Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811113-59887S3

Date of Document: 2003-02-02

چند كلمه در باب جشنواره اي به نام تئاتر مهرداد قاسم فر يكي از شاخصه هاي جوامع توسعه يافته، پذيرش نظارت هاي غيررسمي از سوي نهادهاي رسمي است; نظارت هايي كه عمدتا از سوي مطبوعات، روزنامه نگاران و خبرنگاران حساس به كاستي ها و معضلات اعمال مي شود و از سويي يكي از شاخصه هاي توسعه نايافتگي نيز، بي اعتنايي و حتي پوزخند زدن به چنين نظارت هايي است كه در جهان امروز، از آن تا مرتبه ركن چهارم دموكراسي ياد بنابراين مي شود چندان مطمئن نيستم كه اين يادداشت يا ده ها از اين نمونه، بتواند حتي تلنگري بر سطح راكد انديشه و عملكرد مخاطبان واقعي اش ايجاد كند، اما از آنجا كه در اين ميانه تنها نوشتن مسئولانه است كه از اهالي قلم برمي آيد، پس ترجيح مي دهم به جاي سكوت، بنويسم. جشنواره تئاتر با آنكه صفت بين المللي را نيز يدك مي كشد اما در هيچ يك از نمودهاي اجرايي اش چهره اي جهاني كه هيچ منطقه اي را نيز به نمايش نمي نهد. اگرچه همين جا بايد تاكيد كنم كه مصداق اين جمله را در سطح و ارزش جهاني آن نمي خواهم جست وجو كنم; چرا كه همگان واقفيم بين المللي خواندن جشنواره هايي از نوع فيلم و تئاتر در ايران، تنها نوعي شوخي است كه نه دعوت شدگان باورش مي كنند و نه تماشاگران و نه حتي برگزاركنندگان; دلايلش هم روشن است و اينجا قصد پرداختن به آن آنچه نيست كه مد نظر اين يادداشت است اما، توجه دادن به كليت شيوه هاي اجرايي است كه به اصطلاح Package يا بسته بندي اين مراسم را سامان مي دهند; گيرم با جشنواره اي ذاتا محلي و كاملا بومي مثل جشنواره تئاتر فجر رودررو باشيم. بي نظمي و پريشان احوالي و حتي ندانم كاري هاي بسيار در اجراي اين جشنواره، آنقدر هست كه نخواهيم مته به خشخاش نهيم. در ايام جشنواره كافي بود سري به يكي از محل هاي برگزاري بزنيد تا كمترين نشانه اي از يك جشن ملي (با صفت بين المللي ) در آن مكان برايتان تبديل به آرزويي محال شود. دستپاچگي ها و عصبيت هاي مواج در فضا كه ناشي از همين بي نظمي است از علايم آشكار چنين بي برنامگي ها و درهم ريختگي هاي ناشي از فقدان مديريت منطقي سازوكارها است. جابه جايي ساعت اجراي نمايش ها كه گاه حتي با تاخيري چند ساعته به نمايش درمي آيند، عدم شفافيت بودجه هاي اختصاص يافته به نمايش ها به حدي كه برخي كارگردان ها تا آستانه جشنواره نيز بودجه هاي مصوب براي آثارشان را در اختيار ندارند، عدم تناسب آثار اجرا شده در جشنواره با ظرفيت سالن ها و.. از ديگر معضلاتي است كه به خودي خود بيانگر بي نظمي و عدم كنترل دقيق و دلسوزانه و مدبرانه بر جشنواره اي است كه تنها سالي يكبار قرار است مشتاقان پراكنده هنر نمايش را گردهم آورد. ورودي هر سيستمي در واقع بيانگر نظم و انديشه و يا هرج و مرج و ندانم كاري هايي است كه بر پنهان ترين اتاق هاي تصميم گيرنده آن سيستم حاكم است و رفتارهاي رايج با مردم و نيز مهمانان ويژه اين جشنواره ( خبرنگاران ) از چند سال پيش تاكنون، خود حديث مفصلي است كه از اين مجمل مي توان خواند و اين در شرايطي است كه برخي از مشكلات جاري را مي توان با كمي تدبير، ابتكار و روحيه مسئوليت پذيري حل كرد. فرضا آيا نمي توان براي ورود ميهمانان، روزنامه نگاران، داوران و منتقداني كه هر ساله با كارت ويژه به اين جشنواره دعوت مي شوند، ورودي جداگانه اي قائل؟ شد يعني همان تدبيري كه در تمام نقاط ديگر دنيا به هنگام جشنواره هاي ملي و عمومي مي انديشند تا هم شان و احترام مهمانان جشنواره خدشه دار نشود و هم نظم و هماهنگي افزون تر و قابل كنترلي حكمفرما باشد. همين سال پيش بود كه تعدادي از همكاران خبرنگار در اعتراض به رفتارهاي اهانت آميز كارت هاي ويژه جشنواره تئاتر فجر را كه به نام آنها صادر شده بود، به دبير جشنواره پس دادند; و البته با اين پاسخ در كمال خونسردي رودررو شدند كه: مي توانيد كارت هايتان را به روابط عمومي تحويل دهيد همين! به نظر مي رسد روحيات كارمندي حاكم بر اين جشنواره، فارغ از عشق و شوق لازم براي اجراي چنين وظيفه دشواري، آن را به يك مراسم تكراري و تنها براي خالي نبودن عريضه تبديل كرده است. اگرچه به يقين در اين ميانه عده اي هم يافت مي شوند كه تمام تلاش خود را كرده اند اما متاسفانه در چرخه سيستم معيوب، تلاش اين عده نيز به نتيجه قابل دفاعي ختم نشده است. تئاتر، همواره به مثابه جلوه اي از احترام، روشن انديشي و حرمت و شان يك جامعه نسبت به جايگاه انساني مخاطبانش _ از هر دسته و گونه اي _ متبلور بوده است. اي كاش بيش از اين، چنان جلوه اي را به چنان حدي از بي اعتنايي و اغماض تقليل ندهيم.