Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811111-59852S2

Date of Document: 2003-01-31

تريبون آزادي خواهي ژن متر ترجمه: زهره جنابي رسانه هاي آلمان در نيم قرن گذشته فراز و نشيبهاي بسياري را پشت سر گذاشتند و در كمتر از يك دوره رسانه هاي جمعي آلمان از يكي از محدودترين رسانه ها در جهان به آزادترين رسانه ها تبديل شده اند سانسور در دوران نازيسم آدولف هيتلر در كتاب نبرد من مي نويسد: نبايستي اجازه داد چرت و پرت هايي كه درباره به اصطلاح آزادي مطبوعات گفته مي شود در عملكرد دولت خللي ايجاد كند. بلكه دولت بايد از اين ابزار براي آموزش عامه مردم استفاده كرده، و رسانه ها را در اختيار و كنترل خود بگيرد. در سال 1932 يك سال قبل از به قدرت رسيدن هيتلر آزادي مطبوعات در آلمان به تدريج از بين رفت. در سال 1933 دولت نازي رسما پايان واقعي آزادي مطبوعات را اعلام كرد. در اين سال، دولت روزنامه ها و خبرنگاران را در خدمت خود مي گيرد. بوروكرات ها (ديوان سالارهاي خشك و مقرراتي ) تصميم مي گيرند كه چه چيز قابل انتشار است. ناشران حق ندارند خبرنگاران را استخدام يا اخراج كنند. اين حق تنها در اختيار دولت است. تعداد روزنامه هاي منتشر شده از روزانه 2500 نسخه در سال 1933 به روزانه 1500 نسخه در سال 1937 كاهش مي يابد زيرا كنترل روزنامه ها از اين طريق آسان تر است _ با وقوع جنگ بار ديگر تيراژ روزنامه هاي داراي مجوز كاهش يافته و به 800 روزنامه در سال 1943 مي رسد. مهمترين روزنامه هاي نازي در آن زمان عبارت بودند از: فول كي شر بوباختر به عنوان ابزاري براي حزب رسمي كه در سال 1920 آغاز به كار كرد دراشتورمر هفته نامه اي رنگ ووارنگ و بر ضد يهوديت و اغلب مبتذل، درآنگريف روزنامه جناح كارگر كه توسط جوزف گوبلز، وزير تبليغات آلمان منتشر مي شد. مديريت راديوي آلمان از زمان آغاز به كار اين رسانه در دهه 1920 در اختيار دولت اين كشور بوده است از اين رو نازي ها به راحتي توانستند كنترل اين بخش را به دست بگيرند. آنها از راديو براي آموزش مجدد مردم اين كشور بهره گرفتند. در اين دوران ضمن در نظر گرفتن خواسته هاي مردم بومي، اغلب بخش ها از قبيل اخبار، گفت وگوهاي سياسي، اطلاعيه ها، موسيقي و برنامه هاي تفريحي، قبل از پخش شديدا كنترل مي شوند. به گفته گوبلز وزير تبليغات آلمان، با استفاده از راديو مي توان افكار عمومي را از نو ساخت يا حتي فراتر از آن، به عبارتي ديگر مي توان كشوري را فتح كرد. دولت نظامي مي خواست به همان سرعتي كه قوانين آزادي عمل را برايش فراهم ساختند، راديو و مطبوعات را در اختيار خود درآورد. شايد واقعا آلمان نازي به غير از مدارس در هيچ حوزه ديگري نمي توانست آزادي دموكراتيك را بهتر از آنچه كه ترسيم شده بود، درك نمايد. ظاهرا تضمين و اجراي مقرراتي كه بدون مجوز دولت وقت به مطبوعات اجازه هيچ گونه حركتي نمي دادند، غيرممكن مي نمود. ژنرال لوسيوس دي كلي _ فرماندار نظامي آمريكا آلمان 49 _ 1945 در ماه مه 1945 جنگ جهاني دوم خاتمه يافت و چهار قدرت برتر متفقين (ايالات متحده آمريكا _ بريتانياي كبير، فرانسه و اتحاد جماهير شوروي ) هركدام با اشغال يك ناحيه، تمامي ارتباطات مردمي، اطلاعات و سرگرمي ها را به شيوه هاي گوناگون ممنوع اعلام كردند، فكر آنهايي كه تحت اختيار يا كنترل اين قدرت ها فعاليت مي كردند. راديو، مجله، روزنامه، سينما، تئاتر و حتي سيرك، همگي تا زماني كه از دولت نظامي مجوز بگيرند، تعطيل اعلام شدند. متفقين هركدام شروع به دادن مجوز به روزنامه ها و ديگر وسايل ارتباط جمعي در مناطق اشغالي خود كردند اما رويكرد هركدام با ديگري متفاوت بود. در اين زمان با كاهش تسلط نظاميان، سيستم آزادي مطبوعات در آلمان غربي پايه گذاري اما مي شود در نواحي تحت اشغال روسيه، رسانه ها مجبور مي شوند كه طبق سيستم كمونيستي دولت و تحت كنترل سيستم تك حزبي فعاليت كنند. برخلاف رسانه هاي شديدا تحت كنترل رسانه هاي آزاد نيرومندتر مي شوند. در فوريه 1946 آمريكا يك ايستگاه راديويي مرا به مديريت آلماني ها در برلين غربي كه سال ها نماد دو سيستم موجود بوده است، تاسيس مي نمايد. اين ايستگاه با نام راديو در بخش آمريكايي ها يا به نام معروف RIASسال هاي، بسياري مهمترين منبع خبري و اطلاعاتي نه تنها براي غرب برلين بلكه براي مردم واقعا قحطي زده شرق برلين، فعاليت مي كرد. برلين غربي يك جزيره سرمايه داري در درياي شوروي است در سال 1948 كمونيست ها قصد داشتند كه اين منطقه را از ميان ببرند و براي اين منظور با محاصره دريايي شهر، از ورود هرگونه آذوقه و مايحتاج به داخل شهر جلوگيري كردند. متفقين غربي نيز پل هوايي مشهور را تدارك ديدند. آنها روزانه به طور متوسط 8000 تن غذا و ديگر مايحتاج ضروري براي /2 5 زندگي ميليون شهروند برلين غربي را با هواپيما به اين شهر مي فرستادند. اين انتقال هوايي موثر واقع شد و در ماه مه 1948 محاصره دريايي با شكست مواجه گرديد. و آنگاه تفاوت ميان آلمان شرقي و غربي آشكارتر مي شود. بيش از 3 ميليون نفر از شرق آلمان به سوي غرب اين كشور مي گريزند. و آلمان غربي درصدد قطع اين روند برمي آيد. در 13 آگوست 1961 ساختن ديواري طولاني به طول 27 مايل را 1 در عرض اين شهر شروع مي كنند. در ابتدا اين ديوار از سيم خاردار و آجر ساخته شده بود. ساخت اين ديوار در مراحل مختلفي صورت پذيرفت كه در آخرين مرحله به ساختماني فوت 2 12با بلندي و سقفي قوسي شكل براي جلوگيري از بالا رفتن افراد يا عبور از آن مبدل گرديد. در نهايت اين ديوار به صورت سيم خارداري كه درون آن مين جا گذاري شده بود، (يا به عبارتي همچون كمربند مرگ ) درآمد كه 300 تن از نيروهاي گارد مسلح در بالاي آن نظارت و پاسباني مي كردند. تاكنون، ديوار برلين اولين ديوار از نوع خود بوده كه هدف از ساخت آن زنداني كردن مردم شهر از درون و نه محافظت از آنها بوده است. خبرهايي كه به فروپاشي ديوار كمك كردند براساس ماده 5 قانون اساسي جمهوري فدرال آلمان: همه 1949 افراد حق دارند كه عقيده خود را از طريق گفت وگو، آزادانه بيان كرده يا منتشر سازند. از آزادي تصاوير و نوشته ها در مطبوعات و آزادي براي تهيه خبر و بخش گزارش از طريق رسانه و فيلم حمايت مي گردد. هرگونه سانسور ممنوع است. ديوار برلين آنقدر قوي و مستحكم ساخته شده بود كه از حركت يك تانك جلوگيري مي كرد، اما نتوانست مانع از ورود حقايق و اطلاعات به داخل آلمان شرقي شود. در اين دوره است كه سيستم رسانه هاي آزاد غرب، اخبار را به سوي شرق انتقال مي دهند. خبرهايي كه هيچ ديواري نمي تواند مانع ورود آنها شود. اين اخبار از طريق دهان به دهان، پيام هاي غيرقانوني، تلفن، راديو و تلويزيون وارد شهر شدند. رسانه هاي كنترل شده آلمان شرقي خبرها را به گونه اي ديگر نشان مي دادند. اما نمي توانستند گسترش اخبار و اطلاعات را كنترل كنند. از اين پس امكان دريافت راديو و تلويزيون آلمان غربي در بيشتر مناطق آلمان شرقي فراهم مي شود: طبق برآوردها تا سال 1973 درصد 90 از شهروندان آلمان شرقي تلويزيون آلمان غربي را تماشا مي كردند. در حقيقت اين رژيم دست از مبارزه برعليه رسانه هاي غربي برداشته بود. براي مردم آلمان راديو در بخش آمريكايي ها ( RIAS) و راديو آزادي برلين (SFB) از مهمترين منابع خبري غربي به شمار مي آمدند. اين رسانه ها، سخنراني افراد مشهوري را منتشر ساختند كه در تاريخ اين ملت تاثير گذاشته است از جمله: سخنراني معروف جان اف كندي رئيس جمهور آمريكا در 26 ژوئن 1963 تحت عنوان من اهل برلين هستم و نيز سخنراني رونالد ريگان در 12 ژوئن 1987 كه در دروازه براندن بورگ ايراد كرده و در آن مصرانه از گورباچف نخست وزير شوروي خواسته است كه ديوار برلين را خراب كند. در مدت زمان 28 سال برپايي ديوار برلين جمعا 5000 نفر سعي كردند كه از آن بگريزند اما 246 تن از مردم شهر به هنگام فرار توسط نيروهاي مرزي آلمان شرقي كشته شدند. سرانجام در نهم نوامبر 1989 در پايان يك كنفرانس مطبوعاتي يكي از مقامات ارشد آلمان شرقي در سخنان خود اشاره كرد كه مردم مي توانند به آلمان غربي وارد شوند. در آن زمان هيچ كس نتوانست معني اين جمله را بفهمد. به ماموران نيروهاي مرزي هم هيچ دستور تازه اي داده نشده بود. اوضاع كاملا به هم ريخته بود. در مقابل دروازه هاي ورودي جمعيت كثيري ازدحام كرده بودند. سرانجام در ساعت 11 نيمه شب دستور صادر شد. دروازه ها باز آن شدند شب و روزهاي بعد مردم براي خراب كردن ديوار پتك و چكش به دست گرفتند. فروپاشي ديوار برلين سرآغازي براي پايان عصر حاكميت اتحاد جماهير شوروي و پايان حاكميت شوروي بر اروپاي شرقي و رژيم هاي كمونيستي است كه از سال 1945 بر اين نواحي حكمفرمايي مي كردند. ميراث آمريكا: آزادي رونق مي گيرد جيمز بيكر و وزير امورخارجه آمريكا در 1990 مي گويد: آمريكا سهمي دارد... بودجه اي را براي پخش غيرمستقيم برنامه ها و آزادي مطبوعات اختصاص دهد. هدف اصلي ما، حمايت از گسترش جمعي پخش اخبار از تلويزيون و راديوهاي غيردولتي و تجاري و آزادي مطبوعات در اروپاي شرقي و مركزي مي باشد. در سوم اكتبر 1990 دو آلمان مجددا متحد شدند. جنبه هاي دموكراتيك غرب، از جمله رسانه ها، سريعا به شرق منتقل شدند. شبكه هاي تلويزيوني و راديويي باهم مرتبط شدند. در اين كشور متحد، روزنامه هاي آلمان شرقي پيشين نيز بار ديگر توجه همگان را به خود جلب نمودند. اما در اروپاي شرقي و مركزي _ اتحاد جماهير شوروي پيشين، انتقال به سوي دموكراسي مخصوصا در نواحي كه دموكراسي هرگز وجود نداشته چندان آسان صورت نگرفته است. استفاده از مطبوعات آزاد، معياري را در اختيار ما مي گذارد تا بتوانيم تغييرات ايجاد شده در شرق را به سه گروه عمده دسته بندي كنيم، كه عبارتند از: رويدادهاي موفقيت آميزي چون استقلال رسانه ها و جوامع دموكراتيك لهستان، مجارستان و جمهوري چك. و پس از آن كشورهايي را خواهيم داشت كه در كنار برخي مشكلات براي يافتن شيوه هاي متفاوت ايجاد دموكراسي سخت تلاش مي كنند. كشورهايي مانند اسلواكي، روماني، بلغارستان، اوكراين و حتي خود روسيه. كشورهاي ديگري هم هستند كه دولت آشكارا و به شدت بر رسانه ها تسلط دارد از قبيل صربستان، بلاروس و بخش هاي مشابهي از قفقاز. ايالات متحده آمريكا هم چنان ميليون ها دلار براي كمك به استقلال رسانه ها مي پردازد. اين پول ها نه تنها خرج آموزش خبرنگاران مي شود، بلكه در جهت ترويج فلسفه بازار آزاد عقايد به كار گرفته مي شوند. شايد بهترين و جالبترين نتيجه گيري از اين مقاله، اين موضوع باشد كه: آزادي رسانه ها تنها به يك عامل محدود نمي شود، بلكه بستگي به اين دارد كه چگونه هر نسلي در هر ملتي آينده سياسي خود را مي سازد. آيا مايل است جامعه خود را باز و آزاد نگاه دارد و يا اينكه دوباره مي خواهد آن را تحت فشار قرار داده و آن را بسته و محدود نگاه دارد. پي نوشت: مايل: واحد 1 طول برابر با 1609 متر . فوت: واحد 2 طول برابر /30 48 با سانتي متر منبع: نيوزيم