Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811112-59863S3

Date of Document: 2003-02-01

شرايط مهيا نيست گفت وگو با منوچهر صهبايي، رهبر اركستر مرضيه رسولي به خاطر كمبود نوازنده افراد سريع جذب اركسترها مي شوند و همه آن ها را به عنوان موزيسين مي شناسند اما در اروپا هر كس به كنسرواتوار مي رود آدم حرفه اي اين رشته نمي شود اين كلاس ها اصلا كارايي؟ دارد منوچهر صهبايي هم فكر كرده بود لزومي ندارد در ايران كلاس هاي رهبري اركستر بگذارد. چون به هر حال چند اركستر كه بيشتر فعاليت نمي كنند، آن هم اركسترهايي كه بيشتر سال را غيرفعال هستند. اما متقاضي و پيشنهاد زياد بود و او تصميم گرفت يك بار امتحان كند و البته از نتيجه كارش بسيار راضي بود. به پيشنهاد گروه موسيقي تهران كه عليرضا مشايخي آن را اداره مي كند، پنج روز از چند روزي را كه در ايران بود به صورت فشرده براي ده نفر كلاس هاي رهبري اركستر و ابوا گذاشت، به گفته خودش ايراني هاي علاقه مند موسيقي اصولا دوست دارند يا آهنگساز شوند يا رهبر اركستر و اين حق هر كسي است به دنبال آرزويي كه دارد، برود. اما تنها علاقه كافي نيست. كسي كه مي خواهد در كاري موفق شود، بايد شرايطش را هم به وجود آورده باشد، مراحل تحصيلي را گذرانده باشد، از نوازندگي شروع كرده باشد و بعد موزيسين خوبي باشد. اين كار را مي توانيم با پزشكي مقايسه كنيم، اول پزشك عمومي شدن و بعد به دنبال تخصص رفتن. اما در ايران سيستم آموزش موسيقي به قول منوچهر صهبايي مخلوطي از سيستم اروپايي و آمريكايي معمولا است در آمريكا كساني كه مي خواهند تحصيلات عاليه موسيقي داشته باشند به دانشگاه مي روند اما در اروپا فرد يا مي تواند موزيسين شود يا موزيكولوگ (محقق موسيقي ). كنسرواتوارهاي اروپا بيشتر مختص به تعليم نوازنده و در مراحل بالاتر آهنگساز و رهبر اركستر هستند و اين گروه از موسيقيدانان به استثناي آهنگساز در حقيقت كارشان توليد و اجراي موسيقي است. آن ها معمولا به صورت مستقيم و عملي با موسيقي سر و كار دارند اما در دانشگاه وضع طور ديگري است. آن جا تحصيلات موسيقي منحصر به موزيكولوژي است و محقق موسيقي تربيت مي كند نه موزيسين. بين اين دو بايد فرق گذاشت. در ايران همه چيز در هم آميخته است. فرقي نمي كند شما سياستمدار باشيد يا مفسر به سياسي خاطر كمبود نوازنده، افراد سريع جذب اركسترها مي شوند و همه آن ها را به عنوان موزيسين مي شناسند اما در اروپا هر كس به كنسرواتوار مي رود آدم حرفه اي اين رشته نمي شود، تنها كساني مي توانند اين رشته را به عنوان حرفه خود انتخاب كنند كه برجسته باشند. البته هيچ تضميني وجود ندارد كه فرد بتواند در آن رشته به صورت حرفه اي كار كند و اين به دليل زياد بودن آدم ها و متخصصان در هر رشته اي در است ايران وضعيت طور ديگري بيشتر است از 30 سال است كه دانشكده هنرهاي زيبا و رشته موسيقي تاسيس شده و هدف از آن تربيت محقق موسيقي و موزيكولوگ بوده، كساني كه تاريخ موسيقي مي نويسند زواياي پنهانش را مشخص مي كنند و در آن به صورت تئوريك تحقيق مي كنند. اما كساني كه در اين دانشكده درس خوانده اند، محقق نشده اند يا براي مدرك به آن جا رفته اند يا خواسته اند كه مجري موسيقي باشند و اين با هدف يك دانشكده موسيقي مغاير است. منوچهر صهبايي _ دكتر در رشته موزيكولوژي، رهبر اركستر و سوليست ابوا، در تهران به دنيا آمد و بعد از گذراندن دوره ابتدايي وارد هنرستان عالي موسيقي (كنسرواتوار تهران ) شد و زير نظر آنتون كادلتس ( ابوا ) حسين، ناصحي (آهنگسازي ) و شفيقه صدقي ( پيانو ) آموزش ديد. بعد از تمام كردن دوره متوسطه، هم زمان با گذراندن دوره عالي كنسرواتوار تهران، تا سن سالگي 25 به عنوان سوليست با اركستر سمفونيك تهران همكاري داشت. مي گويد: رئيس هنرستان در آن زمان غلامحسين غريب بود و از من خواست كه براي هنرجويان ديگر ابوا تدريس كنم. بنابراين من همزمان با تحصيل مشغول تدريس هم بودم. در آن زمان تمام نوازنده هاي مهم اركسترها و اپرا خارجي بودند، اما در آن شرايط هم منوچهر صهبايي نوازنده اول اركستر سمفونيك تهران بود. هر ماه برنامه هايي در تهران و شهرستان با گروه هاي موسيقي مجلسي تدارك ديده مي شد و او به عنوان سوليست با اركستر راديو و تلويزيون كنسرت هايي اجرا مي كرد. در سال 1354 به فكر تكميل تحصيلات خود افتاد و براي ادامه فعاليت هاي هنري و تحصيل در زمينه رهبري اركستر و موزيكولوژي به اروپا رفت و زير نظر استاداني از آلمان، فرانسه، اتريش و ايتاليا تعليم ديد و به زودي از سوي آنان به عنوان همكار پذيرفته شد. او در سال 1976 جايزه اول مسابقه ويرتووزيته در فرانسه را برد در سال 1978 در مسابقه رهبري اركستر در بلژيك شركت كرد و مقام اول و مدال طلاي اين مسابقه را از طرف وزارت فرهنگ و هنر اين كشور دريافت كرد و در سال 1979 برنده مسابقه استخدام نوازنده ابوا اول براي اركستر سمفونيك شهر سن گالن در سوئيس شد و تا سال 1991 سوليستي ابواي اين اركستر بود و آن را چند بار در سال رهبري مي كرد و در كنار آن به كار تدريس هم مي پرداخت اما از آن سال به بعد از كار اركستر استعفا كرد به دليلي كه خود مي آورد: من مثل پرنده مي مانم، مي خواهم آزاد باشم. صهبايي حالا مقيم سوئيس است، در مدرسه عالي موسيقي شهر فلدكيرش اتريش تدريس مي كند و به عنوان رهبر ميهمان با اركسترهاي مختلف همكاري دارد. براي ديدار خانواده به ايران مي آيد، به او پيشنهاداتي مي شود كه گاه با تاخير آن را مي پذيرد مثل برگزاري مستركلاس هاي رهبري اركستر و ابوا. از سال 1377 كه اركستر فرهنگسراي بهمن را رهبري كرد تا الان حضور هنري در ايران نداشته است. در سال 1376 هم چند شب با اركستر سمفونيك تهران همكاري كرد. اركستري كه به گفته او بايد داراي چنان نظمي باشد كه يك نوازنده از برنامه اجراهاي شش ماهه يا حتي يك ساله اش آگاه اما باشد اين نظم براي اركستر سمفونيك تهران بيشتر به يك رويا شبيه است. صهبايي چند سال پيش در مصاحبه اي گفته بود: اگر شرايط همكاريم با اين اركستر برقرار شود، فكر مي كنم اولين اقدام جدي نظم و ترتيب بخشيدن به كارهاي آن است. اقدام بعدي تشويق اعضاي اركستر به تمرين بيشتر و ايجاد دلگرمي براي يكايك آن هاست. بعد هم تامين مالي و رفاهي اعضا كه بايد حتما به آن توجه شود. اين ها مواردي است كه ايرج صهبايي رهبر ثابت اركستر سمفونيك تهران هم علاوه بر مسائلي چون دورماندن و جدا شدن اركستر از مدت زماني اجراي دقيق و پردامنه، شرايط نه چندان دلخواه سازها و كمبود نوازنده بر آن تاكيد دارد. به هر حال منوچهر صهبايي در اين چند روزي كه به ايران آمد با مركز موسيقي وزارت ارشاد براي اجراي سمفوني عاشورا ساخته محمد سعيد شريفيان تقريبا به توافق هايي رسيده است و قرار است اسفند ماه جاري آن را با اركستر سمفونيك تهران اجرا كند. قطعه اي كه چندين سال از ساخت آن مي گذرد و تا قبل از اين دليل اجرا نشدنش كمبودساز، نوازنده و بودجه ذكر شده بود. صهبايي دغدغه ديگر خود را جمع آوري، بازسازي، اجرا و ضبط آثار فراموش شده موسيقيدانان سمفونيك ايران مي داند، براي همين از سال 1993 ميلادي به مطالعه و تحقيقي درباره تاريخ موسيقي سمفونيك ايران و آثار آهنگسازان ايراني پرداخت و در سال 1999 ميلادي رساله اي به نام موسيقي چند صدايي ايران به دانشگاه استراسبورگ ارائه داد. اين تز 572 صفحه اي كه به اصلاحاتي نياز دارد قرار است در فرانسه منتشر شود. من به عنوان يك رهبر اركستر و موسيقيدان ايراني كه سال ها است در اروپا و قاره هاي ديگر جهان به فعاليت هاي هنري مشغول است و علاقه زيادي به فرهنگ زادگاه خود دارد، از چند سال پيش تصميم به گردآوري، بازبيني و تكميل ساخته هاي سمفونيك گرفته ام و در اين راه از تماس مستقيم با آهنگساز، مطالعه دقيق دست نوشته او، تصحيح نادرستي هاي فني و نقطه ضعف هاي تكنيكي استفاده كرده ام. علاوه بر اين قطعه هايي به آهنگسازان ايراني سفارش داده ام تا شايد با وجود وضعيت دشوار زندگي، چشمه آفرينش هنري در وجودشان نخشكد. او عنوان مي كند كه عمده اين كارها را ضبط كرده و بر روي ديسك آورده و در دسترس علاقه مندان اين هنر قرار داده ساخته هايي است از ثمين باغچه بان، حسين ناصحي، حشمت سنجري، حسين دهلوي، سعيد شريفيان، عليرضا مشايخي، مرتضي حنانه، محمدتقي مسعوديه و مصطفي كمال پورتراب. منوچهر صهبايي هميشه هدفش اين بوده و هست كه پس از تحصيل و تجربه موسيقي به وطن خود برگردد. اين تجربه را اكنون به دست آورده شايد شرايط وطن مهيا نيست يا فعلا لزومي ندارد.