Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811114-59913S2

Date of Document: 2003-02-03

مقاومت زير آب موضوع فيلم جنگ سرد و تقابل بلوك غرب و شرق است عليرضا آشوري پروپاگانداي سينماي آمريكا مقوله اي است كه از فرط تكرار طي ساليان به بحثي عادي و طبيعي بدل شده است. به نحوي كه در اكثر فيلم هاي آمريكايي ردپاي اين پروپاگاندا را به وضوح مي توان ديد مثل اينكه آمريكا هميشه ناجي دنياست، دموكراسي، آزادي و مسائلي از اين دست كه در برخي از فيلم ها خيلي رو و واضح بيان مي شود (مثل روز استقلال ) و در برخي فيلم ها به تناسب قدرت و مهارت كارگردان روايتي نامحسوس و ناملموس مي يابند (مثل اپيزود دوم جنگ هاي ستاره اي: حمله كلون ها ) در نتيجه هر فيلم سياسي و يا حادثه اي آمريكايي كه مايه اي از موضوعات بحث انگيز سياست خارجي را با خود دارد بلافاصله سايه حضور اين پروپاگاندا را به رخ مي كشاند. موضوع جنگ سرد و تقابل مخوف بلوك غرب و شرق سال ها است كه به پايان رسيده است و با فروكش كردن تب آن در حال حاضر فيلمسازان با فراغ خاطر بيشتري حوادث آن را مورد تجزيه و تحليل قرار مي دهند. فيلم ك _ 19 ساخته خانم كاترين بيگلو از هر دو جنبه فوق فيلمي قابل بحث و بررسي است. ماجراي ك _ 19 يا به عبارت كامل تر ك _ 19 كشتي بيوه ساز در سال 1961 و در اوج جنگ سرد رخ مي دهد. جايي كه كندي و خروشچف در رقابت تسليحاتي هسته اي انبوهي از سلاح هاي هسته اي را در زرادخانه هاي خود انبار كرده بودند و لحظه به لحظه احتمال وقوع جنگ بين دو ابرقدرت بيشتر و بيشتر مي شد. زيردريايي ك _ 19 براي ايجاد توازن قدرت و پاسخي به زيردريايي هاي آمريكايي كه مسكو و لنينگراد را در پوشش موشك هاي هسته اي خود قرار داده بودند، ساخته شد و براي ماموريتي مشابه به حوالي مرزهاي شرقي آمريكا فرستاده شد. داستان فيلم كه برگرفته از حادثه واقعي اين زيردريايي است به طور تمام و كمال بين روس ها رخ مي دهد و قطب ديگر فيلم يعني آمريكا جز از دور در فيلم نقشي روايت ندارد داستان صرفا از ديد روس ها باعث مي شود تا تماشاگر به طور كامل با خدمه زيردريايي همراه شود، بدين ترتيب بدون ايجاد دوپارگي در داستان، اقدامات كاپيتان وستريكوف با بازي هريسون فورد و كاپيتان پولنين با بازي ليام نيسون بسيار پذيرفتني و باورپذير نمايانده چرا مي شود كه هر دو اين افراد به لحاظ ايدئولوژيك به كشورشان وفادارند ولي نحوه رفتار آنها در قبال موقعيت خطيري كه در آن گرفتار مي شوند متفاوت است. لذا در ك _ 19 آمريكا صرفا موجوديتي است كه روس ها از فرط ناچاري قصد كمك گرفتن از آن را دارند. نحوه روايت فيلم هم به گونه اي است كه هرگز آمريكايي ها به صورت يك منجي به نمايش در نمي آيند و در نهايت وقتي زيردريايي ديگر روس به كمك ك _ 19 مي آيد تماشاگر با احساس خوشايندي به تماشاي انتهاي فيلم مي نشيند. از سوي ديگر فيلم با نمايش فداكاري هاي خدمه زيردريايي و علاقه آنها به شوروي تصوير روس هاي احمق و عاشق آمريكا را كه جزو كليشه هاي تاريخي سينماي آمريكا محسوب مي شود كاملا مي شكند و مي توان گفت به لحاظ موضع گيري در موقعيتي تقريبا بي طرف و غيرتبليغاتي مي ايستد. برخلاف انتظار رابطه بين وستريكف و پولنين به ميزان قابل توجهي از كليشه هاي رايج دور مي شود، گرچه هنوز هم رگه هايي از كهنگي در آن ديده تعامل مي شود دو شخصيت اصلي مي توانست كاملا يكي را به قطب مثبت و ديگري را به قطب منفي تبديل كند ولي علي رغم اينكه شخصيت پولنين كلا سمپاتي بيشتري دارد، هر دو كاپيتان زيردريايي به صورت شخصيت هايي خاكستري تصوير مي شوند. شخصيت هاي فرعي فيلم به تناسب موقعيت ها حضور بارز و ملموسي در پيشبرد حوادث فيلم برعهده دارند و بيگلو به نحو مطلوب و قابل قبولي از اين شخصيت ها در فيلم بهره برده است. فداكاري همين شخصيت هاي فرعي در قالب خدمه زيردريايي اصلي ترين محور دراماتيك فيلم را شكل مي دهد و در عين حال نحوه برخورد پولنين و وستريكف با آنها نقشي اساسي در ميزان سمپاتي آنها دارد. اما ك _ 19 جداي از ظاهر سياسي اش در اصل فيلمي است حادثه اي و يك اكشن كاملا استاندارد هاليوودي به شمار مي آيد. به خاطر موقعيت خاص فيلم، تعليق هاي پي درپي عمده ترين وجه حادثه اي بودن فيلم را تشكيل مي دهد. به عبارت ديگر فيلم به جاي نمايش حوادث پرتحرك بر موقعيت هايي نه چندان پرتحرك ولي بسيار پرتنش و پرتعليق متمركز شده و بايد گفت كاترين بيگلو موفق به ارائه صحنه هايي بسيار نفسگير و پرهيجان در فيلم مي شود. ريتم فيلم حتي براي يك لحظه هم افت نمي كند و تماشاگر را در تمام طول مدت زمان آن سراپا چشم وگوش با خود همراه مي كند. توالي صحيح وقايع فيلم همراه با تاكيدهاي بجا و به اندازه كارگردان روي هر كدام از اين وقايع باعث مي شود كه تماشاگر لحظه به لحظه با هيجان بيشتري فيلم را تعقيب كند. البته در كنار كارگرداني بيگلو نبايد از تدوين درخشان فيلم نيز غافل شد. ساختن فيلمي با اين حجم از حادثه در فضايي بسيار محدود مثل يك زيردريايي كار بسيار سنگيني است كه كاترين بيگلو و گروه فني اش به خوبي از پس آن برآمده اند. دكورهاي داخلي فيلم با رعايت دقيق ترين جزئيات زيردريايي ك _ 19 به خوبي بازسازي شده است و براي دكورهاي خارجي جدا از ماكت هاي كوچك از خود زيردريايي اصلي ك _ نيز 19 استفاده شده است. يكي از اصلي ترين نكات مثبت فيلم به دو بازيگر اصلي آن هريسون فورد و ليام نيسون برمي گردد. بازي ديدني هر دو بازيگر وزنه سنگيني براي فيلم به شمار در مي رود نهايت كاترين بيگلو با رعايت توازني دقيق ميان مباحث سابقا ملتهب سياسي و اصول ژانر حادثه اي موفق شده فيلمي خوش فرم و ديدني و جذاب را روانه پرده سازد.