Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811112-59878S1

Date of Document: 2003-02-01

پشت همه پنجره هاي بسته آسيبهاي اجتماعي در كلانشهر تهران طوفان مهيبي كه در فضاي شهر مدرن به راه افتاد درهاي خانه را كند و آدمي را خواسته يا ناخواسته به بطن جامعه اي پرتاب كرد كه همه مرزهاو حدود طبيعي، آن در هم شكسته شده بود. شهربا همه غريبگي اش حتي به داخل خانه ها نفوذ مي كند. هوا اگر مسموم باشد بستن پنجره هاچاره ساز نيست مسائل اجتماعي اغلب مسائلي چندوجهي اند كه تحليل و تعليل و تبيين شان نيازمند بررسي عميق و مستمر و مستلزم مجال و مقال گسترده و كوشش بي وقفه و جمعي است و همه كس بايد از جنبه اي و وجهي به آنها بپردازد. زندگي مدرن شهري نيز خصوصيات و تبعاتي دارد كه فهم و تبيين شان نيازمند بررسي هاي ژرفتر در همه ساختارها و روابط اجتماعي، فرهنگي، اقتصادي، سياسي و غيره است و هر شهر نيز بسته به بافت تاريخي، اجتماعي، اقتصادي و جايگاهش در ساختمان سياسي كشور مسائل خاص خود را دارد. تهران نيز از اين قاعده مستثني نبوده است. تهران پايتخت دويست ساله ايران از سالهاي دهه 1340 شمسي دستخوش دگرگوني هاي عظيم شكلي و محتوايي شده است. خيل مهاجران از روستاها و شهرها، ساخته شدن و شكل گرفتن روابط و مناسبات جديد صنعتي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي و تمركز و تجلي برنامه هاي مدرنيزاسيون و توسعه اي در آن، مسائلي را بر اين شهر تحميل كرده است كه هر روز هر شهروند تهراني گوشه اي از پيامدهاي آن را به چشم مي بيند يا در خلال اخبار و شايعات مي شنود. اين گزارش را به بررسي علل و عوامل بروز و افزايش ناهنجاري ها و آسيبهاي اجتماعي اختصاص داديم. آسيبهايي همچون تكدي گري، كودكان خياباني، روسپيگري، گسترش و رواج اعتياد و مشكلات ناشي از آن، اوباشيگري، زورگيري و.. مسائلي است كه به رغم تلاش مسئولان و نگراني شهروندان بيش از پيش دامن مي گسترد و موجب اختلال در امور زندگي شهر مي شود. طوفان مهيبي كه در فضاي شهر مدرن به راه افتاد درهاي خانه را كند و آدمي را خواسته يا ناخواسته به بطن جامعه اي پرتاب كرد كه همه مرزها و حدود اخلاقي و طبيعي، سني و جنسي، روشنايي و تاريكي را در هم شكست. شهر با همه غريبگي اش حتي به داخل خانه ها نفوذ مي كند. هوا اگر مسموم باشد بستن پنجره ها چاره ساز نيست. گسترش ناهنجاري هاي اجتماعي در شهرهاي جديد كارشناسان را بر آن داشته تا بار ديگر با تامل به اطراف خود بنگرند. آنها به مطالعات خويش عمق بيشتري بخشيدند: افزايش جمعيت، رشد و گسترش بي رويه شهرها، فقر روابط انساني، فقر آموزش و بيكاري. كارشناسان اين عوامل را زمينه ساز بروز ناهنجاري ها مي دانند. براساس آمار ارائه شده از سوي سازمان بهزيستي در سال 1378 در مجموع 53 هزار و 460 مورد ضرب و جرح و اعمال خشونت آميز در تهران رخ داده است كه تعداد اين نزاع ها به ازاي هر صد هزار نفر جمعيت شهر تهران 482 مورد بوده است. در همين سال به ازاي هر صد هزار نفر قتل 27 غيرعمد رخ داده است. در سال گذشته نمودار آمار طلاق در تهران 25 درصد و در روستاها 10 درصد بوده است. اگر چه در روستاها هم مي توان مواردي از آسيبهاي اجتماعي مشاهده كرد اما شهرهاي بزرگ، به دليل پيچيدگي و انعطاف پذيري بيشتر و حاكميت روابط مدرن و منافع به جاي همبستگي هاي سنتي تر و عواطف انساني، تراكم، گمنامي و انزواي افراد و دشوار بودن كنترل اجتماعي، بيش از روستاها و شهرهاي كوچكتر خاستگاه بروز آسيبهاي اجتماعي مي شوند. به گفته دكتر سيدهادي معتمدي، مدير كل دفتر آسيبديدگان اجتماعي سازمان بهزيستي: آسيبهاي اجتماعي درشهرها صيقل مي خورند، به طور تصاعدي رشد مي كنند و چهره خشن تري از خود نشان مي دهند. كلانشهر تهران به ميزان بيشتري با آسيبهاي اجتماعي دست به گريبان است. براي ناهنجاري هاي اجتماعي اين شهر نقطه آغازي نمي توان تعيين كرد. گفته مي شود كه تهران روستايي در حومه شهر ري و در چهار راه حوادث بوده و تهراني ها هم خانه هايشان را در زيرزمين ساخته بودند تا از گزند دشمنان در امان بمانند. روستاي كوچك تهران، پايتخت شد و پايتخت ماند به شهري زيبا و سرسبزتبديل شد و هر روز بيش از پيش مردم از همه نقاط كشور در دل آن جاي گرفتند. اكنون آسيبهاي اجتماعي در تهران نيز صيقل خورده اند كه بي هيچ شرمساري پيش چشم رهگذران خود را به رخ مي كشند. دكتر عماد افروغ، جامعه شناس شهري، وقتي از ديد يك متخصص به شهر تهران نگاه مي كند، تجمل گرايي و زياده خواهي، تقسيم كار اجتماعي و تبديل شدن افراد به پيچ و مهره را از ميان ساير ويژگي هاي زندگي افراد ساكن در اين شهر برجسته تر مي كند. او مي گويد: انسان شهري بيش از روستاييان دچار بحران معناست. شهري ها در ارتباط اجتماعي شان نيز ايمن نيستند و با تمام وجود وارد تعاملات نمي شوند. همين مساله موجب دلزدگي افراد و بروز تراژدي فرهنگي براي انسان هايي مي شود كه در شهر زندگي مي كنند. اين جامعه شناس معتقد است كه هنگامي كه از بيشتر شدن آزادي در شهرها سخن مي گوييم بايد سوال هاي آزادي نسبت به؟ كه و آزادي نسبت به؟ چه را نيز مطرح كنيم. آزادي افراد ساكن در شهر نسبت به روستاييان بيشتر است. اما در قبال پرسش آزادي براي؟ چه بايد گفت كه آزادي انسان هاي شهري نسبت به افراد روستايي كمتر است. شهري ها اسير تقسيم كار، ديوان سالاري و ساختارهاي پيچيده اي هستند كه مانع آزادي آنها مي شود. برخلاف روستايي ها كه اگر چه هنجارهاي سنتي شان به آنها آزادي كمتري مي دهد ولي هر گاه اراده كنند مي توانند استراحت كنند، غذا بخورند يا مشغول به كار شوند. به رغم آن كه از اين ديدگاه آزادي اجتماعي در روستا بيشتر از شهر است اما بر روستاها و شهرهاي كوچك، كنترل هاي غيررسمي مسلط است كه به افراد اجازه تخطي از اصول و ارزش ها را نمي دهند. جامعه شناسان كنترل غيررسمي را گونه اي از انواع مكانيسم هاي كنترل اجتماعي تعريف مي كنند كه در گستره اي به وسعت تمامي جامعه، توسط هر يك از اعضاي آن و در محيطهاي متفاوتي مانند خانواده، مدرسه، محل كار، اماكن مذهبي و... مجال تحقق مي يابند. اين كنترل نوعي سيستم نظارت بر رفتار مبتني بر اصول اخلاقي و ارزش ها و هنجارهاي متعارف است كه در نقطه مقابل مكانيسم هاي كنترل رسمي قرار دارد. مهاجران آسيبپذير ناهمگوني بافت جمعيتي، ويژگي ديگري است كه به شهرهاي بزرگ نسبت داده مي شود دكتر معتمدي مهاجرت را يكي از انواع آسيبهاي اجتماعي قلمداد مي كند و مي گويد: دانشجويان نيز يكي از گروههاي مهاجري هستند كه با فرهنگ هاي متعدد وارد تهران مي شوند. همچنين فرهنگ ساير گروههاي مهاجري كه در تهران جمع شده اند با يكديگر جور نمي شود و اين تداخل فرهنگ بين افراد مي تواند آسيبزا باشد. با رشد شهرها از لحاظ جمعيتي و جغرافيايي، محله هاي زندگي در حاشيه آنها بوجود مي آيد. معمولا افراد بيكار، كساني كه در محل زندگي خودشان ريشه ندارند و قادر به تامين زندگي خود نيستند و افرادي كه درگير مسائل خانوادگي هستند، با آمادگي بيشتري براي ابتلا به آسيبهاي اجتماعي به محله هاي حاشيه شهر پناه اما مي برند اغلب اين افراد به دليل نداشتن تخصص حرفه اي به كارهاي خلاف كشيده مي شوند. ناصر آقاعليخاني، متخصص آسيبهاي اجتماعي و رئيس مركز خانه سبز شوش كه روزانه با تعداد زيادي از اين مهاجران مواجه مي شود، مي گويد: فردي كه به قصد مهاجرت يا فرار از خانه به شهرهاي بزرگ مي آيد، با كوله باري از مشكلات راهي جايي مي شود كه در آن اصلا از عاطفه خبري نيست. صحبت هاي دكتر افروغ، تكميل كننده تصويري است كه از اين مهاجران شهري پيش روي ما قرار مي گيرد. وي با اشاره به اين كه حاشيه نشينان از محيط طبيعي روستايي خود جدا شده و جذب روابط شهري نيز نمي شوند، مي گويد: حاشيه نشينان وارد منطقه تحرك شهري مي شوند كه اين منطقه تحرك عامل بسياري از روابط سوءاجتماعي است. انسان شهري با فرهنگ شهري مانوس است اما انسان روستايي چون با اين فرهنگ خو نگرفته، فرهنگ شهري را بر خود مسلط نمي بيند و تقريبا همه چيز برايش مباح مي شود. مديركل دفتر آسيبديدگان اجتماعي سازمان بهزيستي نيز در اين باره مي گويد: آمارها نشان مي دهند كه آسيبهاي اجتماعي در مناطق حاشيه اي شهر بيشتر بروز مي كنند. استانداردهاي براي }لازم {حداقل زندگي هم در اين مناطق بسيار پايين است و از آنجا كه حاشيه نشينان از هيچ قانوني پيروي نمي كنند، حاشيه هاي شهر، همان شهر بزرگ است با همه عوارضش، كه تازه قانون را هم از آن حذف كرده اند. ادامه دارد