Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811112-59863S4

Date of Document: 2003-02-01

پيش درآمد جشنواره موسيقي فجر بستري براي آسيبشناسي موسيقي در ايران محسن شهرنازدار جايگاه موسيقي در ايران، با وضعيت و جايگاه ساير هنرها در اين سرزمين، تفاوت آشكار و وضعيتي اسفبار دارد; براي تفسير و توجيه وضعيت اسفبار ما نياز به ارجاعات، توضيحات و مثال هاي فراواني داريم تا با زواياي پيچيده آن بيشتر آشنا شويم. اما به طور اجمالي از موضوعات زير مي توان به عنوان دلايل معضلات جريان موسيقي در ايران ياد كرد: - جايگاه اجتماعي مخدوش موسيقي در ايران - سازمان هاي موازي سياست گذار و سياست گذاري متضاد - آموزش عليل موسيقي در ايران - حرمت ها و موقعيت نامعلوم مشروعيت فقهي اين هنر در ايران و اما كاستي ها و معضلات موسيقي ايران علاوه بر موارد ياد شده معلول شرايط زير نيز هست: - نظام سنتي استاد سالار - باور متعصب به سنت در شرايط اضمحلال مباني آن - درگذشت بزرگان موسيقي دستگاهي و انزواي سنت شفاهي - تغيير در شيوه انتقال و نگاه به رپرتوار موسيقي دستگاهي هر كدام از اين موضوعات، عنوان يادداشت هايي است كه به بهانه هجدهمين جشنواره موسيقي فجر، در شماره هاي آينده خواهيم نگاشت. و اما هجدمين جشنواره موسيقي فجر در پيش است و اگر در ميان جشنواره هاي هنري بهمن ماه، از قوام و اصالت ساير جشنواره ها برخوردار نيست، علاوه بر آن كه معلول شرايط ياد شده است، حاوي نكاتي درباره علل ظهور اجتماعي جشنواره هاي هنري فجر و تفاوت ماهيت موسيقي با ساير هنرها نيز هست. پس از انقلاب، اگر بروز شرايط تازه اجتماعي، مثلا بستر بالندگي سينماي ايران را فراهم كرد، درباره موسيقي رابطه اي برعكس برقرار شد. ممنوعيت انواع موسيقي و ارج ننهادن به موسيقي دانان ايراني، به انزوا و مهاجرت بسياري از موسيقي دانان جدي اين سرزمين منجر شد و جريان موسيقي به دست به اصطلاح هنرمنداني افتاد كه از يكسو با سياست هاي محدودكننده موسيقي در مراكز سياست گذار اين هنر همسو شدند و نقش مميز موسيقي را بازي كردند و از سوي ديگر براي تطهير دامن خويش در فضايي سرشار از مفاهيم گنگ و مبتني بر كلي گويي هاي مباني نظري موسيقي را به وجود آوردند. اين چنين بود كه هنرمندان سينما و تئاتر، مناسبت فرمايشي برگزاري جشنواره هاي فجر را وجه المصالحه پيدايش يك بستر مناسب براي حمايت دولتي هنر خود تلقي كردند و موسيقي دانان جدي با تحريم حضور در جشنواره موسيقي فجر، به جامعه اقليت اپوزيسيون هنري بدل شدند. اين تعارض به انزواي بيشتر موسيقي دانان جدي منجر شد و بر ساختار فرمايشي جشنواره موسيقي فجر نيز دامن زد. از طرفي متن روايي داستان در هنر تئاتر و يا صنعت سينما كه مي توانست موضوع انتقادي نيز داشته باشد، در پذيرش حضور جامعه هنرمندان سينما و تئاتر در جشنواره هاي هنري فجر نقش مهمي ايفا مي كرد، نقشي كه در موسيقي به دليل ذات انتزاعي مفاهيم اين هنر، امكان بروز نمي يافت و بالطبع از ماهيت فرمايشي جشنواره نيز فراتر نمي رفت. با اين حال امروزه شرايط متفاوتي براي برگزاري جشنواره موسيقي فجر فراهم شده است: - افكار عمومي برداشت فرمايشي نسبت به ماهيت جشنواره هاي هنري فجر ندارد. - خانه موسيقي ايران اقشار مختلف جامعه موسيقي را گرد هم آورده و اجازه مديريت و سياست گذاري جامعه موسيقي براي موسيقي ايران نيز فراهم شده است... جشنواره موسيقي، نمايي از جريان موسيقي در كشور است. يعني برآيند كيفيت و كميت هنر موسيقي، هر سال در جشنواره موسيقي به روي صحنه مي رود. با اين تعريف جشنواره فضاي مناسبي براي آسيبشناسي جريان موسيقي در ايران نيز هست. در چنين شرايطي خانه موسيقي نقش آسيبشناسي اين جريان را هم بايد بر عهده بگيرد. تشكيل دبيرخانه ثابت جشنواره و نظارت كيفي بر گزينش و انتخاب گروه هاي شركت كننده و جلب اعتماد از هنرمندان منزوي و كناره گرفته از جريان موسيقي در ايران نيز بهتر است از جمله وظايف خانه موسيقي در برگزاري جشنواره سالانه موسيقي فجر تلقي شود. صرف نظر از همه كاستي ها و كوتاهي هايي كه منتسب به خانه موسيقي ايران است، اين خانه مي تواند و بايد در هدايت و برنامه ريزي جشنواره موسيقي فجر به عنوان محمل دولتي اجراي موسيقي در ايران، نقش واقعي خود را ايفا كند. با اين حال به وجود آمدن جشنواره اي كه مبتني بر استانداردها و قواعد شكل گيري جشنواره اي مربوط به موسيقي باشد، مستلزم به وجود آمدن شرايطي است كه در يادداشت هاي آينده و در روند آسيبشناسي وضعيت موسيقي در ايران، به آن نيز خواهيم پرداخت.