Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811113-59903S4

Date of Document: 2003-02-02

فرياد زمين ادوارد ويلسون ترجمه: طاهره رنجبر April KNope.A 2002 Alfred with Arrangement. Wilson.O.Edward. life of Future The قرن بيستم دوران پيشرفت تصاعدي علم و تكنولوژي، رهايي از صناعت به مدد مدرنيسم پرشور و گسترش دموكراسي و حقوق بشر در سرتاسر جهان تمامي بود اين ها در حالي روي داد كه قرن گذشته دوران تاريك و وحشيانه اي از جنگ هاي جهاني، نسل كشي و ايدئولوژي هاي خودكامه اي را به خود ديد كه به طرز خطرناكي به سلطه جهاني نزديك مي شدند. در حالي كه تمام دنيا مجذوب و سرگشته چنين آشوبهايي بود، انسان با اشتياق روزافزوني هم اقدام به از ميان بردن محيط طبيعي و بيرون كشيدن منابع تجديد نشدني زمين كرده است. ما از اين رهگذر روند پاك سازي تمامي اكوسيستم ها و انقراض هزاران گونه چند ميليون ساله را شدت بخشيده ايم. چنان چه توانايي زمين براي پشتيباني از رشد و بالندگي ما حد و مرزي داشته باشد، كه در واقع نيز چنين است، تا بدين جا آن چنان سرگرم خود بوده ايم كه فرصتي براي توجه بدان نداشتيم. با آغاز قرن جديد، ما نيز سر بر آوردن از اين روان آشفتگي را آغاز كرده ايم. شايد اكنون با افزايش روحيات پست ايدئولوژيك، پيش از آنكه سياره مان را متلاشي سازيم، آمادگي سر و سامان دادن به اوضاع و احوال فعلي را داشته باشيم. اكنون زمان آن فرا رسيده است تا آنچه را كه در آينده اي نامعلوم براي فراهم آوردن يك زندگي قانع كننده و با ثبات براي هر يك از ما ضروري خواهد بود، دسته بندي و برآورد پرسش كنيم اساسي قرن حاضر اين است كه چگونه مي توانيم به نفع خودمان و نيز زيست سپهري كه ما را در خود نگاه داشته است، به يك ثبات فرهنگي دست؟ يابيم بند پاياني از آنچه اقتصاددانان پيشرو و فلاسفه عمومي ما تصور مي كنند، بسيار متفاوت است. آن ها عمدتا موارد بسيار مهم را ناديده مي انگارند. تصور كنيد كه جمعيت جهان تا نيمه قرن حاضر از مرز 6 ميليارد نفر گذشته و در اين روند رو به افزون به 8 ميليارد و يا شايد بيش از آن رسيده است. سرانه آب شيرين و زمين هاي زراعي در حال سقوط به سطوحي هستند كه كارشناسان منابع بر سر خطرناك بودنش به توافق رسيده اند. ردپاي اكولوژيكي _ متوسط كل زمين هاي حاصلخيز و آبهاي كم عمق در بخش ها و قطعاتي از سرتاسر جهان كه توسط هر فرد انساني براي فراهم آوردن خوراك، آب، خانه، انرژي، حمل و نقل، داد و ستد و جذب پس مانده ها به خود اختصاص داده مي شود _ در كشورهاي در حال توسعه در حدود يك هكتار و در ايالات متحده تقريبا /9 6 معادل هكتار براي هر نفر است. در حالي كه اين مقدار براي كل جمعيت /2 1 جهاني هكتار است. براي رسيدن ميزان مصرف هر فرد انساني در سرتاسر كره زمين به تراز مصرف حال حاضر هر فرد در ايالات متحده، با توجه به تكنولوژي كنوني به چهار زمين ديگر نيازمنديم. از اين رو احتمالا آرزوي 5 ميليارد نفر از مردم كشورهاي در حال توسعه مبني بر رسيدن به اين ميزان از ريخت و پاش و اسراف كاري هرگز به تحقق نخواهد پيوست. اما دست كم در تلاش براي دستيابي به استاندارد مناسبي از سطح زندگي، در محو ساختن آخرين بازمانده هاي محيط طبيعي به جهان صنعتي پيوسته اند. Sapiens Homoهمزمان، خود به يك نيروي زمين فيزيكي مبدل شده است و اين نخستين گونه اي است كه طي تاريخ سياره زمين به چنين تمايز شك برانگيز و نامطمئني دست يافته است. ما ميزان دي اكسيد كربن اتمسفري را به سوي بالاترين سطح آن طي دست كم 200 هزار سال اخير كشانده ايم باعث به هم ريختن تعادل چرخه نيتروژن شده ايم و در گرمايش جهاني كه سرانجام به بدترين اخبار هر كجاي جهان مبدل خواهد شد، شركت داشته ايم. خلاصه آنكه وارد قرني از شرايط محيطي شده ايم كه آينده نزديك آن به گونه اي ثمربخش تصوير يك گلوگاه را به ذهن متبادر مي سازد. در هم آميختگي علم و تكنولوژي بدون خودشناسي و يك دندگي دوران ديرينه سنگي، ما را به جايي رسانده است كه اكنون هستيم. اما اكنون كه علم و تكنولوژي با دورانديشي و شجاعت اخلاقي در هم آميخته اند بايد درون و برون گلوگاه را به ما نشان دهند. صبر كنيد! يك لحظه دست نگه داريد. اين صداي اقتصاددان، شاخ نمادين وفور نعمت، است بياييد به دقت به سخنان او گوش فرا دهيم. او تمامي توجه اش را معطوف توليد و مصرف ساخته است و مي گويد: اين ها چيزهايي اند كه جهان خواهانشان است و بدان ها نياز دارد. البته، حق با اوست. تمامي گونه هاي زنده با توليد و مصرف زنده اند. درخت موادغذايي و نور خورشيد را جذب و مصرف مي كند، پلنگ، گوزن را شكار مي كند و مي خورد و كشاورز راهي براي يافتن فضا و پرورش غله مي يابد. تصور اقتصاددان بر پايه مدل هاي دقيقي از گزينش خردمندانه و افق هاي زماني نزديك استوار شده است. پارامترهاي مورد نظر او را فرآورده هاي ناخالص خانگي، تعادل تجاري و شاخص هاي با صرفه تشكيل مي دهند. او در هيات مديره تشكيلات تجاري نشسته است، به واشنگتن سفر مي كند، هرازگاهي سروكله اش در ميزگردهاي تلويزيوني پيدا مي شود و اصرار دارد كه سياره ما براي هميشه پربار است و هنوز به اندازه كافي از آن استفاده نشده است. اما اكولوژيست ديدگاه ديگري دارد. اوبر محصولات تجديدنشدني، آبخيزهاي خالي و اكوسيستم هاي تهديد شده تاكيد دارد. صداي او گو اينكه كم رساست اما در محافل دولتي و تجاري به گوش مي رسد. او در تشكيلات سازمان هاي غيرانتفاعي جاي دارد، براي Scientific American مي نويسد، گاهي وقت ها هم براي واشنگتن سخنراني مي كند. او اصرار دارد كه زمين رنجور و از پا افتاده شده و به دردسر افتاده است. Feb. American 20020 Scientific