Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811112-59881S1

Date of Document: 2003-02-01

صندلي لرزان تاپي بررسي بحران بايرلوركوزن پل برايتنر ملي پوش سابق تيم ملي آلمان امروزه يك كارشناس خبره به شمار مي رود كه صراحتش زبانزد است. تحليل هاي او سازنده و گاهي نيز تند هستند. برايتنر در شبكه ورزشي DSF يك برنامه دارد كه در آن هر دوشنبه به تحليل بازي هاي هفته بوندس ليگا مي پردازد. دوشنبه گذشته او مثل بقيه كارشناسان و رسانه هاي آلمان به بررسي بحران بي پايان بايرلوركوزن نايب قهرمان فصل گذشته آلمان و اروپا و دلايل آن پرداخت. بحراني كه به گفته روزنامه بيلد همانند يك كركس دور سر كلائوس تاپ مولر مي چرخد. روزنامه اكسپرس نيز از پايان عصر تاپ مولر در لوركوزن صحبت كرده است. پس از شكست سه بر صفر لوركوزن به ميهمان ته جدولي خود كوتبوس تحليل پل برايتنر از هفته اول نيم فصل دوم بوندس ليگا و بحران باير 04 خواندني خواهد بود. در يك نگاه كلي به هفته اول دور برگشت بايد گفت كه دورتموند و بايرلوركوزن بعد از وعده و وعيدهاي خود پس از 90 دقيقه به واقعيت بازگشتند. گل دقيقه 90 مارسلينيو در ورزشگاه المپيك برلين كه موجب شكست دو بر يك بوروسيا شد آب سردي بود بر تن ماتياس سامر كه مي خواست اختلاف 6 امتيازي خود با بايرن را كاهش دهد يا حداقل آن را حفظ كند. به نظر نمي رسد كه ديگر تيمي بتواند مانع هجدهمين قهرماني بايرن مونيخ باشد. در طرف ديگر بايرلوركوزن و كلائوس تاپ مولر با بحران بزرگي مواجه شده اند. به همين خاطر مصاف اين دو تيم يعني باير لوركوزن و بوروسيا دورتموند در هفته نوزدهم بوندس ليگا جالب خواهد بود. من پيش از اين گفته بودم كه اگر لوركوزن نتواند در باي آرنا انرگي كوتبوس را شكست دهد، نشانه اين است كه در اين تيم و همچنين در روابط ميان مربي و روساي باشگاه يك جاي كار ايراد دارد بيش از آنچه كه ما تا به حال حدس چون مي زديم اگر من تعطيلات نيم فصل را براي بازسازي بازيكنانم در اختيار داشته باشم و فرصت فراموش كردن ناكامي هاي نيم فصل اول نيز مهيا باشد، بايد در اولين مسابقه برگشت، تيم آخر جدولي را در خانه برد تا گره مشكلات باز شود. وضعيت تيم از نيم فصل اول در اين باشگاه بازيكنان امر و نهي شدند، تهديد شدند و همه راه درست را به خيال خود نشان دادند. طبيعي است كه موقعي مي آيد كه بازيكنان ديگر هيچ واكنشي نشان نمي دهند و تمام اين حرف ها از گوش چپ وارد و از گوش راست خارج مي شوند و ديگر هيچ اثري نخواهند داشت. اتفاقي كه بعد از گل اول رخ داد، بيشتر از هر چيزي مرا به فكر وا چون مي دارد هنگامي كه درون يك تيم هيچ اشكالي نباشد و تدارك بين دو نيم فصل نيز بدون نقص برگزار شده باشد، پس از دريافت گل تيم بايد به خود آيد و نشان دهد كه چقدر قدرتمند است، هم از لحاظ روحي و هم از لحاظ جسمي. اما دقيقا عكس اين مسئله اتفاق افتاد. افول هانس _ يورگ بوت همه ما بايد از خود سوال كنيم كه آيا يورگ بوت دروازه بان لوركوزن را بي جهت بزرگ نكرده؟ بوديم درست است كه او در مدتي كه در باشگاه هامبورگ بود در دوره هاي خاصي عالي كار كرد، اما بيشتر به خاطر گل هايي كه از روي نقطه پنالتي به ثمر مي رساند شهره گشته بود. او با اين گل ها عملكرد خود درون دروازه را زيباتر و بهتر جلوه داد. اما از زماني كه به لوركوزن رفت با وجود ميشائل بالاك، اليورنويل و سايرين به ندرت نوبت به او رسيد و خيلي زود با يك دروازه بان متوسط مواجه شديم. مثل بقيه دروازه بان هاي بوندس ليگا كه هراز چندگاهي ضعيف ظاهر مي شوند و گل هايي دريافت مي كنند كه مي توان از آن ها اجتناب كرد. دروازه بان هايي كه اليوركان و ينس لمان نيستند. و اما تاپ مولر من فكر مي كنم كه صندلي كلائوس تاپ مولر بهترين مربي فصل گذشته، خيلي وقت است كه در باير مي لرزد و تمام اين بحث ها پيرامون موقعيت او در لوركوزن پيش از اين آغاز شده اند. مسئله اين جا است كه اين بحث ها كي خاتمه مي يابند. آن ها يا مي گويند كه دو بازي ديگر را به او مهلت مي دهيم و بعد تصميم مي گيريم يا اين كه مي گويند نه مهلت او به سر رسيده است. در مورد شخص تاپ مولر بايد بگويم كه او هرجا كه بوده، هر وقت با بحران روبه رو شده است، نتوانسته راهكاري را براي خروج از اين بحران بيابد. او در جواني با تيم هاي زالمور و اولم دوبار متوالي در سال هاي 1987 و 1988 از دسته دوم سقوط كرد چون در شرايط فوق العاده سختي هدايت اين دو تيم را بر عهده گرفته بود. در سال هاي 91 تا 93 با تيم مانهايم معروف اما شد در آن جا نيز دوبار از صعود به بوندس ليگا بازماند، تا اين كه اينتراخت فرانكفورت او را به بوندس ليگا آورد. تاپ مولر كه در فصل 9493 با فرانكفورتي ها قهرمان نيم فصل شد باز هم در اوضاع بحراني اين باشگاه به هنگام اختلاف اولي اشتاين دروازه بان اين تيم با هيات مديره، راه غلط را برگزيد و از اشتاين كه بعدا محروم شد جانبداري كرد و در آوريل اخراج شد. در دوران باشكوه بوخوم از سال 94 تا 99 نيز اولين بحران به معناي پايان بود. بعد از اين كه در نيم فصل دوم 9998 بازيكنان از لحاظ روحي تضعيف شدند هيچ كاري از دست تاپ مولر ساخته نبود و بعد از هفت شكست متوالي به دسته دوم سقوط كرد. بعد از آن در تيم دسته دومي زاربروكن نيز بعد از شروعي خوب در سال 2000 پس از اين كه روساي باشگاه در ابتدا اجازه انتقال به لوركوزن را ندادند، ديگر حوصله ادامه كار را نداشت و در نتيجه بعد از هفتمين بازي بدون پيروزي اخراج شد. هم اكنون او با بحراني به مراتب بزرگ تر از گذشته مواجه شده است و تا حالا هنوز نتوانسته نسخه اي براي درمان آن بنويسد و بعيد است كه در دو سه هفته آينده نيز بتواند راه خروج از اين بحران را بيابد.