Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811111-59858S6

Date of Document: 2003-01-31

جزيره اي دورافتاده با داشتن چنين استعدادي و سطح پراكندگي آن در كل كشور فوتسال مهجور مانده است آنچنان سايه فوتبال بزرگ است كه هيچ گاه فوتبال سالني نتوانسته خود را از آن رها كند عكس: فرشاد عباسي خيابان مثل گذشته شلوغ نيست. ديگر سرتاسر خيابان تيردروازه هاي يك متري يا پاره آجرها را نمي توان ديد و جوانان و نوجواناني كه با كتاني هاي اسپورتكس يا چيني دنبال توپ هاي دولايه مي دوند. چند كودك كه سنشان به 15 هم نمي رسد و اين تمام موجودي باقي مانده براي فوتبال خيابان هاست خياباني كه به اين روز افتاد، جوان ها پول هايشان را روي هم گذاشته و سالن شيكي را هفته اي دو ساعت اجاره كرده اند. امروز سالن هاي زيادي ساخته شده اند. به دليل وسعت نه چندان زياد و هزينه هايي كه فقط يك بار بايد صرف كرد تا چنين سالن هايي را داشت، ساخت سالن هاي ورزشي چندمنظوره گسترش يافت. فوتبال ما در حقيقت فوتبال نيست. آنچه پايه و اساس فوتبال _ روي زمين هاي چمن استاندارد مي بينيم _ محسوب مي شود فوتسال يا فوتبال خياباني خودمان است. شايد كسي را در اين مملكت پيدا نكنيد كه حداقل يك بار فوتبال با توپ پلاستيكي را تجربه نكرده باشد. توپي كه از نظر سايز و ابعادش شباهت زيادي به توپ شماره 4 _ توپ مخصوص فوتسال _ دارد. هنوز هم مقابل درخت بقالي محلتان، توپ هاي پلاستيكي كه اغلب قرمز هستند، خودنمايي مي كنند. پس مي توان نتيجه گرفت فوتبال در ايران بخشي از فوتسال يا فوتبال خياباني است نه بالعكس. اين در مقابل ديگر كشورهايي است كه فوتبال فراگيرتر از فوتسال و جلوتر است. اين شرايط نسبتا استثنايي، به دليل موقعيت ويژه فوتسال به وجود آمده است. از سوي ديگر اغلب ما ايراني ها از دريبل زدن، قيچي زدن، برگردون و كارهاي نمايشي اين چنيني لذت مي بريم. اين لذت آنقدر در ما قوي شده كه بسياري از مواقع بر تاكتيك، كار گروهي و جنبه هايي كه غالبا در حركتي چند نفره _ اجتماعي _ مد نظر است برتري پيدا مي كند. شايد به خاطر همين هم باشد كه در فوتبال ما كمتر كار گروهي و تاكتيك تيمي جا مي افتد. شايد به خاطر همين باشد كه ما از فوتبالي كه خصوصيات كار تيمي را دقيق انجام مي دهد لذت نمي بريم. حوصله مان را سر دقت مي برد كرده ايد كه فوتبال آلمان در ايران طرفداران زيادي؟ ندارد تاكنون پرسيده ايد چرا اين گونه؟ است يكي از مهم ترين دلايلش همين موضوع است. ما براساس خصوصيات و فرهنگمان كار خيلي منظم و ماشيني را نمي پسنديم. اصلا به اين طور زندگي عادت نكرده ايم. در مقابل، فوتبال برزيل قرار فوتبالي دارد كه اگر كسي در آن دريبل نزند، كار عجيبي انجام ندهد، اسمش فوتبال برزيلي نيست. خصوصيات تهاجمي به دليل تكنيك بالاي فردي و اين همان چيزي است كه روحيه ايراني مي پسندد. دقيقا به همين دليل است كه فوتبال سالني ما خوب است چون جدا از كار گروهي 5 نفر داخل زمين قدرت تكنيكي افراد نقش بسزايي در نتايج دارد. ما بازيكناني داريم كه اگر بگذارند كل نفرات سالن مجموعه هاي ورزشي را دريبل حتما مي زنند شرطبندي فوتبال تك به تك را هم بسيار شاهدش بوده ايد. فوتبالي كه يك نفر در مقابل يك نفر انجام مي دهد و تنها دليلش به رخ كشيدن قدرت تكنيكي است نه چيز ديگر. كسي سرمايه گذاري نمي كند با داشتن چنين استعدادي و سطح پراكندگي آن در كل كشور، فوتسال، مهجور مانده است. آنچنان سايه فوتبال بزرگ است كه هيچ گاه فوتبال سالني نتوانسته خود را از آن رها كند. ورودي فوتبال ما، از نظر اقتصادي و سرمايه گذاري بسيار بالاست _ نسبت به خودمان _ اگر پول هايي كه براي باشگاهداري _ باشگاهداري در ايران يعني 90 درصد فوتبال 10 درصد بقيه رشته ها _ در ايران هزينه مي شود، با درآمدهايي چون تبليغات _ دور زمين، روي پيراهن و روزنامه هاي ورزشي _ روزنامه ها، بليت فروشي، انتقال بازيكن به خارج از كشور و... جمع كنيد، مي بينيد كه چه حجم حجيمي از پول در اين رشته در گردش است. فوتسال به عنوان جزيي از رشته فوتبال چه سهمي از اين گردش و جريان مالي؟ دارد تقريبا مي توان گفت نزديك به صفر. در حالي كه هزينه باشگاهداري _ فوتبال _ در ايران به بيش از يك ميليارد رسيده، شما مي توانيد بهترين تيم فوتسال را داشته باشيد با 200 تا 300 ميليون. پاره آجر اما در مقابل شايد سرمايه گذاران حق داشته باشند كه در اين زمينه به طور جدي وارد عمل نمي شوند. هنوز به فوتبال سالني با ديد فوتبال پاره آجر و توپ پلاستيكي برخورد مي شود. همين طور يلخي و بي برنامه. اصلا ديدگاه ها نسبت به فوتسال در اين سال ها ارتقا نيافته است. از فوتسال همه در ذهنشان مسابقاتي است كه هميشه در ماه رمضان، بعد از افطاري برگزار مي شد و تيم هايي مثل فتح و نيروي زميني و اين چنين تيم هايي، پرسپوليس و استقلال را حذف مي كردند. همين موضوع هم باعث رونق آن شده بود ولي بدون برنامه ريزي آن هم از بين رفت. يك ليگي جايگزينش شد كه آن هم بدون استقبال ماند و كمرنگ شد. مي توان مدعي شد كه برنامه ريزي و سازماندهي دقيقي براي فوتبال سالني انجام نشده است. در شرايطي كه فوتسال به مانند جزيره اي دورافتاده و خالي از سكنه باقي مي ماند هرچقدر كه ارزش آن بالا باشد وضعيت همين خواهد بود. كسي براي سرمايه گذاري مناسب پيش قدم نخواهد شد. ضعف تاكتيكي فوتبال سالني ايران مي تواند قدرت بلامنازعي در جهان باشد اگر نكاتي را رعايت كند. علاوه بر برنامه ريزي، اجرا و سازماندهي، رشد در زمينه تاكتيك هاي فوتسال و توجه جدي به آن از مسايلي است كه ما آن را فراموش كرده ايم. اگر فوتسال ايران مقابل ايتاليا را ديده باشيد، مي توانيم هم عقيده باشيم. بازي بازيكنان ايراني فوق العاده و چشم گير بود اما آنچه آنها را به تساوي با ايتاليا قانع مي كرد همان توان كم كار گروهي در فوتسال بود. اين در مقابل ايتاليا بود كه شايد جزو سه چهار قدرت برتر فوتسال اروپا نباشد اسپانيا، هلند و بلژيك در زمينه فوتبال سالني پيش از ايتاليا هستند و قطعا پيشرفت آنها به دليل كار گروهي 5 نفري است كه بازي مي كنند و ما بارها ثابت كرده ايم كه در مقابل آنها نمي توانيم برنده باشيم. از سوي ديگر وقتي فوتسال ايران با برنامه ريزي دقيق بتواند تا سطح اول بين المللي رشد كند، اثرات انكارناپذيري از جهات مختلف، چون تبليغات، درآمد، ترانسفر و... خواهد داشت. و اين نكته اي است كه اگر كمي به آن توجه شود مي تواند عاملي براي رشد فوتبال هم باشد.