Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811112-59864S1

Date of Document: 2003-02-01

جشنواره بي كاخ سيمرغ بي قاف اصغر يزداني تپه هاي عباس آباد آن روزها كاربرد فرهنگي تري داشت. قرار بود كاخي با عنوان كاخ جشنواره به رسم همه جشنواره هاي معتبر دنيا در آن جا ساخته شود. سال ها از اولين باري كه طرح راه اندازي كاخ جشنواره توسط شهرام جعفري نژاد ارائه شد، مي گذرد و هنوز هيچ فكر جدي اي براي عملي كردن آن طرح وجود ندارد. ساخته شدن كاخ جشنواره علاوه بر اينكه مي توانست فعاليت هاي مربوط به برگزاري جشنواره را منظم تر كند، اين امتياز مهم را داشت كه اعتبار جشنواره را هم بيشتر اما كند مشكلات كوچك و بزرگ سينماي ايران آن قدر زياد شده كه اصلا فكر راه اندازي چيزي به نام كاخ جشنواره كاملا از يادها رفته و فراموش شده است. براي اولين بار شهرام جعفري نژاد منتقد و مدير مجله صنعت سينما با راهنمايي استاد راهنمايش، فلامكي طرح كاخ جشنواره را به عنوان تز دانشگاهش ارائه كرد كه مورد تصويب قرار گرفت. او با انجام تحقيقاتي رساله خود را به طور نظري و كار عملي خود را نيز در زميني در محدوده تپه هاي عباس آباد كه امروز بين يكسري پروژه هاي دولتي تقسيم شده است، طراحي كرد و در آن روزها قرار بود كه بودجه اي به همين منظور اختصاص پيدا پس كند از طراحي كاخ جشنواره جعفري نژاد آن را به طور جدي براي مهندس بهشتي، رئيس بنياد فارابي وقت _ كرباسچي، شهردار سابق تهران _ محمد خاتمي، وزير ارشاد وقت و انوار، معاونت سينمايي وزارت ارشاد مطرح كرد و هر يك از آنها يك نسخه از اين پايان نامه را در اختيار قضيه داشتند آن موقع رفته رفته جدي تر مي شد و احتمال مي رفت كه در نشست هايي اين طرح عملي تر بشود و ساخت آن از جايي شروع شود. اما از بد حادثه طرح كاخ جشنواره با به هم خوردن موقعيت قبلي آن شخصيت ها مواجه شد. يعني استعفاي خاتمي از وزارت ارشاد، و بعد رفتن بهشتي از بنياد فارابي اين قضيه را از آن شور و حال اوليه انداخت. اما از جعفري نژاد براي مشاوره در طرح هاي ساخت وسازهاي سينمايي دعوت به همكاري شد. بنياد فارابي، وزارت ارشاد، حوزه هنري، دفتر حمايت از بازسازي سالن هاي سينما در وزارت ارشاد كه قرار بود با استفاده از وام تبصره 3 و 50 به متقاضيان وام داده شود تا سينما بسازند جعفري نژاد در اين زمينه هم مشاور بود كه اين طرح هم به دليل بانكي نيمه كاره ماند. سينما شهر جمهوري اسلامي ايران قرار بود طراحي شود كه ناتمام باقي ماند. دو تا طرح شهرك سينمايي از طرف تعدادي از فيلمسازان پيشنهاد داده شد كه طراح آنها جعفري نژاد بود و اينها هم نيمه كاره ماندند. جعفري نژاد، به عنوان مشاور در طراحي، ساخت و بازسازي مجموعه هاي سينمايي متعدد و خانه هاي فرهنگ زيادي نقش داشته است. ولي به هر حال هيچ كدام از اين طرح هاي جعفري نژاد در اين سال ها عملي نشده است. او معتقد است كه ارشاد، حوزه و فارابي ارگان هاي فرهنگي هستند كه بايد به مسائل زيرساخت ها فكر كنند. خيلي جالب است كه اينها فيلم مي سازند و اين وظيفه بخش خصوصي است ولي وظيفه زيرساختي خودشان را كه اصلا تامين سالن، مجموعه هاي فني و استوديو است، فراموش كرده اند. روزنه اميد حدود يكي دو ماه پيش از سوي يكي از ارگان هاي فرهنگي شهرداري تهران با جعفري نژاد تماس گرفتند كه ايجاد كاخ جشنواره فيلم فجر بين اعضاي شوراي شهر و خانه سينما و... دوباره مطرح شده است. حتي يكي گفته بود كه كاخ جشنواره را در جوار برج ميلاد خواهيم ساخت. بعد معلوم شد كه اين حرف بي ربطي بوده است. از طرف رئيس سازمان فرهنگي شهرداري تهران طي تماسي به جعفري نژاد گوشزد كردند كه آنها حكمي دارند تا با شتاب دوباره پروژه كاخ جشنواره را از سر گيرند و با صرف بودجه و پيدا كردن مكان مناسب آن را اجرا كنند. آنها متذكر شده بودند كه به طور هم زمان علاوه بر كاخ جشنواره، مجموعه سينمايي آزادي و يك مجموعه سينمايي در يكي ديگر از نقاط تهران را ساخت وساز خواهند كرد و جعفري نژاد مي تواند به عنوان مشاور در اين طرح آنها را همراهي كند. او هم از اين حركت فرهنگي استقبال كرد و همراهي خود را براي به ثمر رساندن اين طرح ها اعلام كرد. از اينكه آنها درصدد برآمده بودند تا سريع السير اين جريان را به حركت در آورند، سر شوق آمده بود. اما ديگر از آنها خبري نشد. جرقه اوليه از آنجا كه رشته تحصيلي جعفري نژاد معماري بود، او بر آن شد كه براي بهتر برگزار شدن جشنواره فيلم فجر طرح كاخ جشنواره را ارائه كند. اين طرح به عنوان پايان نامه تحصيلي ارائه شد كه در حد قدم اوليه قابل توجه اگر است امروز اين طرح بخواهد راه اندازي بشود، با توجه به گذشت زمان و تغيير شرايط عملي نيست. حتما اين طرح براي ساخت وساز نياز به بازنگري گروه هاي مختلف دارد و استادان معماري درباره آن بايد نظر بدهند. به هر حال ضرورتي است كه يك روز تحقق خواهد جعفري نژاد يافت براي طراحي كاخ جشنواره از الگوي خاصي پيروي نكرده بود بلكه بنابر راهنمايي هاي دكتر فلامكي، استاد راهنمايش كه ديدگاه هاي خاصي در زمينه معماري دارد وادار شد تا حداقل 3 سال در اين زمينه مطالعه و تحقيق كند. طول كشيدن پايان نامه جعفري نژاد را با دانشكده معماري رودررو كرد، به دليل نبودن منابع تحقيقاتي كه دكتر فلامكي مي خواست اين زمان خيلي طولاني شده بود. جعفري نژاد نمونه هاي فرنگي كاخ جشنواره را ديده بود اما مي خواست بنابر فرهنگ ايراني اين كاخ را طراحي كند. دكتر فلامكي، جعفري نژاد را به سمتي سوق داد تا از نقطه صفر فضاها را خلق كند و به دنبال اين برود كه فضاهاي عمومي، خصوصي، گردهمايي، نمايش فيلم و نيازهاي تماشاچي جشنواره را در اين طرح دخالت دهد. او موفق شد طرحي را به منصه ظهور برساند كه نمونه اش تاكنون در هيچ كاخ جشنواره اي در سراسر دنيا رعايت نشده باشد. اگر قرار بود كه اين طرح در سال هاي ابتدايي دهه 70 به اجرا در آيد 2 تا 3 ميليارد تومان سرمايه نقدي نياز داشت. با رفتن مسئولان امر و يا ضعيف شدن قوه اختيارات آنان اين طرح هم از سوي جعفري نژاد به فراموشي سپرده شد، براي آنكه ديگر حس نمي كرد كه ضرورتي براي مطرح ساختن آن باشد. آن قدر لنگي هاي متعددي در ساختار سينمايي كشور داشتيم و الان هم داريم كه ديگر ضرورت ساخت كاخ جشنواره احساس نمي شد. حتي دو سه ماه پيش هم كه به او زنگ زدند تا اين طرح را دوباره عملي كنند، جعفري نژاد حدس زده بود كه چنين چيزي ممكن نخواهد بود، چون اين پروژه سنگين، درازمدت و تدريجي است كه حداقل در شرايط فعلي اميدي براي راه اندازي آن نيست. براي آنكه در 20 سال اخير 2 تا سالن بزرگ در ايران ساخته نشده است. جعفري نژاد با صراحت مي گويد كه اگر كسي همت كند و 4 تا سالن بسازد او كلاهش را به هوا مي اندازد و ساخت كاخ جشنواره را پيشكش همه خواهد كرد. فعلا هم فكر نمي كند كه چنين پروژه اي در توان كشور باشد. هنري شهرداري تهران طي تماسي به جعفري نژاد گوشزد كردند كه از طرف رئيس سازمان فرهنگي آنها حكمي دارند تا با شتاب دوباره پروژه كاخ جشنواره را از سر گيرند و به طور هم زمان سينما آزادي و يك مجموعه سينمايي در يكي ديگر از نقاط تهران را ساخت وساز خواهند كرد سينماهاي كوچك يك روز ناصر شفق با شهرام جعفري نژاد تماس گرفت و خبر داد كه طرحي ارائه كرده و از طريق شوراي اشتغال وام گرفته و در ارگان ها با استفاده از نفوذي كه داشته توانسته است آن را جا بيندازد. شفق طرح احداث 500 سالن كوچك در ايران را خيلي جدي دنبال كرده است. جعفري نژاد اين طرح را روزنه اميدي مي پندارد كه يكي از آرزوهايش در اين 20 ساله با نفوذ و قدرت شفق در حال عملي شدن است و بتواند بخشي از اين طرح ها را در اختيارشان بگذارد، تا لااقل بخشي از اين سالن هاي كوچك در تهران و شهرستان ها راه اندازي بشود. او عملي شدن اين طرح را خيلي مفيد ارزيابي مي كند، تا با گرفتن زمين و ساختن سينماهاي كوچك اين بحران كمبود سالن سينمايي حل شود. جعفري نژاد نيازهاي فعلي را ضروري تر از كاخ جشنواره تلقي مي كند، و اصرار دارد كه موزه سينما، فيلمخانه ملي ايران، كتابخانه هاي تخصصي سينما و استوديوهاي فني كه در اين زمينه كشورمان بسيار نيازمند است، بر ساخت و راه اندازي كاخ جشنواره ارجحيت دارند. اينها پروژه هاي بزرگي هستند كه براي عملي شدنشان نياز به زمين، سرمايه و حمايت مسئولان دارد. مخالفت ها علي معلم، منتقد و سردبير دنياي تصوير چندان به ساخت و نتيجه بخشي سينماهاي كوچك اميدوار نيست. براي آنكه او معتقد است بايد ما هم همانند اروپا و آمريكا با ساخت سينماهاي بزرگ كه از تجهيزات صدا و تصوير مدرن برخوردار هستند، اين قدرت را به سالن هاي سينما بدهيم كه در برابر تلويزيون كه امروز با بزرگ شدن آن و ويدئو مخاطب خاص خود را پيدا كند. فريدون جيراني فيلمساز و سردبير هفته نامه سينما رقم 200 ميليون تومان براي ساخت يك سالن كوچك سينمايي را مناسب نمي داند. از نظر جيراني سينماي كوچك يعني سالني با 150 صندلي كه اين سالن ها نياز به تجهيزات فني _ صدا و تصوير _ دارد و اين رقم اصلا براي تجهيز شدن سالن هاي كوچك جواب نمي دهد. جعفري نژاد معتقد است كه در تمام دنيا در ده سال گذشته دو موج به موازات هم در رابطه با توسعه سالن هاي سينما شروع شده است. موج اول اين بود كه تمام سالن ها را كوچك و مجموعه اي كرده اند ما هنوز به اين موج هم نرسيده ايم. آنها به جاي سالن هاي 700 تا 800 نفره يك مجموعه چهار _ پنج سالنه با گنجايش 100 تا 150 نفر داشته باشند كه امكان انتخاب را بيشتر مي كند و به لحاظ اقتصادي باعث صرفه جويي مي شود و در بازگشت هزينه مقرون به صرفه است. بعد از يك مدت موج دوم به وجود آمد، اگر قرار باشد كه در سالن هاي كوچك و پرده هاي غيرعريض فيلم را ببينيم، تكليف آن لذتي كه از ديدن فيلم در پرده هاي عريض، امكانات جديد و ديجيتال ببريم، چه؟ مي شود به موازات اين حالا هر دو تا كار را با هم انجام مي دهند. يعني هم مجموعه هاي پر سالن با حجم هاي كم در همه جا تاسيس مي شود و در تعداد كمتر دو تا سالن مجلل 2000 يا 3000 نفره با پرده عريض و امكانات ديجيتالي را كنارش مي گذارند، تا آن لذتي را كه قرار است از بعضي از فيلم ها روي آن پرده برده شود، مثل ترميناتور، اسپايدرمن، و.. كه اين امكانات را مي طلبد. اصلا در دنيا رسم نيست كه سالن هاي كوچك را فراموش كرده باشند، و فقط سالن بزرگ بسازند. هر دو تا موج به موازات هم پيش مي روند، به اين دليل كه در ايران موج اول را طي نكرده ايم، هنوز چهار مجموعه سالن كوچكي را كه با حداقل امكانات نياز شهرها و مكان هاي فاقد سينما را برآورده كند، نداريم. سالن هاي بزرگمان الان خالي طي طريق مي كنند، چه طور ممكن است كه الان ما سالن بزرگ بسازيم و موفق هم باشيم. ما تا تعداد كثيري سالن كوچك نسازيم، و حداقل امكانات نمايشي مان را به حد استاندارد دنيا نرسانيم، به سالن هاي مجلل حالا فكر نكنيم، بهتر است. وي مي افزايد: ما بايد بيشتر از 2000 تا سالن كوچك داشته باشيم تا به استانداردهاي موجود دنيا برسيم. اين 500 تا سالن به هيچ وجه نياز ما را برطرف فقط نمي سازد مي تواند يك قدم اولي قلمداد بشود، براي آنكه بخشي از نيازهاي ما را به تدريج بتواند يك مقدارپر بكند و ما را به حد متعارف برساند. قطعا از همان ابتدا مثبتش، هم از حيث بازگشت سرمايه فيلم ها و هم از حيثي توليد خواهيم ديد. بنابراين تهيه كننده ها رغبت بيشتري براي توليد نشان خواهند داد. براي آنكه فيلم هايشان در سالن هاي بيشتري امكان نمايش خواهد يافت و سرمايه بيشتري برمي گردد.