Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811111-59856S3

Date of Document: 2003-01-31

بلندپروازي ماندگار نگاهي به آثار توماس پينچون _ 2 مالكوم برادبري ترجمه: شهريار وقفي پور آنچه مي خوانيد مجموعه نظراتي است كه مالكوم برادبري در كتاب نگاهي به ادبيات مدرن آمريكا منتشر كرده است. از مجموعه مقالات اين كتاب بخش هايي از ادبيات دهه 60 آمريكا به بعد را انتخاب كرده ايم كه پيش از اين درباره جوزف هلر، ونه گات و... در همين ستون خوانده ايد. & & & قصه ديگر، داستان قطب مخالف او، هربرت استنسل است كه فردي دانشگاهي است. در كتاب او به عنوان كودك قرن تعريف مي شود (او در سال 1901 به دنيا آمده و از همين رو به جهان متكثر هنري آدامز وارد شده است و نظير آدامز، اغلب از خود به عنوان سوم شخص صحبت مي كند ) او، هنوز در طلب باكره قديس يا مريم عذرا (Virgin The) است آن هم در جهان مولد و پرانرژي حاضر. پدر استنسل يك ديپلمات سابق بريتانيايي است كه مجموعه اي از مدارك پيچيده و معماگونه را برايش به ارث گذاشته است. اين مدارك به توطئه اي عظيم يا فرقه اي مذهبي در پس تاريخ مدرن اشاره مي كنند. پروفين در دنياي بي نشانه اي زندگي مي كند كه دلالت و معنا از بين رفته اند; در حالي كه استنسل در دنيايي از نشانه ها و نمادها به سر مي برد كه همگي به اهميت پنهان بانويي به نام V اشاره مي كنند. V به نحوي در بسياري از وقايع مهم تاريخي درگير بوده است از بحران فاشودا گرفته تا محاصره مالت در جنگ جهاني دوم; در ضمن او احتمالا مادر استنسل جست وجو است استنسل در ضمن جست وجويي براي يافتن هويت شخصي يا والدينش است، همان طور كه جست وجويي براي طرح كلي و معناي تاريخ مدرن نيز هست. اين جست وجو بي مركز از كار درمي آيد، چرا كه هويت هاي V توهمي و متكثرند: مسئله فقط اين نيست كه او چه كسي است، بلكه مسئله اين است كه او چه چيز است. مي تواند راهبرد تلويحي بزن در ي رو استنسل را به كار برد و گفت كه استنسل در جست وجوي معنا است و تقلاهايش براي كشف تاريخ و هويت او مرا به وقايع عظيمي هدايت مي كند كه در آنها حرف V دلالتي ظاهري ليكن دارد معناي اين حرف گسترش مي يابد و در عين حال از دست مي گريزد: او مريم عذرا (Virgin) است، ونوس است ]...[ والتا پايتخت مالت است، سرزمين عجيب و غريب ويسو; او خلا ( Void) است. به نظر مي رسد بنا به منطق تاريخي، V حاكي از تهي شدن از تاريخ بشري و قرباني شدن در پاي ماده و تكنولوژي است، انتقالي كه در واقعه جنگ جهاني دوم ديده مي شود، همان طور كه پينچون اين مضمون را در كتاب بعدي اش بسط مي دهد بدين صورت كه عصاره تكنولوژي در دو موشك Vو 1 V2 متمركز مي شود. تناقض رمان V كه يك بلندپروازي ماندگار است، در آنجا رخ مي نمايد كه جست وجوي همه جانبه، اندازه و حجم تاريخي و گستردگي ذهني رمان از آن رو بنا نهاده شده تا بشود عريانش كرد، آشفته، از شكل انداخته و مشكوكش كرد. اين تخريب با خود V رخ مي دهد، مفهومي شديدا تكه پاره چهره اي، انساني كه واجد كلكسيوني از هويت ها است، صحنه نمايش خودشيفتگي منحط و انحراف جنسي است، سالخورده و بي جان است، به طوري كه در آخرين روياي استنسل به صورت يك شي ء پلاستيكي تكنولوژيك ظاهر مي شود. ليكن همان طور كه استنسل بدون شخصيتي خاص از گذشته بازمي گردد، پروفين در همان جا قرار دارد تا در زمان حال پرسه بزند، در خيابان هاي خالي دنياي مدرني كه در آن توريسم حكمفرما است و همه چيز رو به ويراني و مرگ دارد. پارادوكس اساسي كتاب عميق تر است: استنسل و پروفين اساسا دو جزء روايي رمان را بازمي نمايند _ يكي طراح و بناكننده، ديگري اهل تصادف است و ويرانگر. هركدام نشانه الفبايي را صيد مي كند و در جست وجوي كشف چيزي از دنيا ( World) و كلمه (Word) است، ليكن جست وجو به معنا نمي انجامد، چرا كه نشانه ها در افراط و مازادي آشوبناك به سر مي برند; درست مثل خود رمان كه اطلاعات بي شماري را فراتر از چشم انداز هر نظامي تكثير مي كند و اصل اطناب را مورد استفاده قرار خود مي دهد پينچون هم شخصيت هايش را خلق و در عين حال نابود مي كند، و منظور فقط خود V نيست; بلكه بيشتر آنها نامي نيمه تمثيلي دارند و پينچون به آنها هم شخصيت و هم عدم شخصيت مي بخشد، هم نام و هم بي نامي. آنچه در يك محدوده تقليل مي يابد با افراط در محدوده اي ديگر تلافي مي شود: اينكه از لحاظ محتواي تاريخي به گونه عجيبي غليظ و گسترده است، و در عين حال، از نظر اجتماعي و جغرافيايي نيز به طرزي چشم گير پرنقش و نگار است، رماني است كه پرسه اي پهناور در فضا و زمان است. اگرچه در كتاب در باب تصادف و عدم يقين است، ليكن كتابي تصادفي و نامشخص نيست; در واقع رمان در سطح والايي از ارجاعيت عمل مي كند و حجم عظيم وقايع تاريخي، اجتماعي و تكنيكي ظاهرا به واسطه مولفي عيني گرا وزني عظيم يافته اند.