Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811111-59857S2

Date of Document: 2003-01-31

روزي براي تولد ترجمه: نازنين زاغري درست يك هفته مانده به آغاز سال نو، مغازه هاي كارت فروشي پر مي شوند از آدم هاي رنگارنگ، دخترها و پسرهاي جوان و حتي پيرمردها و خانم هاي مسني كه آمده اند تا با پرداخت تنها چند دلار شادي و سرور را با كساني كه دوستشان دارند قسمت كنند. خودم را گم مي كنم لابه لاي جمعيت و شلوغي داخل مغازه و چند تا كارت مي خرم بعد هم سري مي زنم به كتابفروشي نزديك خانه مان و تقويم سال 2003 را از آقاي فروشنده مي گيرم. ناخودآگاه چشمانم به دنبال 26 دسامبر مي گردند روزي كه من سال ها پيش در آن متولد شدم هميشه عاشق اين بودم كه بدانم روز تولدم چندمين روز هفته در سال جديد است. آيا دوباره خواهد آمد آن دوشنبه اي كه من ساعت 8 شب بي آنكه خودم بخواهم پا به اين دنيا؟ گذاشتم اين روزها خيلي عادي به نظر مي آيد كه پدر و مادرها براي بچه هايشان و گاهي اوقات حتي نوه ها براي پدربزرگ ها و مادربزرگ هايشان جشن تولد مي گيرند و دوستان و آشنايان را دعوت مي كنند، بعد هم ميهماني چند ساعته ختم مي شود به فوت كردن شمع ها و بريدن كيك و قشنگ ترين قسمت جشن كه باز كردن كادوها است. تاريخچه برگزاري جشن و سرور در روز تولد به هزاران سال پيش هنگامي برمي گردد كه در تمدن هاي بدوي مصري براي اولين بار تقويم ابداع شد و از آن پس تاريخ اتفاقات مهم به ثبت رسيد. طالع بيني فراعنه مصر از اهميت خاصي برخوردار گرديد چرا كه به گمان درباريان، طالع بيني پادشاهان روز در اتفاقاتي كه بعدها قرار بود رخ دهند تاثير به سزايي داشت. به همين دليل منجمان و ستاره شناسان بنام و مشهور از سراسر كشور دعوت مي شدند تا با ذكاوت تمام طالع آنها را ببينند و در مورد آينده قضاوت و پيشگويي نمايند. بدين ترتيب سال هاي متمادي تنها حاكمان، فرمانروايان و پادشاهان جشن ها و مراسم باشكوهي را به مناسبت سالروز تولد خود ترتيب مي دادند، يكي براي همه، همه براي يكي. ميزبان، حاكم شهر بود و پادشاهان و بزرگان شهرها و كشورهاي همجوار ميهمانان اين ضيافت بودند. البته اگر پادشاه زمان از سخاوت خاصي كه كمتر در ميان آنها ديده مي شد برخوردار بود مكاني را نيز براي مردم عوام اختصاص مي داد تا آنها نيز از اين همه نعمت و فراواني بي بهره نمانند. كم كم اين سنت از كاخ ها و قلعه هاي مصر به منازل مردم عادي كه از وضع مالي نسبتا خوبي برخوردار بودند انتقال پيدا كرد. در ميان مصريان باستان جشن هاي سالگرد تولد مفهومي نداشت و آنها تنها براي اولين روز تولد نوزادان خود و پس از آن تولد پنجاه و اگر عمري باقي بود صد سالگي آنها ضيافت هايي را بر پا مي كردند. از ديگر اعياد روميان باستان روزهاي تولد خدايان اساطيري بوده است كه در روزهاي به خصوصي از ماه از آنها به نيكي ياد مي شود و روميان براي آنها جشن هاي متفاوتي ترتيب مي دادند. به عنوان مثال روز سوم هر ماه به تولد آتنا الهه، تمدن و شهرنشيني، ايريس خداي، جنگ و زئوس خداي، خدايان معروف بوده است. اما عموما پادشاهان رومي در برگزاري چنين مراسمي تا حد بسياري زياده روي مي كردند. مي گويند جوليوس سزار براي اولين سالگرد تولد دخترش، دروسيلات، آن چنان ضيافتي ترتيب دادكه به ميهماني هفت دولت معروف به گرديد دستور سزار، دو روز به طور مداوم مسابقه اسبدواني در سراسر كشور برگزار شد سپس آيين ذبح 300 خرس و قريب به 500 گونه مختلف چهار پا در سالن آمفي تئاتر تاروس در كشور ليبي فعلي بر پا گرديد. جالب اين كه استفاده از شمع بر روي كيك تولد هم به روميان باستان باز مي گردد، آنان كه خدايان اساطيري را مي پرستيدند و يكي از آنها آرتميس نام آرتميس داشت الهه ماه بود و روميان يك روز در ماه، زماني كه قرص ماه كامل مي شد تولدش را جشن مي گرفتند. آنها كيك كاملا گردي را به نشانه قرص كامل ماه با شمع هاي روشني كه نشانگر تلالو و درخشش ماه بودند به معبد آرتميس مي بردند. اگر چه پيدايش چنين مراسمي ريشه در ادبيات اساطيري يونان دارد و طبيعي به نظر مي آيد كه اجراي اين مراسم در همه جاي دنيا يكسان باشد اما امروزه در كنار آنها سنت هاي منحصر به فرد برخي از كشورها با فرهنگ هاي متفاوت نيز به چشم مي خورد. به طور مثال در كشورهاي آفريقايي جشني به نام جشن آغازين وجود دارد كه براي همه كودكاني كه به سن 7 سالگي مي رسند بر پا مي شود، و اين جشن آغازي است براي يك تغيير و تحول دروني. كودكان آفريقايي از سن 7 سالگي به بعد موظف به يادگيري بسياري از عقايد و آداب و رسوم طايفه اي هستند كه در آن زندگي مي كنند. آنها از اين پس آوازها، موسيقي و رقص مربوط به طايفه خود را فرا مي گيرند. مدت ها پيش در كشور آرژانتين رسم جالبي براي دختران اجرا مي شد. در نخستين سالگرد تولد دختران آرژانتيني، لاله گوششان را سوراخ مي كردند و گوشواره اي به آن مي آويختند. اين رسم هر سال در همان روز اجرا مي شد و بدين ترتيب هنگامي كه از دنيا مي رفتند سن آنها از روي سوراخ هاي گوششان قابل تشخيص بود! دانماركي ها رسم داشتند پرچمي را از پنجره به بيرون آويزان كنند، به اين مفهوم كه امروز در اين خانه جشن تولدي برپا است! در كشور اكوادور دختران موظف بودند در شب تولد 15 سالگي شان لباس صورتي رنگي بپوشند و تنها در اين شب بود كه اجازه داشتند براي اولين بار پوشيدن كفش هاي پاشنه بلند را تجربه كنند. آلماني ها هنوز هم رسم دارند به هنگام طلوع خورشيد روز تولد، شمع هاي روي كيك را روشن كنند. اين شمع ها كه تعدادشان به اندازه سن كسي است كه آن روز متولد شده به اضافه يك شمع اضافه كه سمبل خوشبختي است تا آخرين ساعات شب روشن آنها مي مانند معتقدند اگر كسي كه شمع ها را به اصطلاح فوت مي كند بتواند همه آنها را يك جا خاموش كند يقينا به همه آرزوهايش خواهد رسيد. در كشور هلند هر پنج سال يك بار يعني 15 20 5 10 تولدهاي سالگي به سال هاي تاجگذاري معروف هستند و هلندي ها معمولا ميهماني هاي مفصلي براي فرزندانشان در اين سن ترتيب مي دهند. آنها به هنگام صرف شام صندلي فرزندشان را با گل هاي رنگارنگ، نوارهاي كاغذي رنگي و بادكنك تزيين و با يك هديه بزرگ و قشنگ او را غافلگير در مي كنند كشور نپال مرسوم است هفت سال متمادي در روز تولد كودكان خود بر پيشاني آنها با مخلوطي از برنج و ماست رنگي نشاني براي راندن شيطان و جذب نيروهاي مثبت قرار مي دهند. در كنار همه هياهيو و تكاپويي كه برگزاري يك جشن تولد هر چند ساده به همراه دارد خيلي ها در روز تولدشان دلتنگ و افسرده مي شوند، شايد برپايي يك جشن تولد كوچك براي بسياري زنگ خطري باشد بر گذر زمان. زمان براي ما نمي ايستد و زندگي ما را وا مي دارد پله هاي عمر را يكي پس از ديگري با شتاب فراوان طي كنيم و شايد هنگامي كه به پله آخر مي رسيم ديگر نيرويي براي بازگشت وجود نداشته باشد.