Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811114-59915S4

Date of Document: 2003-02-03

اقتصادداني با طبقه بندي خطرناك نيكلاس كونفسر پل كروگمن، اقتصاددان آمريكايي و استاد دانشگاه پرينستون، اخيرا تبديل به خطرناكترين سرمقاله نويس مطبوعات آمريكا براي دولت اين كشور شده است. مي توان گفت او نخستين كسي است كه ارتباط منافع اقتصادي بوش و يارانش با سياست هاي آنها را برملاكرد. هميشه سرمقاله نويس هاي سرشناسي بوده اند كه زمانه خود را تحت تاثير خويش قرار داده اند. در اين زمينه مي توان به والتر ليپمن در دوران پس از جنگ جهاني دوم، جوزف كرافت در دوران جنگ ويتنام و جورج ويل در دوران رياست جمهوري ريگان اشاره كرد. در سال هاي اوليه دهه 1990 اين ويليام سافير بود كه در عرصه مطبوعات درخشيد و در سال هاي بعدي دهه مذكور نيز مورين داود اين نقش را بر عهده داشت. حالا هم پل كروگمن است كه چنين وضعيتي دارد. او از ماه ژانويه سال 2000 هفته اي دوبار براي روزنامه نيويورك تايمز سرمقاله مي نويسد و عملا شاهد طغيانگر دوران رياست جمهوري بوش لقب گرفته است. اين اقتصاددان آمريكايي استاد توضيح دادن آمار و ارقام با سبكي روشن و صريح است، اما در فنون نويسندگي به پايه مورين داود و يا مايكل كلي از روزنامه واشنگتن پست نمي رسد. او در حال حاضر با افراد سرشناس در واشنگتن ارتباطي ندارد. در حقيقت او به ندرت از محله دانشگاهي پرينستون ( در ايالت نيوجرسي ) يعني جايي كه اقتصاد تدريس مي كند، خارج كروگمن مي شود مثل توماس فريدمن، دبير بخش سياست خارجي در روزنامه واشنگتن پست، كارشناس مسائل سياسي نيست، بلكه همه چيز را از زاويه اقتصاد مي نگرد، حتي مسائل مربوط به سياست محض را هم. كروگمن حتي علاقه اي به صرف غذا با رهبران كشورهاي خارجي هم ندارد. با اين حال از دو سال پيش اين استاد اقتصاد بدل به سر مقاله نويسي شده كه دموكرات هاي آمريكا خود را موظف به خواندن مقالاتش مي دانند و جمهوريخواهان از او متنفرند. كروگمن عملا نخستين كسي بود كه سياست امروز آمريكا را مورد تجزيه و تحليل قرار داد. تحليل هاي وي نشان مي دهند كه چگونه خطمشي دولت بوش تركيبي از منافع يك طبقه خاص، شرايط بازار آزاد و منافع حزب جمهوريخواه هستند. او عملا نخستين روزنامه نگار معروفي بود كه به توصيف روشن سياست اقتصادي بوش پرداخت و آن را محكوم كرد. شهرت زياد پل كروگمن به انتقادات او جنبه نيش زننده و گزنده اي بخشيده است كه كمتر سياستمدار دموكرات يا سرمقاله نويس مطرحي مي تواند استدلالات خود را با آنها مقايسه كند. كروگمن گاه چنان در انتقادات خويش پيش مي رود كه به رغم نگاه اقتصادي وي به قضايا پيامدهاي اظهار نظرهايش ممكن است هر عرصه اي را در بر بگيرند. وي در مقالات خود معمولا تئوري هاي اقتصادي را مورد بحث قرار نمي دهد بلكه به اشتباهات فاحش و خطاهاي بنياديني كه به اعتقاد او صورت گرفته اند، مي پردازد. آنچه در مورد كروگمن مهم است تنها آنچه مي نويسد نيست، بلكه اين است كه او تنها كسي است كه اين مطلب را مي نويسد. موضوعات مورد علاقه كروگمن عبارتند از: كاهش ماليات ها، طرح اصلاحات در قوانين بازنشستگي، رسوايي مالي شركت انرون، بحران انرژي و ماجراي شركت هاركن (Harken) يعني همان شركت نفتي اي كه بوش در گذشته براي آن كار مي كرد و بخشي از سهام آن را در اختيار داشت. اين موضوعات ابتدا توسط كروگمن مطرح شدند و بعدا مورد توجه تمام رسانه ها قرار گرفتند. وي تلاش كرد پيوند موضوعات فوق با سياست دولت بوش را نشان دهد. به اعتقاد كروگمن مشخصه هاي اصلي سياست بوش عبارتند از: نابرابري در توزيع ثروت، سودجويي شركت ها و اوج گيري كاپيتاليسم و باند بازي. بسياري از مفسران ديگر هم در كنار اين اقتصاددان آمريكايي روش مديران شركت انرون را كه مانع مشاركت حقوق بگيران در صندوق بازنشستگي شركت مي شدند، تقبيح مي كردند. از نگاه كروگمن مي شد گفت كه اقدامات انرون درست مثل روش هاي مالياتي دولت بوش بودند. او روش مشترك انرون و دولت بوش را چنين توصيف مي كند: ابتدا با دستكاري كردن حسابهاي مالي پاداش هاي بزرگي به مديران رده بالا مي دهيم و بعد هنگامي كه اوضاع خراب شد حقوق بگيراني را كه به شما اعتماد كرده اند به حال خود مي گذاريم تا همه صورت حسابها را آنها پرداخت كنند. قطعا كروگمن تنها كسي نيست كه به همدستي بوش با برخي گروه هاي كلاهبردار اشاره مي كند، اما او در مقام سرمقاله نويس روزنامه نيويورك تايمز كه مقالاتش توسط نخبگان جامعه خوانده مي شود بيش از سايرين توانسته خشم گروهي از دموكرات ها را نسبت به دولت منعكس كند. حتي برخي از دموكرات ها مبالغه كرده و مي گويند او تنها كسي است كه قادر است جهان را آنگونه كه هست توصيف كند. به گفته جيمز كارويل، مجري برجسته و صريح شبكه CNNكروگمن، ديدگاه اوليه و كلي در مورد بوش را رد مي كند. براساس ديدگاه مذكور بوش مردي شريف تلقي مي شود كه نبايد به بدگويي هايي كه از وي مي شود اعتنا كرد. كروگمن مي گويد كه حتي تصور فوق هم يك كلاهبرداري بيش نيست. او خود مدت قابل توجهي و در دوران روساي جمهور سابق در كاخ سفيد كار مي كرد. به عبارت ديگر او يك خودي سابق محسوب مي شود و طغيانگري از طبقه آشنايان است. موضوع فوق به انتقادات وي اهميتي دوچندان مي بخشد. در اين ميان نمي توان او را صرفا حامي دموكرات ها و منتقد جمهوري خواهان دانست. وي طي دوران فعاليت خود در دولت آمريكا، هم در دولت هاي جمهوري خواهان حضور داشته است و هم دموكرات ها. البته در حال حاضر شرايط فعاليت وي به گونه اي شده كه به نفع دموكرات ها و به ضرر جمهوري خواهان تمام مي شود.