امنيت عمومي كه در افغانستان حاكم است تاثير بسيار كمي داشته باشد تصويري منفي از افغانستان ارائه مي كند كه اين وظيفه ما و مردم افغانستان است تا در اين قسمت توجه بيشتري لحاظ شود... * فكر نمي كنيد افغانستان تا مدت هاي طولاني با چالش هايي در رابطه با برقراري امنيت و تدوين قانون اساسي جديد و نقض حقوق بشر مواجه؟ باشد تحولي كه در يك سال گذشته و با سرعت صورت گرفته اميدواري ما را به تغييرات مثبت در افغانستان بيشتر و بيشتر مي سازد مثلا در حالي كه از 24 ميليون نفوس افغانستان (زن و مرد ) اكثريت در زندان ها به سر مي بردند تا زماني كه لويه جرگه در يك فضاي آزاد داير شد و تا امروز كه ما شاهد انتخابات سراسري در افغانستان بوديم اينها تغييراتي بسيار بزرگ است... * در حال حاضر گل آقا شرزاي خود را امير حوزه جنوب غرب افغانستان مي داند و گفته مي شود هيچ نماينده اي از دولت مركزي بر درآمدهاي مرزي استان قندهار نظارت ندارد و اين درآمدها جزو منافع شخصي حاكميت نيمروز است. منطقه شيندند در جنوب شرق هرات هم طي ماه هاي اخير در چند نوبت صحنه درگيري نيروهاي اسماعيل خان و امان الله بوده و منابع وابسته به اسماعيل خان امان الله، را عامل طالبان و فعال در قاچاق مواد مخدر مي دانند. البته طبق دستور حامد كرزاي تمام فرماندهان محلي بايد تابع والي ولايت خود باشند اما امان الله با سرپيچي از اين دستور عملا مقابل دولت قرار گرفته است. آيا اين ها پيشرفت شايان افغانستان پس از گذشت يك سال از سقوط طالبان است كه افغانستان در راستاي خطوط قومي تقسيم؟ شود همانطور كه شما مي دانيد پس از اينكه طالبان سقوط كردند شخصيت هايي در نقاط مختلف افغانستان رهبري اين مقاومت را داشتند و بعدا هم اينها جزو مقامات محلي شمرده شدند و نهادهاي اداري دولتي هم به آن سرعتي كه فكر مي شد هنوز فعال نشده بود. فعلا هم ما روي اين مسئله كار مي كنيم. در اين فاصله ترتيبات اداري و مسائل مالي در كشور به شيوه نرمال و عادي وجود نداشت البته امروز اين زمينه مساعد شده كه دولت افغانستان در نقاط مختلف كشور حضور ملموس داشته باشد. از لحاظ حضور اداري و اجرايياتي كه صورت مي گيرد و مسائلي كه مربوط به امنيت ولايات و امنيت سراسري كشور و پروسه بازسازي كشور است بايد به صورت متعادل در همه عرصه ها پياده شود و دولت بايد خود را به مردم و نقاط مختلف كشور ملحق كند... * حركت اعتراضي و خونين دانشجويان كابل و جنگ و گريز آنان با پليس افغانستان حركتي بي سابقه در دوران حاكميت جديد افغانستان بود كه به بحراني سياسي در اين كشور تبديل شد. همزمان با آن حامد كرزاي خونسردانه براي دريافت جايزه آزادي موسسه آمريكايي كميته نجات راهي نيويورك شد و دانشجويان شعارهاي تند عليه دولت افغانستان سر دادند و در نهايت به داشتن ارتباط با بن لادن و طالبان متهم شدند عوامل خارجي تا چه حد در ساماندهي اين حركت نقش داشتند و اساسا اعتراضات دانشجويان به چه دليل؟ بود اصل جريان اين بود كه مشكلات بسيار واضح و روشني در محل خوابگاه دانشجويان وجود داشت و بايد ما توجه بيشتري مي كرديم. اين بخش قضيه كاملا واضح است كه رسيدگي خوب به وضع دانشجويان انجام نشده بود و خستگي دانشجويان و عكس العملي كه نشان دادند كاملا قابل درك بود. طرف ديگر قضيه هم اين بود كه كساني خواسته باشند از اين وضع به منظور تحريك دانشجويان و ايجاد بي نظمي استفاده كنند. مسئله ديگر اين است كه پليس هم در عكس العمل با دانشجويان بايد با خويشتن داري عمل مي كرد. اما مجموع اين قضايا كه به آن اشاره شد نتيجه تخريب طولاني مدت افغانستان در بيش از 23 سال گذشته است كه اين تخريب زيربناي اقتصادي افغانستان، ادارات دولتي و سيستم اداري و مالي و.. را در بر مي گيرد. در چنين فضايي حادثه تاسف بار دانشگاه كابل رخ داد كه نه سياست دولت و نه راهي كه به مردم وعده داده است بر اين دولت حكم مي كند كه نسبت به چنين قضايايي بي تفاوت باشد به همين دليل دولت افغانستان اقدامات جدي را به منظور رسيدگي به دانشجويان در دست گرفت. از طرف ديگر مسئله عكس العمل پليس مورد بحث و بررسي جدي قرار دارد... * در ترور حامد كرزاي رئيس جمهوري و محمد قاسم فهيم وزير دفاع افغانستان ماهيت تروريست ها چه؟ بود كسي كه توطئه قتل رئيس جمهوري را چيده بود خوشبختانه موفق نشد و در جا توسط نيروهاي امنيتي به قتل رسيد. بعدا اسنادي كه از عامل ترور به دست آمد نشان داد اين شخص به رهبري طالبان نزديك بوده در است توطئه اي كه بر ضد فهيم خان در كابل صورت گرفت و خوشبختانه ناكام ماند يك نفر كرد عراقي كه طبعا بدون ارتباط با شبكه هاي وسيع القاعده نبوده عملا سهم داشت كه دستگير شد... * گفته مي شود 75 افسر اطلاعاتي اسرائيلي كه به زبان عربي تسلط كامل دارند برنامه ريزي براي حفاظت از جان آقاي كرزاي و برخي موسسات مهم افغانستان را برعهده گرفته اند. اين نخستين بار در طول تاريخ افغانستان بود كه مسئولين اين كشور از موساد كمك گرفتند.؟ چرا (با خنده ) من فكر مي كنم برخي تصورات كه از افغانستان و وضعيت آن وجود دارد با واقعيت هاي افغانستان منطبق ائتلاف نيست بين المللي كشورها مشخص بوده و تعداد مشخصي نيرو در اين جهت تخصيص يافته اند و اكنون اين نيروها مشغول فعاليت مبارزه در برابر تروريسم هستند. در مورد مسائلي كه شما به آن اشاره كرديد نه ما، نه مردم افغانستان و نه ائتلاف بين المللي هيچ كدام از اين موضوع اطلاعي نداريم... * اما اين هيات مشترك از مقام هاي اطلاعاتي اسرائيل و جمهوري آذربايجان بودند و با مهندس عارف و دولت مير ديدار كرده اند و در لباس خبرنگار وارد افغانستان شده اند و با فرمانده حضرت علي در استان نيز ننگرهار ديدار كرده و درباره تشكيل يك مركز اطلاعاتي در شرق افغانستان تبادل نظر كرده اند... نه چنين قضيه اي وجود ندارد... * در حال حاضر در زمان حضور اين نيروها هم كه امنيت در كشور شما برقرار آيا نيست اين ترورها و شورش ها نمي تواند نشات گرفته از سياست سران كاخ سفيد باشد تا به شما اين گونه القا كنند كه آرامش و امنيت نداريد و ما بايد كنار شما حضور داشته باشيم... من شخصا معتقد به تئوري هاي توطئه نيستم. قضيه كاملا واضح و روشن است دشمنان صلح و ثبات در افغانستان با شكست مواجه شدند اما كاملا از بين نرفتند و مي خواهند هنوز هم افغانستان را ناآرام كشورهايي كنند كه به افغانستان نيروهايي را تخصيص داده اند مي خواهند در افغانستان ثبات باشد در صورتي كه ثبات در افغانستان تامين شود كشورهاي مختلف نه منابع مالي خود را و نه پرسنل خود را مشغول كار در گوشه اي از دنيا كه ضرورتي برايشان نداشته باشد نمي كنند... * فكر مي كنيد آمريكا و انگليس تا چه زماني در افغانستان باقي؟ بمانند تا زماني كه تهديد امنيتي از طرف بقاياي القاعده و طالبان بتواند خطري را متوجه امنيت افغانستان و ثبات در اين كشور سازد اين نيروها در افغانستان باقي خواهند ماند... * يعني احساس مي كنيد اگر اين نيروها از افغانستان خارج شوند كشور شما مجددا دچار هرج و مرج و آشوب؟ شود من فكر مي كنم افغانستان به طرف ثبات پيش مي رود اما هنوز اين ضرورت موجود است كه اين نيروها از يك طرف به مبارزه شان در مورد نابود كردن بقاياي القاعده ادامه دهند و از طرف ديگر در امداد به مردم افغانستان در عرصه هايي كه مردم به كمك نياز دارند، مانند امنيت مبارزه با مواد مخدر و بازسازي افغانستان همكاري كنند... * گل آقا شرزاي چندي پيش گفته بود كه ملاعمر و بن لادن هنوز در جنوب افغانستان به سر مي برند و نتايج و شواهد قابل قبولي از محل اختفاي آنها به دست آمده است. همچنين خبرهايي از دستگيري پسر اسامه در افغانستان به گوش مي رسد. اگر اشتباه نكنم زلماي خليل زاد هم در دومين كنفرانس بن گفت كه يكي از دامادهاي ملاعمر در خاك افغانستان دستگير شده شما چه اطلاعات جديدي مي توانيد از دستگيري اعضاي القاعده و طالبان به ما ؟ بدهيد در اين رابطه من اطلاعات موثق و دقيقي ندارم كه بتوانم با اطمينان كامل به شما بگويم... * اخيرا ايران به دخالت در امور داخلي افغانستان متهم مي شود،؟ چرا ما روابط دوستانه اي با جمهوري اسلامي ايران داريم كه روابطي شفاف است و هر دو كشور در اصول خود كه بر مبناي روابط همسايگي و احترام به منافع و استقلال يكديگر و عدم مداخله در امور هم مي باشد پايبند بوده و به همين ترتيب نيز عمل خواهند كرد... * در مورد قطع آب هيرمند به سوي ايران گويا آمريكايي ها دخالت داشتند. گروهي آمريكايي از مدتي پيش در منطقه سد كجكي مستقر شده بودند و از آخوندزاده والي هلمند خواسته بودند كه آب را قطع كند. آيا اين حركت به دليل ضعف نظارت دولت مركزي؟ نيست به هيچ وجه; اين مسئله فقط ناشي از تاثير خشكسالي چندين ساله بود كه سبب كمبود آب در ذخيره بند سد كجكي شده بود و در نتيجه حركت آب به سمت جمهوري اسلامي ايران متوقف شده بود. لازم به يادآوري است كه حدود 250 كيلومتر از رودخانه در داخل خاك افغانستان هم آب جاري نبود يعني قبل از اينكه آب از سرچشمه اش به جمهوري اسلامي ايران برسد در طول بستر كيلومتري 250 آب آشاميدني وجود نداشت و اين مسئله ناشي از خشكسالي بود نه تصميم سياسي تحت فشار يا بدون فشار... * اما در سخنان اخير شما در مورد باز كردن هيرمند نوعي منت گذاري بر ايران مشهود بود... من نمي دانم كه محتواي صحبت هاي من چگونه تلقي شده صحبت هاي است من بسيار واضح بوده و هست و مسئله اين است كه توافقات بسيار روشن بين دو كشور وجود دارد. اگر زماني پيش بيايد كه ايجاب كند ما فراتر از اين توافقاتي كه هست كاري را انجام دهيم از آن دريغ نخواهيم كرد. البته آن صحبت ها تاكيد روي حسن نيت طرف افغانستان بوده و فكر مي كنم تعبير اين مسئله به منت گذاري مناسب نباشد... * ژنرال تامي فرانكس فرمانده كل نيروهاي آمريكايي گفته است كه به زودي پايگاه هايي در سراسر افغانستان با هدف اقدام به كمك سازمان ملل و موسسات غيردولتي براي پيشبرد برنامه هاي بازسازي و تامين امنيت فعاليت آنها مستقر خواهند شد اما آيا فكر نمي كنيد كه بازسازي و مبارزه با تروريسم در افغانستان اكنون تحت الشعاع مسائل عراق واقع شده؟ باشد خوشبختانه افغانستان و اهميت قضيه افغانستان از سوي جامعه بين المللي درك شده است و در قضيه عراق هم ترجيح همه كشورها اين است كه قضيه به صورت صلح آميز حل شود حتي ترجيح ايالات متحده آمريكا بر حل مسالمت آميز اين جريان است اما اگر اقدامات صلح آميز منتج به نتايجي كه جامعه بين المللي از عراق مبني بر اجراي كامل تعهداتش دارد منجر نشوند معنايي جز اين نخواهد داشت كه ادامه مبارزه با تروريسم در افغانستان و همكاري با مردم و دولت افغانستان و پروسه بازسازي كه خود مي تواند تضميني كامل بر شكست كامل تروريسم در كشور باشد ناديده گرفته شده باشد... * در صورتي كه آمريكا به عراق حمله كند آيا اين حمله در افغانستان بازتابي خواهد؟ داشت در اين صورت بازتاب قضيه در خود عراق مهم است كه چه نتايج و بازتابي در عراق پيش در مي آيد افغانستان در حالي كه مردم متوجه مسائل بين المللي هستند بيشتر متوجه وضعيت كشور خود و تحكيم صلح و ثبات در كشورشان و ادامه پروسه بازسازي هستند... * آيا آنها خوشحال خواهند شد كه مشابه جرياني كه براي مردم افغانستان پيش آمد براي عراقي ها هم پيش؟ آيد اگر مردم عراق مانند مردم افغانستان از حق اراده برخوردار شوند و به حق تعيين سرنوشت برسند و عراق ديگر خطري براي صلح و ثبات همسايگان و منطقه و صلح جهاني تلقي نشود مردم افغانستان طبعا از چنين تغييري استقبال مي كنند... * فكر مي كنيد آيا پروژه افغانستان در عراق هم قابل اجرا؟ باشد افغانستان يك قضيه اي بود و عراق مسئله اي ديگر است اما ما يقين كامل داريم كه به رنج و مصيبت مردم عراق پايان داده خواهد شد... * و آيا برگزاري اجلاس متعدد توسط معارضين عراقي مي تواند نتايجي مانند نشست بن داشته ؟ باشد من معلومات دقيقي درباره برنامه مجالس گذشته و آينده كشور عراق ندارم اما قضيه در افغانستان طبعا خصلت هاي خاص خود را داشت...