Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811114-59913S1

Date of Document: 2003-02-03

جنگ سوم روي پرده نگاهي به فيلم ك _ 19 تله انفجاري بيگلو سعي مي كند تا راهي براي ساخت فيلم هاي كلاسيك شوروي ايجاد كند فيلمي كه تماشاگران تا به حال نديده اند اندرو اوهير ترجمه: مريم نجفي هريسون فورد و ليام نيسون در يك داستان پيچيده و مهيج در مورد يك سانحه هسته اي در سال در 1961 يك زيردريايي شوروي با هم روبه رو مي شوند اين واقعه مي توانست جنگ جهاني سوم را به وجود آورد2002 190 جولاي وقتي كه شما به ديدن ك _ 19 مي رويد در حقيقت گزارش درگيري ذهني كاترين بيگلو از سانحه هسته اي 1961 در زيردريايي شوروي كه تقريبا جنگ جهاني سوم را به راه انداخت را بر پرده سينماها مي بينيد. اول از همه با گرماي شديد تابستان و شرايط هوايي پيچيده آغاز كار سخت است. دوم شما حدودا 2 ساعت و نيم را در لوله هاي فولادي با سرماي زياد در اقيانوس منجمد شمالي سپري مي كنيد در حالي كه راكتورهاي هسته اي سوراخ شدند شما در آنجا حبس مي شويد. يك ناخداي مستبد جزو هيات تشريفاتي كمونيستي، شما را متقاعد مي كند كه هيچ گاه دوباره سرزمين مادري تان را نمي بينيد. بله شما واقعا وطن خود را نخواهيد ديد. اين فريبنده اما است در حقيقت يك فريبندگي جهنمي ك است _ 19 براي اينكه تبديل به جنجال سال شود مي بايست كمي بيرحمانه و خفقان آور باشد. اما نبض داستان پر هيجان است كه يكي از تاريك ترين و از تبوتابافتاده ترين رويه جنگ سرد را براي سينماي بزرگ پديد مي آورد. به طور اغراق در طول نمايش بيشتر فيلم هاي سال ك _ 19 يك داستان پرشور و واقعي از زندگي يك قهرمان را نشان داستان مي دهد يك گروه كوچك از مردان جدا شده و وحشت زده كه جان خود را براي حفظ جان جهان از نابودي به خطر مي اندازند. مانند بسياري از فيلم هاي جنگي ك _ 19 درباره درگيري بين دو شخصيت قوي است اما شخصيت منفي ندارد. با نمايش خيره كننده اش از شيرجه عظيم زيردريايي به عمق 300 متري يا حركت در درياي منجمد و پوشيده از يخ، يك ستايش براي دستگاهي با اين مقياس وسيع به حساب مي آيد. پس وقتي كه كار مي كند بسيار تاثيرگذار است و وقتي كار نمي كند بسيار مخرب است. از يك سو فيلم قايق نجات ولفگانگ پيترسون در بالاترين ليست بهترين فيلم هاي ساخته شده زيردريايي قرار دارد. از سويي ديگر اين كار يك فيلم هوشمندانه و زيركانه است و يك فيلم ضدجنگي و يا جنگي نيست اما فيلم بدون جنگ براي انسان سازي طراحي مي شود و شناخت تماشاگران از تبليغات جنگ سرد و دنياي شجاعت را پيچيده مي كند. ك _ 19 همچنين در بهترين حالت جزو فيلم هاي قديمي هاليوود به شمار مي رود. نوعي كه تنها معدودي از فيلمسازان _ استيون اسپيلبرگ، استيون سودربرگ به همراه همسر سابق بيگلو يعني جيمز كامرون _ داراي قدرت و آزادي براي خلق كردن هستند. اين فيلم به ستاره هاي بزرگش، هريسون فورد و ليام نيسون (به عنوان ناخدا و اولين مامور درگير شده در زيردريايي ) اجازه مي دهد تا در اوج آرام بودن صحنه نمايش مثل نبرد تن به تن، باشكوه ظاهر شوند. بدون ارتباط با تنش دراماتيكي فزاينده با بلند نظري، منظره اطرافش را كنترل مي كند. براي خود بيگلو كه يكي از جاه طلبترين و جذابترين كارگردان هاي فيلم هاي اكشن هاليوود است (تنها زني كه بر طبق ادبيات هنر كار مي كند ) يك بازگشت پيروزمند است. مثل (الكسي وستريكف ) فرمانده زيردريايي همه سخت مشغول كار هستند. ما در آن زيردريايي همراه افراد خائن ظرف مدت 60 ثانيه فرو مي رويم و مطلقا راه فراري وجود ندارد. در ابتدا صداي عجيبي به گوش فورد مي رسد. نيسون و ساير بازيگران انگليسي با لهجه روسي صحبت مي كنند. اما Casting بخشي از استراتژي هنر بيگلو است. مانند اكثر شيوه هاي كاذب هاليوود براي انتخاب بازيگران. بازيگران ك _ 19 سلسله مراتب وسيعي از مليت و نژاد را مي خواستند شبيه سازي كنند كه در جنگ شوروي ديده شده همين بود طور تمام نيم كره شمالي را ترسيم كنند كه شامل ايالات متحده، ايرلند، روسيه، بريتانيا و اسكانديناوي مي بود. پس حضور هنرپيشه هايي كه با زبان مابين اينها صحبت مي كنند يك طرح توجيه كننده است. براي مثال وستريكف كه كمي به شخصيت هاي بازي كرده هريسون فورد شباهت دارد، به ما يادآوري مي كند كه چه هنرپيشه خوبي مي تواند باشد. وقتي كه كارگردان او را به آن سوي رسومات شايع در سينماي آمريكا مي برد. وستريكف روسي كه جنگ هاي سختي را پشت سر گذاشته داراي افكار فيلسوف مابانه است. با روحيه جبرگرايي اش، تلاش افرادش و زيردريايي آزمايش نشده با قدرت اتمي اش كه خسته شدن و فرسودگي آنها را باور داشت. با برملا شدن ناكامي ك _ 19 ما تقريبا چيزي درباره زندگي شخصي وستريكف نمي دانيم. برطبق شايعات روي قايق (تمام زيردريايي ها با نام صنعتي قايق معرفي مي شوند ) او (وستريكف ) پست و مقام خود را با ازدواج با دختر يا خواهرزاده پلتيبرو به دست مي آورد. اما اگر اين درست باشد او هيچ گاه به اسم نام برده بيگلو نمي شد يك تصوير آني در ربع داستان از وستريكف به ما مي دهد. در جايي كه اگر بيننده كمي موسيقي بداند يك سيريليك كوچك به وجود مي آورد. سيريليكي كه اهل موسيقي بتهوون و خواندن تولستوي است. وستريكف سمت فرماندهي ك _ 19 را كسب مي كند. اولين زيردريايي هسته اي شوروي بعد از آزمايش و تمرين مخصوص، تحت كنترل مايكل پلنين ( نيسون ) موزون و درست حركت نمي كرد. قايق عشق ناخدا بود، و خدمه كم كم باور مي كنند كه قايق بزرگ نفرين شده است. يك ملوان به وسيله مارشال زلنسوف اخمو رهبري را برعهده مي گيرد. جاش الكند نمي خواست كه هيچ مشكلي به وجود آيد. و آنها براي اين كار فرد درستي را انتخاب كرده بودند. قبل از اينكه قايق شهر بندري مورمانسك را ترك كند، ما مي دانيم كه وستريكف درباره ماموريتش ترديد دارد. اما فردي كه اعتقاد به نشان دادن و شكايت از ضعف داشته باشد. با اين حال نتيجه گيري دوستانه وستريكف پلنين يك عمل تائيد شده در فيلم جنگي است و مانند ك _ 19 اين يك معجزه است. همچنين نيسون نسبتا بهتر مي شود: يك بازيگر با حضور فيزيكي و جذبه فوق العاده اش، با پلنين به عنوان يك فرد درون گرا و كم رو در يك نبرد داخلي درگير مي شود. او بين احساس منطقي اش كه او را به عنوان رهبر خدمه ك _ 19 پذيرفته و وفاداري راسخ اش براي توافق نامه جنگ گير مي كند. گروه ماموران ك _ 19 يك هيات رسمي كمونيستي دارند كه از طرفي يك سينماي تبليغي در مورد زندگي پست آمريكايي نشان كلان مي دهد رالتز دست به سركوب اجباري تظاهرات حقوقي مدني زد كه فقر شهري و روستايي را توسعه بخشيد. او يك شخصيت شوخ طبع ناراحت در فيلم است. ماموران حرفه اي اطرافش به سختي مي توانند درس هاي اخلاقي و مبتكرانه او را تحمل كنند، اما استدلال هايش در مورد تزوير و رياكاري، تماشاگر را به ياد فيلم هاي وسترن مي اندازد كه او را به شهرت نزديك مي كند. (من يادآور شوخي روسيه معاصر درباره دوره شوروي سابق هستم. ) در پايان متوجه مي شويم، هر چه كه آنها به ما درباره كمونيسم مي گفتند اشتباه بود و هر آنچه درباره كاپيتاليسم مي گفتند درست بود. براي كرملين (هدايت كننده كشتي ) اولين سفر دريايي ك _ 19 در بهار و تابستان در سال 1961 يك پرسش باقي مانده بود. شوروي قبل از فروپاشي توسط ايالات متحده خلع سلاح هسته اي در دريا بود و زيردريايي هاي هسته اي آمريكايي، آبهاي ساحلي روسيه را دور مي زدند. همين طور داخل موشك ساده به دست آمده از مسكو و لنينگراد. بدون ايجاد عامل بازدارنده زيردريايي خودشان، شوروي ها از اولين كشف ويران كننده ايالات متحده ترسيدند. (بله واشنگتن واقعا كسي را كه از چنين چيزي حمايت مي كرد بر سر زبان ها مي انداخت. ) اما با اين حال ميزان رفتار درست كه انجام مي شد، ارسال قايق آزمايش نشده و فاقد تجهيزات به درياي آتلانتيك شمالي، تجهيز آن با سلاح هاي خطرناك ويرانگر كاملا يك تصميم بي پروا بود. بيگلو و كايل تنها بخش كوچكي از اين قضيه را فراهم كردند و آنها سعي نكردند آنچه را كه به غلط در ك _ 19 مي گذشت تقصير كار مطرح كنند. (با اين حال وستريكف كه قهرمان شد مي بايست حداقل تعدادي از آن مسئوليت را بر دوش بكشد ) تنها دستور جلسه سياسي فيلم اين بود كه ما را وادار به ديدن خدمه ك _ 19 كه دستورات را دنبال مي كنند كند. همان طور كه مردان جنگ هميشه اين كار را مي كردند، آنها باور داشتند كه در جهت درست تاريخ قرار دارند: تا با شيطان بزرگ مقابله كنند و شهامت باورنكردني خود را در شكل يك خطر ناگوار نمايش دهند. ارزيابي بيگلو به وسيله سفر و گشت در زيردريايي، ديد باز او نسبت به مسائل اجتماعي را منعكس كرد. رقابت هاي دليرانه اش با آنچه شما در فيلم هاي هاليوود معاصر مي بينيد متفاوت است. من گمان مي كنم كه او سعي مي كند تا راهي براي ساخت فيلم هاي كلاسيك شوروي ايجاد كند، فيلمي كه تماشاگران تا به حال نديده اند. از ايزشتاين و داوشنگو گرفته تا فيلم كميسر الكساندر لحظاتي اسكولدوف وجود دارد كه ديالوگ هاي كامل بسيار طول مي كشد اما بيشتر فيلم مهيج است كه باعث مي شود شما به ديگر بخش ها توجه يك نكنيد بار كه وستريكف زيردريايي را به بالا و به طرف يخ ها مي برد و كاركرد اسلحه را امتحان مي كند، برنامه به هم مي ريزد. حفره سردكننده هاي راكتورهاي هسته اي بزرگ تر مي شود. اين راكتورها به وسيله فردي به نام واديم مراقبت مي شوند. او فردي جوان و محصل سال اول آكادمي است. از طرفي گرماي مركز راكتورها به طور غيرقابل كنترل افزايش مي يابد. و سيستم برگشت هم كار نمي كند. اگر مركز راكتور ذوب مي شد و از طرف نگهدارنده خود خارج مي شد دماي هسته اي قايق مي توانست انفجار ايجاد كند و اين انفجار نه تنها ك _ 19 بلكه سايه آمريكاي ويرانگر را مايل ها از بين مي برد و جنگ جهاني تازه اي را به وجود مي آورد. در بين گروهي از خدمه ملوان خوابآلود و جذابي به نام پاول (كريستين كامارگو ) داوطلب مي شود تا داخل راكتور شود (او جز لباس محافظ شيميايي چيز ديگري نمي پوشد ) خطر انفجار راكتور تعمير آن را مشكل مي سازد. چه مدت كار تعمير آن طول ؟ مي كشد با اين مهندسي ناجور و بدون هيچ وسيله ارتباطي با مسكو آيا خدمه ك _ 19 به خانه ؟ برمي گردند آيا آنها مجبور مي شوند تا زيردريايي خود را غرق كنند و يا آن را به آمريكايي ها تسليم كنند. واقعا در پايان فيلم، جهان منفجر نمي شود. اما من نبايد بيشتر از اين تفاوت ها را براي كسي كه داستان واقعي ك _ 19 را نمي داند بگويم. يك اشكال بزرگ در نمايش ك _ 19 به عنوان يك فيلم مربوط به شوروي سابق وجود دارد. با اين حال در فرهنگ مخوف امروز، من مطمئنم كه افراد كودن آن را وظيفه مي دانند. بيشتر نكات برجسته از نزديكي بيگلو به اين موارد (مثل فيلم هاي ديگرش ) به دليل درك و احساس او از ابهامات آن است. ما به عنوان تماشاگر بايد از خودگذشتگي افرادي كه خود را به عنوان خدمتگزار ايالات شوروي حزب كمونيستي باور دارند، قدرداني كنيم. حتي اگر آن ايالات و سازمان آنها را به همراه يك وسيله اي با ضعف محافظتي از تجزيه پلوتونيوم به اقيانوس درست بفرستد است كه براساس طرز فكر احمقانه هاليوود ك _ 19 بيشتر از يك داستان خوب نيست اما بيگلو يك فيلمساز فريبكار است. او نه تنها درصدد جست وجو نكات اخلاقي قديمي نيست بلكه فعالانه سعي مي كند كه آنها را تحليل كند. حتي در لحظه هاي كوتاهي از فيلم خدمه هاي امپراتوري را مي بينيم كه خيلي شاد در سطح يخ بسته اقيانوس منجمد شمالي بازي مي كنند. شكل يك افسانه در مورد خطرات جهاني باقي مي ماند، خطري كه جهان را به گروه هايي از دوستان و دشمنان تقسيم مي كند كه قايق را به سوي نابودي هدايت مي كنند. اين فقط يك درس باارزش مثل 40 سال قبل است و همانند صفات شيطاني قابل پيوند به واقعيات نيست.