Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811113-59894S5

Date of Document: 2003-02-02

يكي از معلمان اينشتين در دوره نوجواني وي: تو هرگز چيزي نخواهي شد... نگاهي به نمايشگاه برپا شده در موزه تاريخ طبيعي ايالات متحده آمريكا در مورد صدمين سالگرد ارائه نظريه نسبيت يك روز خبرنگاري از همسر اينشتين پرسيد آيا او تئوري نسبيت راكه توسط همسرش بيان شده است فهميده؟ است او پاسخ داد: نه. اينشتين همواره سعي مي كند آن را براي من توضيح دهد، اما من فكر نمي كنم دانستن آن براي خوشبختي من ضروري باشد. حدود نيم قرن بعد از مرگ عقايد اينشتين، و افكار او تمامي جهانيان را مسحور مي كند و بررسي افكار و نظريات او از جذابيت خاصي برخوردار است. در آستانه بزرگداشت يكصدمين سالگرد ارائه نظريه نسبيت توسط اينشتين كه انقلاب بزرگي در علم پديد آورد، سلسله نمايشگاههايي در نقاط مختلف جهان برگزار مي شود از جمله در ماه نوامبر 2002 نمايشگاه بزرگ و منحصر به فردي از آثار و دستنوشته هاي او در موزه تاريخ طبيعي ايالات متحده افتتاح شد كه بررسي آن حاوي نكات تازه اي از زندگي اين دانشمند برجسته است. براي آلبرت اينشتين جوان كه كارمند اداره ثبت اختراعات در شهر برن سوئيس بود، سال سال 1905 بسيار خوبي بود. بعد از چند سال نابساماني و تنش او يك زندگي متوسط با همسرش ميلواو پسر يك ساله اش هانس آلبرت را مي گذراند. در اين سال او دوره دكتراي خود را تكميل مي كرد و مقالات علمي انتشار مي داد كه مسير تاريخ را تغيير داد. مرد جوان با چشمان تيره و موهاي اگر مجعد، چه در چهار سال بعد شغل روزانه اش را تغيير نداد، اما همچنان در راه شهرت علمي به پيش مي رفت و اين سفر به سوي شهرت و موفقيت، بسيار طولاني و فوق العاده جذاب بود. آلبرت طي 76 سال از زمان تولدش در سال 1879 در آلمان تا زمان مرگش در سال 1955 در پرينستون آمريكا مراحل متفاوتي را گذراند. روزي يكي از معلمانش كه از خيالبافي و رفتار منفي او نسبت به آموزش رسمي مايوس شده بود، نوميدانه به او گفت: اينشتين، تو هرگز چيزي نخواهي شد. آنچه درباره زندگي او در دوره نوجواني حقيقتا تعجبآور است، اين است كه هيچ يك از بزرگترهايش به نبوغ او پي نبردند. مراحل بعدي زندگي او موفقيت در دوره جواني، شناخته شدن به عنوان دانشمندي بزرگ در سوئيس، استاد بزرگ نجوم، آزادانديش واقعي و طرفدار صلح، پيشگام علم اتم و.. بود. براي كساني كه اينشتين را عمدتا به عنوان فردي با شخصيت عجيب و موهاي ژوليده كه هميشه مسائل بغرنج را مطرح كرده و يا اظهاراتي نامفهوم در مورد فضا دارد، نمايشگاه مزبور فرصتي را فراهم آورد كه ساير جنبه هاي زندگي اين نابغه جهان علم مورد بازبيني واقع شود. اين نمايشگاه حاوي نامه ها، عكس ها، دستنوشته ها، مدارك علمي و ساير وسايلي بود كه در روشن كردن جزييات زندگي او بسيار مفيد هستند. در اين ميان آثار ارائه شده در اين نمايشگاه، تنوع زيادي به چشم مي خورد; مثل مدركي كه معافيت اينشتين از خدمت سربازي به علت صاف بودن كف پا را نشان مي دهد و يا دفترچه يادداشتي كه او، معادلات فضايي را تا آخر لحظه زندگي با ظرافت خاصي در آن مي نوشته است. در يك مورد، سه نامه ديده مي شود كه نمايانگر وجود اميد و ناكامي در مراحلي از زندگي خصوصي او هستند. اولين نامه در سال 1900 خطاب به ميلوا ماريك همكلاس پيشين او در دانشكده پلي تكنيك زوريخ و شامل درخواست ازدواج با اوست. در كنار آن يك تكه كاغذ به تاريخ 12 ديده 1918ژوئن مي شود كه آلبرت و ميلوا طلاق نامه خود را امضا كرده اند، با اين شرط كه در صورت برنده شدن جايزه نوبل مبلغ نقدي آن را به همسرش بدهد. در كنار آن نامه ديگري هست كه مي تواند دليلي بر طلاق او و ميلوا باشد. نامه ديگري كه در سال 1913 خطاب به دختر عمويش السا نوشته شده است. آن دو در سال 1919 با هم ازدواج كردند، اگر چه آن ازدواج هم، مشكلات خاص خود را داشت. نامه هاي ديگر قسمت هايي از واقعيات زندگي او را به نمايش مي گذارند. يكي از اين نامه ها در سال 1939 توسط اينشتين خطاب به روزولت نوشته شده و در آن اينشتين در مورد امكان وجود بمب اتمي و خطرات آن مطالبي را بيان كرده است. در ماه مارس سال 1945 اينشتين كه به دلايل امنيتي از طرح توليد بمب اتمي كنار گذاشته شده بود، نامه ديگري به روزولت نوشت و در مورد واقعيات استفاده از بمب اتمي و خطرات آن، مطالبي را بيان كرد. اما متاسفانه در ماه آگوست همان سال، هيروشيما و ناكازاكي مورد بمباران اتمي قرار گرفتند كه اينشتين تاسف و انزجار فراوان خود از انجام اين عمل را ابراز كرد. مساله ديگري كه توسط اينشتين اعلام شد بيان اين پديده بود كه مكان ستارگاني كه نور آنها از نزديكي لبه خورشيد مي گذرد و به زمين مي رسد، به علت انحراف نور در ميدان گرانشي خورشيد به طرف آن منحرف شده و بنابراين ستارگان در آسمان، در جاي طبيعي خود ديده نمي شوند. هنگامي كه در سال 1919 كسوف به وقوع پيوست صحت اين نظريه كه توسط قانون نسبيت عام او توجيه مي شد، به اثبات رسيد و باعث شهرت فوق العاده او گرديد. در اين هنگام، او چهل ساله بود. اينشتين شهرت را جست وجو نمي كرد و آن را مزاحم و محدودكننده مي يافت. در سال 1930 در سفري به در نيويورك خاطراتش مي نويسد: عكاسان همچون به گرگهاي گرسنه، طرف من حمله ور مي شوند. با اين وجود، او به قدر كافي زيرك بود كه بتواند اين شهرت را در راه خدمت به جامعه به كار گيرد. اينشتين از شهرت و موقعيت ممتاز خود در مبارزه با نازيسم، تلاش براي خلع سلاح جهاني و پيكار عليه افكاري همچون نژادپرستي و فاشيسم استفاده كرد. او تصور مي كرد كه اين تفكرات براي جهاني كه داراي سلاحهاي اتمي است، بسيار خطرناك خواهدبود. اينشتين تئوري نسبيت را در دو مرحله ارائه داد. ابتدا در سال 1905 كه نسبيت خاص را ارائه داد و در مرحله دوم در سال 1915 تئوري نسبيت عام را به پايان رساند. جهت شرح نظريه نسبيت از دستگاهي به نام ساعت نوري در نمايشگاه استفاده شده است. ساعت نوري از يك جفت آئينه تشكيل شده است كه يك پرتو نور از يك آئينه به سمت ديگري هدايت مي شود. هر حركت يك پرتو نور معادل يك تيك ساعت در نظر گرفته شده است. در اينجا ديده مي شود كه اگر آئينه ها متحرك نور باشند، مسافت بيشتري را در مسير مورب مي پيمايد و بنابراين، هر تيك اين ساعت زمان بيشتري به طول مي انجامد و به نظر مي رسد در اين حالت، زمان آهسته تر مي گذرد. اين مثال ساده، تمام آن چيزي است كه شما بايد درباره نسبيت بدانيد. در جايي ديگر مساله توليد ماده به مورد انرژي، بحث واقع شده و نشان داده مي شودچنانچه يك سكه تماما به انرژي تبديل شود مي تواند، انرژي مورد نياز يك شهر بزرگ را به مدت دو سال تامين كند. نظريه نسبيت كه اينشتين جايزه نوبل فيزيك در سال 1921 را به خاطر آن دريافت كرد يكي از بزرگترين دستاوردهاي انديشه بشري در تمام طول تاريخ است. تاثير فلسفي اين نظريه، روي انديشه انسان عميق بوده و چشم اندازهاي علمي كه توسط آن گشوده شد، بدون اغراق كماكان بي پايان اند. آخرين نامه اينشتين در 11 آوريل 1955 خطاب به برتراند راسل فيلسوف و رياضيدان انگليسي بود كه به نام بيانيه مشترك راسل - اينشتين ناميده مي شود كه همه ملتها را فرا مي خوانند سلاحهاي اتمي را كنار بگذارند و مي گويند: ارزشهاي انساني خود را همواره به ياد داشته باشيد و هر چه غير از آن است فراموش كنيد. منبع: نيويورك تايمز2002 15 نوامبر ترجمه: دكتر آرش فرهودي