Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811111-59857S4

Date of Document: 2003-01-31

ناتور رشوه هاي شيري تلويزيون روشن است. قاب شيشه اي اش با رنگ هاي گوناگون هي پر و خالي مي شود. آگهي هاي بازرگاني مي روند و مي آيند. هركدام چند ثانيه. صابون و پودر لباسشويي و مايع ظرفشويي و پفك و ماكاروني هميشه بيشترين حجم تبليغات را در تلويزيون به خود اختصاص مي دهند. رقابت موضوع جدي اي در تجارت اما است يك آگهي متفاوت از بقيه است. زمينه اي آرام دارد به تو هجوم مي آورد. در قاب شيشه اي ليواني از مايعي سفيدرنگ پر مي شود و بيننده را به مصرف روزانه و هر روز شير ترغيب مي كند. هر شيري فرقي نمي كند. البته به جز شير آدميزاد. چون شير آدميزاد فقط براي كودكان زير 2 سال توصيه مي شود. بعد از 2 سالگي همه ما انسان ها پير و جوان بايد شير بنوشيم به قول * شما بخوريم شير و بشيم شير حالا فكر مي كنيد جمعيت ميليوني ما به چقدر شير در روز نياز من دارد كه حسابم خوب نيست اما فكر مي كنم تعدادش خيلي زياد باشد. بعد از اين آگهي آگاه كننده حتما عده زيادي به سراغ فروشگاه هاي نزديك مي روند تا شير بخرند. پيرزن لنگ لنگان با تكيه بر عصا به فروشگاه مي رسد مثل همه پيرزن ها سلام و احوال پرسي گرمي مي كند، عينكش را با دست جابه جا مي كند و با لبخندي به جوان پشت پيشخوان مي گويد كه شير مي خواهد. سبدهاي شير دم در است كيسه هاي پلاستيكي با مهر و نشان هاي چندگانه توي سبدها ريخته است. توي فروشگاه جعبه مكعب - مستطيل شير با كاكائو و قهوه مرتب روي هم چيده شده و درون يخچال ويترين هم باز شيرها صف بسته اند. اما جوان فروشنده مي گويد نداريم تموم شد. پيرزن اما چند لحظه ناباورانه به فروشنده نگاه مي كند. صبر مي كند شايد نظر فروشنده تغيير كند اما جوان فروشنده با مشتري ديگري سرگرم گفت وگو پيرزن مي شود باز كمي جابه جا مي شود و مي گويد: حاج آقا مريض است حتما بايد شير بخورد و نگاهش را مي دوزد به فروشنده. شايد با سماجت نگاه و لبخند لبانش كاري پيش ببرد. فروشنده هم لبخندي تحويل مي دهد و مي گويد: سلام به حاج آقا برسونيد اما واقعا شيري كه شما مي خواهيد نداريم. ظاهرا تلاش براي به دست آوردن شيري كه پيرزن مي خواهد بي نتيجه است و او سرش را برمي گرداند، با تكيه بر عصايش راهش را مي كشد و مي رود و مي رود تا در پيچ خيابان ناپديد مي شود. صداي فروشنده به خود مي خواندم پول جنس هايي را كه برداشته ام مي پردازم و از فروشگاه خارج مي شوم. پيرزن شير يارانه اي مي خواسته. شير يارانه اي ليتري 150 تومان است. در كيسه هاي پلاستيكي يا بطري هاي شيشه اي فرقي نمي كند شيرهاي ديگر هم غيريارانه اي اند و قيمت شان از 250 تومان به بالاست. بنا به درصد چربي و يا افزودني هايي مانند قهوه كاكائو توت فرنگي، موز و.. اختلاف هر پاكت شير غيريارانه اي معمولي با شير يارانه اي فقط تومان 100 است اما حتي وقتي حاج آقا مريض است پيرزن توان پرداخت 100 تومان بيشتر را ندارد و دست خالي به خانه برمي گردد. حتما فكر مي كند فردا توي صف مي ايستد و آنقدر مي ايستد تا شير يارانه اي براي حاج آقا بخرد و براي اينكه مبادا حاج آقا بفهمد كه ساعتي در صف طولاني شير ايستاده و پاهاي دردمندش توان از او ربوده اند به حاج آقا مي گويد خانه يكي از همسايه ها مي رود سر بزند تا مبادا حاج آقا به غرورش بربخورد و بگويد من اصلا شير نمي خورم. حتما فردا گرم ترين لباس هايش را روي هم مي پوشد و در صف شير مي ايستد تا شير بخرد. شيرهاي يارانه اي كه بيشترين سهم مصرف شير را در كشور دارد معمولا به ميزان سهميه در نظر گرفته شده بين فروشگاه هاي بزرگ و كوچك شهر توزيع مي شوند و به دليل تفاوت قيمتي كه با ساير شيرهاي موجود در بازار دارند مورد توجه خانواده ها هستند به خصوص خانواده هايي كه درآمد معيني به دارند همين دليل معمولا در فصل هاي سرد سال _ پاييز و زمستان _ شاهد صف هاي طولاني براي خريد شير يارانه اي مقابل فروشگاه ها به خصوص فروشگاه هاي بزرگ هستيم. اما مردمي كه توان هزينه شير غيريارانه اي را ندارند با ايستادن هاي طولاني در صف هاي شير يارانه اي سعي مي كنند نياز خانواده را به شير از اين طريق حل كنند. بيشتر كساني كه در صف شير مي ايستند داراي فرزنداني هستند در سنين نوجواني و كودكي و غالبا نيز دليل ايستادن در صف شير را به حضور فرزندان ربط مي دهند و اينكه بايد كودكانشان شير بخورند تا دچار سوءتغذيه نشوند و بتوانند خوب درس بخوانند اما از ابتداي سال جاري تحصيلي دولت تصميم گرفت در مناطقي كه به نظر مي رسد كودكان بيشتري در خطر سوءتغذيه قرار دارند هر روز شير رايگان توزيع كند تا هر يك از كودكان دبستاني بتوانند در روز حداقل يك ليوان شير بنوشند و دچار سوءتغذيه نشوند. اين پروژه و تصميم پس از كش و قوس هاي فراوان براي موافقت در هنگام اجرا نيز با مشكلات زيادي روبه رو شد و عملا موفقيت چنداني كسب نكرد. هنوز شير يارانه اي سهميه اي است و براي مشتريان خاص و مردمي كه بيشترين نياز را دارند بهره چنداني از شير يارانه اي نمي برند. حالا نمي دانيم به شما چه بگوييم وقتي حركت موزون مي كند و مي گويد: بخوريم شير و بشيم شير كه نشيم پير ما كه حتما پير مي شويم و بقيه هم. اما نمي دانم پيرزن قصه ما به شير رسيد يا نه. پي نوشت: