Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811112-59865S3

Date of Document: 2003-02-01

هرمنوتيك ايراني _ 5 آيا مراد متكلم قابل فهم است روح الله يوسفي آيا كلام و مراد متكلم براي ي ديگر قابل فهم؟ است يكي از محورهاي مهم مبحث هرمنوتيك همين پرسش است كه نوع پاسخ به آن گره هايي را مي گشايد و يا گره هايي را ايجاد مي كند. مي توان اين پرسش را بدين گونه كامل كرد: آيا كلام و مراد متكلم براي ي ديگر قابل فهم است و مي توان مراد و مقصود واقعي او را؟ دريافت نظر من اين است كه قطعا در كلام متكلم مراد و مقصودي هست (حتي اگر اراده چند معنايي كلام در نظر متكلم را قبول كنيم ) و با هيچ منطقي نمي توان قبول كرد كه گوينده اي و نويسنده اي متني پديد آورد و حتي جمله اي و كلمه اي بگويد كه در آن مراد و پيام يعني نهفته و منطوي نباشد. دلايلي كه سبب شده است به آن معتقد باشم، قبلا بيان شده است. و اما اكنون ببينيم آيا اين مراد و معناي خاص و روشن در نظر گوينده، براي مخاطب (شنونده مستقيم يا خواننده ) قابل فهم؟ است و اگر قابل فهم است كاملا و آن گونه كه گوينده مراد كرده است، قابل دريافت و فهم؟ است مي دانيم كه بسياري معتقدند كه مراد واقعي متكلم هرگز قابل فهم و درك نيست و اگر هم هست في الجمله است و نمي توان آن را به طور كامل و بي كم و كاست و كما هوحقه دريافت. دلايلي نيز براي اثبات اين نظريه اقامه شده است. از آنجا كه اين دلايل عمدتا به نظريه مولف مرده است و نيز ابزارها و معيارها و مشكلات آن مربوط مي شود، و اين دو مبحث بعدا خواهد آمد، اكنون به نقد نظر مدافعان اين نظر نمي پردازيم و فقط به نظريه مختار و اثباتي خودم اشاره مي كنم و درمي گذرم. من به يك دليل ساده معتقدم كه كلام متكلم قطعا قابل فهم است و آن اين كه: اگر بپذيريم كه هيچ كلامي بي معني و لغو نيست و به هرحال با اداي جمله اي و يا انعقاد كلامي مفاهيمي داخل و مفاهيمي خارج مي شوند، و اگر قبول كنيم كه گوينده در ميان انواع معاني يك واژه و يا كلام و تعبير يك معنا را مراد كرده و مي خواسته است با استخدام آن يك معنا و قرار دادن آن در ساختار كلام و بيان مقصود معين و شفاهي را به شنونده يا خواننده و به هرحال قابل فهم و درك و دريافت باشد، وگرنه سخن گفتن لغو و بيهوده خواهد بود و منطقا كار لغو و بي فايده از انسان آگاه، آزاد، بااراده و مختار قبيح و غيرقابل قبول است. به عبارت ديگر چرا من حرف؟ مي زنم بديهي است براي اين كه پيامي را به شماري مخاطب انتقال دهم، اگر واقعابدانم كه شما هرگز نمي تواني پيام مرا بفهمي و اصلا ممكن نيست مقصود و مراد مرا درك كني، سخني خواهم؟ گفت و اگر حرفي بزنم سفيه نخواهم بود و حداقل كار بيهوده اي انجام؟ نداده ام راستي ميلياردها كلمه در هر روز در سراسر جهان چگونه و براي چه گفته و نوشته؟ مي شود اين همه سخنراني، كنفرانس، ميزگرد، روزنامه، مجله و نشريه، كتاب، راديو، تلويزيون، سينما و جهاني تر از همه اينترنت و.. براي؟ چيست آيا جز اين است كه گويندگان و نويسندگان با قصد و اراده سخن مي گويند و هركدام پيام ويژه اي را به مخاطبانشان منتقل ؟ مي كنند اگر كسي واقعا بر اين عقيده باشد كه كلام او براي هيچ كس مفهوم نيست و اگر هست مراد او را انتقال نمي دهد و درواقع كلام او باد هوا است، به خود زحمت مي دهد كه كلامي؟ بگويد آيا جز اين است من كه الان و در اين لحظه (ساعت بيست دقيقه به 7 بعد از ظهر روز /2 /80 3 دوشنبه ) اين مطالب را مي نويسم (با اين كه چندان اميدوار نيستم كه خواننده اي داشته باشد ); مي خواهم به طور خاص از موضوعي معين صحبت كنم و انديشه و نظر خودم را با صراحت و شفافيت و روشني كامل در قالب الفاظ و عبارات و مفاهيم شناخته شده براي شما؟ بگويم اگر به راستي بدانم كه شما هرگز نمي توانيد منظور مرا دريابيد، چرا بايد به خود زحمت بدهم و اوراق كاغذ بيچاره را سياه؟ كنم چرا راه دور برويم. آيا همان كسي كه با گفته و نوشته خود در مقام اثبات نظريه غيرقابل درك بودن مراد متكلم است، توقع ندارد انديشه و عقيده اش به طور كامل و بدون تحريف به شنونده يا خواننده اش انتقال يابد و مخاطبش حرف و مدعاي او را به خوبي؟ دريابد آيا اين گوينده انديشيده است كه دچار پارادوكس خواهد شد و اساسا كلامش لغو خواهد؟ بود البته ممكن است او بگويد به طور استثنا كلام من قابل فهم خواهد بود و مي توانم براي ديگري ثابت كنم كه هيچ كلام ديگر قابل فهم نخواهد بود. مي دانيم كه اگر كسي چنين حرفي بزند، شوخي كرده است وگرنه بايد گفت يا بايد گوينده دست از مدعاي غلط خود بردارد و يا قبول كند هر كلامي مرادي دارد كه به وسيله گوينده معين و متعين مي شود و آن مراد نيز براي مخاطبان قابل فهم خواهد بود. اجمالا نظريه غيرقابل فهم بودن مراد متكلم مطلقا قابل قبول نيست و حداقل من نه تنها دليل كه حتي قرينه اي براي اثبات آن نمي بينم. في المثل در نظر بياوريد اگر بگوئيم كلام الهي ( وحي ) بر وفق مراد متكلم ( خداوند ) هرگز قابل درك و فهم نيست و هرگز نمي توانيم مقصود خداوند و از لابه لاي كلماتش ( قرآن ) دريابيم، نتيجه چه اگر؟ مي شود اين سوال مطرح شود در اين صورت چرا خداوند با مردم و بندگانش حرف زده و چرا پيامبر آن را براي مردم خوانده و بعد به صورت كتاب مدون درآمده و در ميان مسلمانان مانده و اكنون به عنوان مهمترين سند ديني مورد قبول و مراجعه؟ است (بعدا در اين باره بيشتر صحبت مي كنيم ).