Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811112-59864S5

Date of Document: 2003-02-01

بيايد دوباره آغاز كنيم طعم جشنواره مينا اكبري نخستين جشنواره رسمي پس از انقلاب با عنوان جشنواره بين المللي فيلم فجر درست زماني آغاز به كار كرد و توانست با وجود مشكلات عديده آن زمان به عنوان رويدادي مهم در عرصه مناسبات فرهنگي و اجتماعي موقعيت خود را تثبيت كند كه پيش از اين نه افراد روشنفكر به سينماي ايران به عنوان يك مقوله جدي فرهنگي مي نگريستند و نه جوانان و افراد پرشور انقلابي آن را قبول داشتند. در آن دوران دايره محدود روشنفكران در بستر طبيعي صنعت سينماي ايران نتوانسته بودند حضور چشمگير و فعال داشته باشند و چه بساگاهي به دشواري قادر بودند يك سالن سينما را براي نمايش فيلم شان پيدا كنند از طرف ديگر جوانان پرشور انقلابي با شروع جرقه هايي در شهرهاي ايران نخستين تيرهايشان در هجوم به مراكز گسترش بي بندوباري در رژيم گذشته سالن هاي سينما را نشانه گرفت و بسياري از سالن هاي سينمايي به نشانه اعتراض به موجوديت اين نوع سينما به آتش كشيده شدند. متوليان سينمايي در آن سال ها قصد داشتند در چنين شرايطي با بر پايي يك جشنواره كه در آنها محصولات فرهنگي يك سال سينماي ايران به نمايش در مي آمد - آن هم در ماه پيروزي انقلاب اسلامي - پايه هاي جشنواره را براي سال هاي آينده پي ريزي كنند. شكل گيري اين پايه ها مستلزم حضور نيروهايي بود كه شايد در نگاه اول در جريان هاي سينمايي آن دوره محلي از اعراب نداشتند اما پي ريزي يك جشنواره در آن موقعيت بدون وجود آنها امكان فروريزي بنا را در كوتاه مدت نويد مي داد. بنابراين در دوره هاي اوليه جشنواره با وجود حضور آثاري از معتبرترين چهره هاي فرهنگي كشور مثل بهرام بيضايي، علي حاتمي، عباس كيارستمي، امير نادري، پرويز كيمياوي و مسعود كيميايي و... هيات داوراني كه با گذشت سال ها اجازه ندادند نامشان افشا شود، هيچ فيلمي را شايسته دريافت جايزه تشخيص نمي دهند و در سال هاي بعدي از كنار آثار مهم و ارزشمندي چون مرگ يزدگرد، حاجي واشنگتن مي گذرند و اكثر جوايز را به فيلم هايي چون ديار عاشقان تقديم مي كنند. شايد اگر در شرايط آن دوران مصلحت هاي فرهنگي و سياسي در جشنواره فيلم فجر جاي خود را به يك رقابت سينمايي كه ذات هنري داشت مي داد هم اكنون ما شاهد بيست و يكمين دوره جشنواره فيلم فجر نبوديم و مهم ترين رويداد فرهنگي و هنري كشور در سال هاي اوليه در نطفه خفه مي شد. به طوري كه وقتي سيد محمد بهشتي در گفت وگويي متهم به انتخاب هيات داوران با تفكرات خاص در آن دوران مي شود، مي گويد: آن موقع ما قبيله قبيله بوديم، قبيله روشنفكر، قبيله فيلمفارسي، قبيله حزباللهي، قبيله كساني كه حقيقتا دنبال سينمايي مبتني برانقلاب بودند، حالا اگر قرار باشد ما از بين اين ها، كسي را انتخاب كنيم يا بايد دموكراتيك نگاه مي كنيم و يا از هر قبيله يك نفر را بگماريم... ما عجالتا از كساني استفاده كرديم كه يا نسبتي با جريان فرهنگي جديد داشتند و يا در مبارزه حضور داشتند و يا در جريان مديريت فرهنگي بودند و بالاخره نگاهشان متوجه موضوع كلان بود... اكنون بيست دوره جشنواره فيلم را با انبوهي از تجربه پشت سر گذاشته ايم و سينماي ما از چيزي كه دوره اي آن را مظهر فساد و فحشا مي ناميدند به يك مقوله محترم فرهنگي تبديل شده و مهم ترين و معتبرترين چهره هاي فرهنگي كشور - از معاونت سينمايي گرفته تا نماينده مجلس - و وزير در آن حضور دارند و به آن افتخار مي كنند. ديگر مدير فارابي و دبير جشنواره در اعلام برنامه ها و سياست هاي جشنواره صراحتا اعلام مي كند كه مي خواهيم جشنواره داشته باشيم و رقابت برگزار كنيم نه هيچ چيز ديگر. اين حرف بزرگي است كه بعد از سال 20 بالاخره گوش مان رسيده كه جشنواره ديگر نمي خواهد يك جشن شادي باشد كه از تعدادي پير سينما دلجويي شود و از عده اي جوان حمايت. جشنواره فيلم فجر مي خواهد در رقابت سالم، به ذات سينمايي و خلاقيت هنري آثار جايزه بدهد. و همه ما پيش از آغاز جشنواره همه ما به انتظار پايان آن نشسته ايم تا شاهد باشيم گفته هاي محمدمهدي عسگرپور تا چه حد برگرفته از مصلحت هاي فرهنگي و سياسي روز است و تا چه ميزان نويدبخش تغييري ساختاري در بدنه سينماي جشنواره فيلم امسال فجر قرار است