Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811113-59887S4

Date of Document: 2003-02-02

شاعرانگي در متن و اجرا نگاهي به كسي نيست اين همه داستان ها را به ياد بياورد; حامد صفايي تبار كسي نيست اين همه داستان ها را به ياد آورد نوشته محمد چرمشير متني است كه به سبب ويژگي هاي تكنيكي اش شكلي غريب و متفاوت به خود مي گيرد در اين نمايشنامه زبان ديالوگ ها و مونولوگ ها يك زبان قدرتمند نمايشي است كه فضاها را هر چند دور از ذهن و هر چند غريب باورپذير مي كند. روايت ها گسيخته و بريده از هم هر كدام در فضايي متفاوت شكل مي گيرد و هيچ ارتباط منطقي كه مبناي منطق قصه و يا منطق داستاني نمايشنامه باشد بين آنها برقرار نيست. هر روايت تكه اي از فضايي است كه آن را تجربه كرده ايم و يا چيزي از آن خوانده يا شنيده ايم اما قرار گرفتن آنها كنار هم فضاي واقعي و رئال را شكسته و به طرف آشنايي زدايي اتفاقات موجود مي رود. رها شدن اين روايت ها در فضاي متني و اينكه هيچ نقطه آغاز و پاياني براي هيچ يك از آنها متصور نيست هر تكه را شبيه بيت يا سطري شاعرانه مي كند كه كنار هم قرار گرفتن آنها يك شعر را به وجود مي آورد. به طوري كه حتي به نظر مي رسد كار بر پايه منطق شاعرانه شكل مي گيرد و نه براساس يك منطق داستاني. چيزي كه در تكامل اين فضاي شاعرانه تاثير به سزايي دارد خود موضوعات انتخاب شده براي روايت است. به طوري كه اين شاعرانگي در داخل موضوعات نيز ديده مي شود و حتي زبان انتخاب شده براي شخصيت ها نيز به ايجاد هر چه بيشتر آن كمك مي كند. چرمشير در نوشتن چنين متني، آگاهانه از ابزارهاي بسياري در نويسندگي استفاده كرده; روايت مركزي در طول جريان كار، خرده روايت هاي متعدد براي انسجام اثر، روايت هاي خيلي كوتاه و روايت هاي بلندتر، خشونت قصه ها و همچنين روايت هاي عاشقانه، اجتماعي، رمانتيك و حتي طنز همه و همه در كنار هم چيزي را مي سازند كه از يك كليت و يك شكل واحد دوري كرده و به طرف اجزاي كوچك و تقطيع شده مي رود و در نهايت چيزي را در ذهن مي سازد كه بدل آن چيزهايي است كه هر روز در كنار ما شكل مي گيرد و عبور مي كند. در اين بين اجراي اثر - به كارگرداني رضا حداد - نيز موفق به نظر مي رسد و مي توان گفت كه متن به خوبي فهميده و اجرا شده است متفاوت بودن فضاها و شخصيت ها و عدم تمركز به روي يك نقطه كمك بسياري به اجراي موفق آن كرده است. اجرا همان طور كه متن در پاره هاي متفاوت نوشته شده در فضاها و شكل هاي متفاوت انجام مي شود. استفاده صحيح از ميزانسن به طوري كه ميزانسن باعث جذب تماشاگر و فهم اين نكته كه كار خرده روايت هاي متعددي را در برمي گيرد از مهم ترين تاثيرات اجرايي اين متن است. همچنين نورپردازي در ايجاد يك فضاي وهم آلود و توام با تاري و تيرگي كه از يك شكل مركزي پيروي نمي كند بسيار موثر است. همچنين بازي هاي كوتاه اما تاثيرگذار و قدرتمندانه بازيگران تاثيري را كه بايد از يك خرده روايت منتقل شود دو چندان مي كند. در كل مي توان گفت كه هماهنگي ويژه اي بين متن و اجرا ديده مي شود و بر همان اصول و اسلوبي كه متن نوشته شده اثر اجرا شده و اين تلفيق و هماهنگي بين متن و اجرا چيزي است كه در كارهاي جشنواره كمتر ديده مي شود. با اين وصف بايد اين نمايش را از كارهاي موفق اين دوره از جشنواره ذكر كرد.