Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811112-59863S5

Date of Document: 2003-02-01

وضعيت موسيقي پس از انقلاب همايون خرم مي خواهم شجاعانه بگويم به دليل اين كه ربع پرده در موسيقي ايراني وجود دارد اين موسيقي مي تواند به يك موسيقي جهاني مبدل شود زيرا از امكان اضافه تري نسبت به موسيقي هايي كه فقط نيم پرده دارند برخوردار است با بياني ساده بگويم كه در حال حاضر تعداد زيادي از سازندگي ها در موسيقي، تا حدودي كم ارزش جلوه مي كند. كم ارزش به دليل آنكه كاربرد كلمه ابتذال براي موسيقي چندان مناسب نيست! مبتذل واژه اي است كه مي تواند در مورد شعر و كلامي كه احترام بيان در آن رعايت نشده، صدق كند. اما موسيقي مقوله اي است متفاوت و اگر بخواهيم وضعيت فعلي موسيقي را زير سوال ببريم، خالي از مشكل به نظر نمي رسد. موسيقي امروز ما، گرچه حركت هاي جسته وگريخته اي براي بهبود داشته است، اما هنوز به حد كاري كه شايسته موسيقي باشد نرسيده است. مانند آبي كه گرچه پاك است اما در داخل گودالي بي مصرف مانده است. موسيقي اصيل ايراني بايد تحرك داشته باشد. متاسفانه در عمل مي بينيم كه تلاش براي تحرك و تنوع در آن ايجاد نشده است. البته اين كار وظيفه خطيري است. تنها از معدود افراد انگشت شماري برمي آيد كه برحسب سابقه، تجربه و تسلط در خلق آثار هنرمندانه قادر به انجام آن هستند. مسلم آن است كه آنچه امروز به عنوان موسيقي اصيل ايراني در كشور ما رايج است، براي يك موسيقيدان اهل فن راضي كننده نيست. به عقيده من همين بي تجربگي باعث شده كه موسيقي، در سال هاي اخير سير نزولي طي كند و مردمي كه موسيقي را از جنبه هاي تكنيكي آن نمي شناسند، رفته رفته به اين باور برسند كه موسيقي اصيل ايراني همين موسيقي هاي يكنواخت و ملالت بار است. اين جمله اي است كه خود من بارها از دهان جوان ها شنيده ام، اما اين موسيقي ما نيست كه يكنواخت است، آنچه القاكننده حس يكنواختي است، اجراهاي يكنواخت آن است. اگر قدري آگاهانه برخورد كنيم، مي بينيم كه موسيقي ايراني به دليل گستردگي مقامات آن، قابليت هاي بسيار بالايي براي تنوع و تاثيرگذاري بر احساسات متفاوت در شنونده هاي متفاوت دارد. اگر بگويم كه اين موسيقي مي تواند حتي بسيار متنوع تر از موسيقي غربي ظاهر شود، به دليل اين دلمشغولي هاي شخص من نيست، از سر يك عمر مطالعه علمي موسيقي ايراني است. در موسيقي غرب تنها دو گام يا مقام اصلي ماژور و مينور به صورت تونال وجود دارد و تنوع در موسيقي غربي، برخاسته از استفاده هاي نسبتا درست از گام هاي همسايه است. اما در موسيقي ايران دوازده مقام به صورت مدال وجود دارد كه بايد به صورت علمي و با اعمال ذوق، روي اين مقام ها كار و سازندگي كرد. هر مقام از موسيقي ما زبان نوعي از احساس است كه كافي است از دهاني صاحب دانش و ذوق بيرون بيايد. مي خواهم شجاعانه بگويم به دليل اين كه ربع پرده در موسيقي ايراني وجود دارد اين موسيقي مي تواند با تلاش عملي به يك موسيقي جهاني مبدل شود زيرا از امكان اضافه تري نسبت به موسيقي هايي كه فقط نيم پرده دارند برخوردار است. بياييد با ذهن رياضي به اين محاسبه نگاه كنيم. در موسيقي نيم پرده اي تركيب نت ها حداكثر به فاكتوريل 12 مي رسد اما در موسيقي ربع پرده اي ايراني اين رفع به فاكتوريل 24 مي رسد كه حاصل آن رقم نجومي است. سازندگي در موسيقي يعني استفاده از امكانات همين تركيبها و كنار هم قرار گرفتن ها كه البته به وجود مهارت و استادي در استفاده از اين عوامل بالقوه نيز شرط لازم رسيدن به موسيقي دلنشين است.