Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811113-59892S1

Date of Document: 2003-02-02

براي هميشه سال ها گفت وگو با محسن نوربخش كسي پيروزي انقلاب را با آن سرعت و شتاب پيش بيني نمي كرد بنابراين به دنبال تئوري هاي قابل استفاده و كاربردي براي آماده كردن خود و نيروها براي اداره كشور نبوديم بيشتر از زاويه تئوري و علاقه هاي شخصي به برخي از جنبه هاي اقتصاد اسلامي مي پرداختيم بهمن احمدي امويي بهمن سال 57 در ايران انقلاب شدسال 240 دست اندركاران پيش اقتصاد _ سياسي جمهوري اسلامي حالا كه پس از اين همه سال به آن روزها نگاه مي كنند، مي گويند: در آن زمان تصوير تيره و تاري از چگونگي اداره كشور در اذهان وجود داشت. چگونه مردان جمهوري اسلامي، از آن فرازونشيبها گذشتند و به دنياي تكنوكرات ها رسيدند. ماحصل گفت وگو با دست اندركاران و تصميم سازان اقتصاد _ سياسي ايران بعد از انقلاب است كه با عنوان اقتصاد _ سياسي جمهوري اسلامي توسط انتشارات گام نو در دست انتشار است. هم زمان با سالگرد پيروزي انقلاب بخش هايي از خاطرات آن روزهاي دست اندركاران اقتصاد ايران را كه برگرفته از آن كتاب است، برگزيده ايم كه دومين بخش آن گفت وگو با دكتر محسن نوربخش است. محسن نوربخش در 24 سال گذشته يكي از چهره هاي كليدي اقتصاد سياسي ايران بوده است، گاه در كسوت وزير اقتصادي و دارايي و گاه رئيس كل بانك مركزي. منتقدينش او را تنها اقتصاددان جمهوري اسلامي مي دانند و موقعيتش را با ياسر عرفات در حكومت خودگردان فلسطين مقايسه مي كنند. مخالف داخلي و خارجي بسيار اما بي بديل. * آقاي دكتر براي شروع اجازه بدهيد به سال ها قبل برگرديم حتي قبل از سال 60 كه شما در سن 30 سالگي به عنوان رئيس كل بانك مركزي منصوب شديد. به زمان تحصيل در دانشگاه ملي و همين طور دانشگاه كاليفرنيا كه اقتصاد مطالعه مي كرديد و در آن زمينه تخصص گرفتيد. آن روزها چه ديدي از اقتصاد در ذهن شما؟ بود زمان ابتداي انقلاب جو غالب در زمينه سياسي چپ بود و در زمينه اقتصادي، نگرش اقتصاد دولتي بود. در ابتداي انقلاب با تحولات مربوط به نظام دانشگاهي و انقلاب فرهنگي و تغييرات در سيستم آموزش دانشگاه مواجه شديم. يكي از زمينه هاي اصلي تغيير و تحول در حوزه هاي علوم انساني، اقتصاد، علوم اجتماعي و به ويژه در حوزه اقتصادي بود. در آن زمان بحث اصلي اين بود كه با توجه به انقلاب اسلامي و پيروزي زود هنگام، اداره امور اقتصادي كشور چگونه بايد باشد. ما تصور مي كرديم كه انقلاب اسلامي فرصتي براي پياده كردن تئوري هاي اقتصاد اسلامي در اختيار ما گذاشته است، بحث اين بود كه آيا ما در اين زمينه تئوري هاي مشخصي داريم يا خير. آيا از لحاظ تئوريك به اندازه كافي حرفي براي گفتن داريم يا خير. اين ها بحث هاي اصلي اي بود كه ذهن مسئولان را به خود جلب كرده بود. بنابراين در دانشگاه چالش بين نيروهاي چپ و گروه هاي ماركسيستي و اسلامي به وجود آمده بود و روز به روز هم گرم تر و پردامنه تر مي شد. آن موقع با تعدادي از همكاران گروهي را تشكيل داديم كه بعدها با كميته اي به رهبري شهيد بهشتي به طور نظام مند به بررسي جنبه هاي مختلف اقتصادي مباحث پرداختيم اقتصاد اسلامي را در جلسات همين كميته شروع كرديم. شيوه كار هم به اين صورت بود كه فقط به بحث صرف تئوريك نمي پرداختيم، چرا كه نيروهاي اسلامي ابزارهاي حكومت را در كنترل خود گرفته بودند و لازم بود كه از حوزه تئوريك خارج شويم و به جنبه هاي كاربردي اقتصاد اسلامي بپردازيم. در واقع، در آن مقطع مشغله اصلي و ذهني ما اين نوع مباحث و چالش ها بود. * يعني هم به دنبال تدوين و كشف تئوري هاي اقتصاد اسلامي بوديد و هم شيوه هاي كاربردي آنها را تجويز؟ مي كرديد دقيقا. * قبل از اين كه به ادامه بحث بپردازيم، مي خواهم بدانم شما چگونه وارد سيستم انقلاب اسلامي؟ شديد به گونه اي كه در راس مسئولان اقتصادي آن قرار؟ گرفتيد در آنجا چه دوستاني داشتيد و چگونه فعاليت؟ مي كرديد هسته اصلي فعاليت ما، در قالب انجمن اسلامي دانشجويان در آمريكا و كاليفرنيا خلاصه مي شد. در آن زمان تعدادي از افرادي كه بعدها مسئوليت هايي در جمهوري اسلامي به عهده گرفتند، در آنجا تحصيل از مي كردند كساني كه مي توانم ياد ببرم: آقايان محمد هاشمي، محمدخان، نوبري، ايرواني كه در لس آنجلس بودند، محمد واعظي و... * تقريبا همه به تحصيل در رشته اقتصاد مشغول؟ بوديد خير بعضي از آقايان در رشته هاي مهندسي و مديريت تحصيل مي كردند. در آن زمان كشمكشي بين انجمن اسلامي كاليفرنيا و جبهه ملي سوم به رهبري بني صدر به وجود آمده بود. البته بعدها روشن شد كه آنها رقابتي هم با نهضت آزادي داشتند از نهضت آزادي دكتر يزدي در آنجا فعاليت مي كرد. هر كدام از اين گروه ها درصدد بودند كه انجمن اسلامي را به حيات خلوت و حيطه نفود تبديل كنند. ولي ما از اين شانس برخوردار بوديم كه مسائل مربوط به مبارزات و چالش هاي پيش از انقلاب را فقط از اين دو گروه نگيريم، بلكه ارتباط مستقيمي با حضرت امام خميني (ره ) داشتيم. اين ارتباط از طريق آقاي هاشمي رفسنجاني و تعدادي ديگر از روحانيون انجام مي شد. در نتيجه ما موضع مستقلي نسبت به اين دوگروه داشتيم. * اختلافات بر سر چه چيزهايي؟ بود اختلافات بر سر حيطه نفوذ و نحوه استفاده اين دو گروه از انجمن اسلامي به عنوان يك ابزار بود. انجمن اسلامي نمي خواست كه دربست در اختيار يكي از آنها قرار بگيرد و تلاش داشت مستقل عمل آنها كند هم به دنبال اين بودند كه هر چه بيشتر ما را به سمت خود بكشند آنها به دنبال يارگيري بودند. * اختلافات موجود عمدتا بر روي مسائل سياسي و نحوه مبارزه دور مي زد و هيچ ارتباطي با مسائل عيني نداشت. آيا درست؟ است آن موقع مسائل سياسي همه چيز را تحت تاثير قرار داده بود. البته در بحث هاي تئوريكي يكسري مسائل مطرح مي شد ولي چون تحولات سياسي داخل كشور سرعت زيادي داشت مجالي براي پرداختن به مسائل جانبي ديگري وجود نداشت. * آيا هرگز پيش بيني مي شد كه به زودي با پيروزي انقلاب اسلامي مواجه شويد; پس براي مواجهه با آن شرايط بايد خود را به تئوري هاي اقتصاد اسلامي مجهز مي كرديد، آيا بر روي اين مسائل بحث مي شد. لازم بود كه يك نظام اقتصادي براي آن تعريف شود، شما هم اقتصاد خوانده بوديد و همين طور ديگر آقايان، آيا چنين كاري انجام؟ داديد كسي پيروزي انقلاب را با آن سرعت و شتاب پيش بيني نمي كرد. بنابراين به دنبال تئوري هاي قابل استفاده و كاربردي براي آماده كردن خود و نيروها براي اداره كشور نبوديم. بيشتر از زاويه تئوري و علاقه هاي شخصي به برخي از جنبه هاي اقتصاد اسلامي ولي مي پرداختيم به صورت جدي خير، اين گونه نبود. * بحث هاي تئوري و آنهايي را كه از روي علاقه انجام مي داديد چه؟ بودند مسئله مالكيت در اسلام خيلي مهم بود. مالكيت زيربناي اقتصاد است. در مكاتب اقتصادي چپ مالكيت مورد نقد جدي قرار گرفته بود بنابراين بيشترين مباحث و علاقه ما بر روي مالكيت و ميزان حدود و ثغور آن بود. همين طور نحوه فعاليت بخش خصوصي و اين كه حيطه آن تا چه حدي بايد باشد. * در اين دو مورد خاص به چه نتايجي؟ رسيديد ما در مباحث خود بيش از همه از كتاب اقتصاد ما مرحوم صدر و فتاوي حضرت امام استفاده البته مي كرديم برخي گروه هاي افراطي هم بودند كه مالكيت را كاملا نفي مي كردند. در سازمان مجاهدين خلق تغيير و تحولاتي در سال هاي 53 و 54 به وجود آمده بود كه گرايش به ماركسيسم بنابراين داشت ايده هاي افراطي در بخشي از فعالين و سمپات هاي آنها وجود داشت كه عمدتا در ايالت هاي ديگر آمريكا بودند. مباحث انجمن اسلامي كاليفرنيا چارچوب خاص خود را داشت و مبتني بر بحث هاي كتاب اقتصاد ما بود. * بعد از ورود به ايران، پس از انقلاب چگونه وارد سيستم؟ شديد من از قبل از انقلاب با مرحوم شهيد بهشتي آشنا بودم. در سفرهايي كه از آمريكا به ايران مي آمدم جلساتي با ايشان داشتم، كتابهايي را كه مي خواستند براي ايشان تهيه مي كردم، گاهي اوقات هم كتابهايي را به خارج ارسال مي كردند كه اين كار توسط من صورت مي گرفت. بنابراين پس از انقلاب و بعد از بازگشت از آمريكا، من در جلسات شهيد بهشتي كه با هدف بررسي مسائل اقتصادي انجام مي شد، شركت كردم. ايشان در آن زمان عضو شوراي انقلاب بودند. دكتر نمازي هم در آن جلسات حضور داشتند. اين جلسات در سال هاي 58 و 59 برگزار شد. ايشان در مباحث علمي آشنايي بيشتري از من داشتند. من تئوري كار كرده بودم و در آن زمان عضو هيات علمي دانشگاه ملي (شهيد بهشتي ) بودم. وقتي كه دولت شهيد رجايي در مهر ماه سال 59 تشكيل شد ايشان در حال بررسي فهرست كابينه پيشنهادي خود بودند. من در فهرست به عنوان وزير امور اقتصادي و دارايي معرفي شده بودم. معرفي هم توسط شهيد بهشتي صورت گرفته بود. تا آن زمان هنوز با شهيد رجايي از نزديك برخورد نكرده بودم. مرحوم شهيد رجايي مصاحبه و جلسه اي را با مجموعه اي از اعضاي معرفي شده گذاشته بودند. جلسه اي كه با من داشتند در ساختمان قديمي وزارت آموزش و پرورش برگزار شد. آنجا اولين ديدار و آشنايي من با ايشان بود. شهيد رجايي پرسش هاي متعددي در مورد سابقه تحصيلات و برداشت من از مسائل اقتصادي طرح كردند و من پاسخ دادم. در پايان جلسه ايشان گفتند كه علاقه مند هستند با من به عنوان همكار كار كنند. براي من در آن شرايط قبول مسئوليت خيلي سخت بود. تا آن زمان تجربه هيچ كار اجرايي نداشتم. اما احساس مسئوليتي كه در ابتداي انقلاب براي همه وجود داشت، در من نيز بود، آن زمان احساس مي شد كه اگر قرار بر انجام كاري است و مسئوليتي به كسي پيشنهاد مي شود، بايد تا آنجايي كه امكان دارد، فرد همكاري لازم را به عمل آورد. من هم با اين احساس وظيفه، پذيرفتم. شهيد رجايي براساس روال معمول اسامي كابينه را پس از رسيدن به جمع بندي نهايي به رئيس جمهور كه در آن زمان بني صدر بود، ارائه كردند. آقاي بني صدر من را از انقلاب و از انجمن اسلامي دانشگاه كاليفرنيا مي شناخت. چون در آن زمان نقش ما محدود كردن حيطه نفوذ سازمان سياسي وي بود، خيلي مورد علاقه ايشان نبودم. حتي در ارزيابي اي كه آقاي بني صدر از من داشتند و بعدها از اسناد و مدارك دفتر ايشان به دست آمد، اظهار كرده بود: فلاني جوان زرنگي است ولي با توجه به سابقه آشنايي با بهشتي، مناسب نيست به هر حال ايشان من را به عنوان وزير نپذيرفت. البته ايشان سه نفر را نپذيرفت. مهندس موسوي به عنوان وزير امور خارجه، بهزاد نبوي به عنوان وزير مشاور و من را به عنوان وزير اقتصادي و دارايي. پس از چند روز جلسه اي گذاشته شد كه در واقع ميانجي گري و آشتي دادن بين نخست وزير و رئيس جمهور بود. روحانيت مبارز آن را ترتيب داده بود. از طرف روحانيت مبارز آيت الله انواري و آيت الله يزدي حضور داشتند. جلسه در دفتر آقاي بني صدر برگزار شد. و شهيد رجايي و ما سه نفر هم حضور داشتيم. قرار شد كه آقاي بني صدر دلايل عدم موافقت خود را با پست هاي پيشنهادي براي ما سه نفر عنوان كنند. در مورد آقاي موسوي وي گفت كه ايشان فرد بداخلاق و ناسازگاري است، به ويژه با مقالات و گزارش هايي كه در روزنامه جمهوري اسلامي ايران مي نويسد، به هيچ وجه موافق ايشان نيستم. آقاي نبوي هم چون عضو سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي بودند، مورد بي مهري قرار گرفتند. در مورد من هم چيز خاصي نگفت، فقط اظهار كرد، ايشان مخالفم نگران آقاي نوبري بود كه در آن زمان رئيس كل بانك مركزي من بود قبلا با آقاي نوبري آشنا بودم و مي دانستم كه ايشان به دنبال در اختيار داشتن سيستم بانكي است. نتيجه آن جلسه اين شد كه آقاي بني صدر بهزاد نبوي را پذيرفت و با من و مهندس موسوي مخالفت كرد. شهيد رجايي هم حكم سرپرست وزارت اقتصاد و دارايي را براي من نوشتند و من از مهر 59 تا پس از چند ماه كه آقاي دكتر نمازي به عنوان وزير معرفي شدند در اين سمت بودم. پس از آمدن ايشان من قائم مقام شدم و در پايان خرداد سال 60 به عنوان رئيس كل بانك مركزي معرفي شدم. اولين جلسه هيات دولت در ساختمان قديمي وزارت آموزش و پرورش برگزار شد. آن جلسه مصادف با نخستين حملات عراق به ايران بود. بلافاصله پس از اعلام وضعيت قرمز، همه اعضاي هيات دولت به زيرزمين قديمي و معمولي آن منتقل شدند. همه ما در آن زمان كم تجربه بوديم و فكر مي كرديم اين زيرزمين ايمن است. پس از آن نخستين جلسه مشترك هيات دولت با شوراي عالي دفاع در ساختمان ستاد مشترك ارتش برگزار شد. آن موقع وظيفه شوراي عالي دفاع تنظيم امور جنگي بود. در آن جلسه مرحوم شهيد بهشتي، آقاي هاشمي رفسنجاني، آيت الله خامنه اي و اعضاي هيات دولت حضور داشتند. در آنجا دو بحث اصلي مطرح شد كه يكي از آن دو بحث براي مدت 10 سال جهت گيري اقتصاد كشور را شكل داد. محافظت از تاسيسات زيربنايي و فيزيكي مثل پالايشگاه ها نخستين مسئله بحث بود دوم كه توسط شهيد بهشتي مطرح شد، چگونگي تامين ارزاق عمومي و ايجاد حداقل معيشت عموم مردم بود. پيش بيني در آن زمان اين بود كه ممكن است جنگ طول بكشد و يكسري مشكلات را پيش خواهد در آورد همانجا به عده اي از حاضران ماموريت داده شد تا نحوه تامين و توزيع كالاهاي اساسي را پي ريزي در كنند واقع نطفه ستاد بسيج اقتصادي در آن جلسه و با اين تصميم بسته شد. از همانجا بود كه نظام سهميه بندي مشخص و تصميم گرفته شد كه اين نظام اجرا شود. آقاي بهزاد نبوي هم به عنوان رئيس آن انتخاب شدند. ادامه دارد