Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811111-59854S7

Date of Document: 2003-01-31

آيت الله سيد محمد موسوي بجنوردي: امام اين بود كه روحانيت تا نظر مسائل اجرايي نشود مي تواندوارد آيت الله سيد محمد موسوي بجنوردي، از شاگردان حضرت امام ( ره ) مدرس، حوزه و دانشگاه و عضو هيات علمي پژوهشكده امام خميني ( ره ) در آستانه بيست و چهارمين سالگرد پيروزي انقلاب اسلامي در گفت وگويي تفصيلي با ايسنا به بيان ديدگاه هاي خود در اين باره پرداخت. در بخشي از اين گفت وگو، وي درباره چگونگي طرح مسئله جمهوري اسلامي از سوي حضرت امام خميني ( ره ) ادامه داد: زماني كه امام (ره ) به پاريس تشريف بردند، من نيز در خدمتشان بودم. آبان ماه سال 1357 مدير مسئول مجله فيگارو براي مصاحبه با امام (ره ) آمد و پرسيد اگر در اين نهضت پيروز شويد سيستم حكومتي شما؟ چيست امام ( ره ) بدون معطلي فرمودند، جمهوري اسلامي. او سوال كرد، جمهوري اسلامي به كدام مفهوم، انتخاب اعضاي پارلمان توسط مردم و انتخاب رئيس جمهور توسط اعضاي پارلمان و يا اينكه مردم راسا رئيس جمهور را انتخاب ؟ مي كنند امام (ره ) فرمودند، مردم رئيس جمهور را انتخاب خواهند كرد. وي تاكيد كرد: امام ( ره ) موضوع جمهوري اسلامي را مكرر بيان مي كرد. به صراحت و به عنوان امانت عرض مي كنم كه امام ( ره ) كاملا اعتقاد داشت كه نظام حكومتي ايران بايد براساس جمهوري اسلامي باشد. وي درباره طرح بحث ولايت فقيه در قانون اساسي و نظر حضرت امام (ره ) در اين زمينه گفت: مسئله ولايت فقيه مبناي ايشان بود و به اين بحث معتقد بودند. كساني كه پيش نويس قانون اساسي را تدوين كردند، مسئله ولايت فقيه را در آن نياورده بودند ولي در مجلس خبرگان اين مسئله مطرح شد و امام (ره ) پذيرفتند براساس آن چه در قانون اساسي آمده، ولي فقيه كسي است كه اضافه بر شرايط اجتهاد، عدالت، تدبير، آگاه به امور زمان، شرط بيعت يا انتخاب خود را نيز از سوي مردم داشته نظر باشد ديگر در ولايت فقيه، تمام فقها را ولي فقيه مي داند اما فقيهي كه مردم با او بيعت مي كنند و انتخابش مي كنند، حاكم مبسوط اليد مي شود و بقيه فقها بايد از او اطاعت كنند. در قانون اساسي رويه بر اين نظر بود كه وقتي مردم با كسي بيعت كردند و او را انتخاب كردند، ولي فقيه مي شود. موسوي بجنوردي درباره نظر حضرت امام (ره ) براي تشكيل مجمع روحانيون مبارز گفت: همان گونه كه امام ( ره ) به روحانيت مبارز مقرري مي دادند، به روحانيون مبارز نيز كمك مي كردند; به خصوص در روحانيون مبارز افرادي مانند آقاي كروبي، آقاي موسوي خوئيني ها، آقاي صانعي، آقاي آشتياني، آقاي سيدمحمد هاشمي عضو و از علاقه مندان شديد به امام (ره ) بودند. البته امام ( ره ) هردو طيف روحانيون مبارز و روحانيت مبارز را تاييد مي كرد. وي گفت: مجمع روحانيون مبارز به پيشنهاد حضرت امام (ره ) شكل نگرفت بلكه آقايان به دليل خروج از يك جريان خاص، اين مجمع را تشكيل دادند. بايد توجه داشت كه هميشه اگر در جامعه دو جريان در حد مناقشه با يكديگر وجود داشته باشند، منجر به تضعيف جامعه نخواهند شد. در جوامع تك حزبي رشدي ملاحظه نمي شود ولي در جوامعي كه دو حزب با هدف تقويت نظام و دولت وجود دارد، رشد را شاهد هستيم. نبايد از وجود احزاب وحشت داشته باشيم بلكه بايد كاري كنيم كه جريان هاي موجود به دور از تخريب، در مقام اصلاح يكديگر حركت كنند زيرا در غير اين صورت مورد قبول عقل و اسلام نخواهند بود. وي درباره نظر امام ( ره ) نسبت به حضور روحانيون در امور اجرايي گفت: اين مسئله در ابتدا، زمان اولين انتخابات رياست جمهوري مطرح شد. در آن زمان مرحوم آقاي بهشتي به عنوان يك شخصيت تشكيلاتي و لايق تر از همه مطرح بود ولي نظر امام ( ره ) اين بود كه روحاني رئيس جمهور نشود، ولي بعد از ماجراي بني صدر ايشان به اين نتيجه رسيد كه چرا بايد يك روحاني مدير و مدبر حذف شود. بعد از شهادت شهيد رجايي نظر امام ( ره ) برگشت و فرمودند روحانيت مي تواند در امور اجرايي باشد. نظر امام ( ره ) اين بود كه روحانيت تا مي تواند وارد بحث اجرايي نشود، بلكه بر كارهاي علمي و فقاهتي نظارت كند ولي بعد از اينكه حس كردند نظام در خطر است و ممكن است توطئه هايي صورت بگيرد، نظرشان نسبت به حضور روحانيون در كار اجرايي عوض شد و آيت الله خامنه اي به عنوان اولين رئيس جمهور روحاني انتخاب شدند. وي درباره نظر برخي كه مي گويند به دليل بيماري در اواخر عمر امام (ره ) مطالب ايشان را كسان ديگري مي نوشتند، تاكيد كرد: اين يك خلاف است. من شاهد بودم كه تمام جزئيات، بولتن هاي خبري، تلكس ها را شخصا مي خواند و تمام تصميم گيري ها را شخصا انجام مي داد. حتي اخبار خبرگزاري هاي دنيا را به صورت خلاصه به خدمتشان مي آوردند و مي شنيد يا مي خواند و تا آخرين لحظه كه به بيمارستان رفتند مطالبشان را خودشان مي نوشتند و كساني كه غير از اين مي گويند به دليل ناآگاهي شان است. حتي مكرر اين را از امام ( ره ) شنيدم كه مي گفتند حاج احمد آقا بدون اجازه من در كارها عمل نكرده است.