Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811111-59850S1

Date of Document: 2003-01-31

نجات دنياي وحشي هدف موزه ها اكنون بسياري از دانشمندان با اين واقعيت روشن روبه رو شده اند كه تنها جمع آوري نمونه كافي نيست بلكه مي بايست كاري كرد تا تداوم حيات اين حشرات و گياهان تامين شود استفن كينزر ترجمه: زينب همتي كوه ها و تالابهاي مرتفع در شمال پرو طبيعتي خيره كننده از مجموعه متنوعي از گياهان و جانوران را تشكيل مي دهد. در چنين مناطقي انسان هاي كمي زندگي مي كنند بنابراين شانس آن وجود دارد تا طبيعت خود را نشان دهند. سكوت و آرامش تالابهاي مرتفع پرو سال پيش درهم ريخته شد. كمپاني هاي چوببري برنامه هاي گسترده اي را براي استفاده چوبهاي جنگل ها و تالابهاي مرتفع پرو اعلام كردند. طرفداران محيط زيست اعتراض كرده و بيان داشتند كه اين جنگل ها به زودي از ميان رفته و بدل به شهرك هايي مي شوند كه در آنها كارگران مستقر مي شوند. پژوهشگران موزه شيكاگو كه داراي سابقه اي يكصد ساله از تحقيقات در آمريكاي لاتين هستند در سال 2000 يك مسافرت سه هفته اي را در منطقه صورت دادند تا از آن طريق بتوانند ليست گونه هاي منطقه را فراهم كنند. آنها متوجه تنوع خيره كننده گياهان و جانوران منطقه شدند. اين پژوهشگران به سادگي سياهه اي از 28 گونه را به دست دادند كه تا قبل از آن براي جامعه علمي شناخته شده نبود. پژوهشگران ممكن است سنت هاي علمي را در سال ها ممارست خود در شناسايي گونه هاي گياهي و جانوري رعايت كرده باشند و نتايج كارهاي خود را در نشريات معتبر خارجي به چاپ رسانده باشند. تنها 6 ماه پس از بازديد پژوهشگران موزه شيكاگو دولت پرو يك گزارش كامل تهيه كرد. اين گزارش كه با همكاري طرفداران محلي محيط زيست فراهم شده بود توصيه مي كرد كه تمامي ناحيه مورد مطالعه مي بايست به صورت يك پارك ملي مورد محافظت قرار بگيرد. رئيس جمهور پرو والنتين پانياگوآ (Paniagua. V) در ماه مه سال 2001 با فرماني ايجاد اين پارك ملي را اعلام كرد. اين پروژه بخشي از برنامه موزه شيكاگو براي حفاظت باقيمانده محيطهاي طبيعي بوده است. دبرا موسكويتس (Moskovits. D) كه مسئول اين پروژه است مي گويد: ما از تمامي امكانات موزه استفاده مي كنيم تا دانش را به عمل تبديل كرده و از آن تاريخ، بخشي از باقيمانده دنياي وحشي را حفظ مي كنيم. او در ادامه مي گويد: ما به مناطق وحشي جهان مي رويم كه براي آنها ارزش حفاظتي فراواني قائل هستيم. شيوه جمع آوري اطلاعات ما از اين مناطق تغيير نكرده است ولي اكنون مي دانيم كه چگونه از اين اطلاعات استفاده كنيم. او معتقد است كه مسئولان محلي بسيار كنجكاو هستند تا اطلاعات جامعي در مورد طبيعت پيرامون خود دريافت كرده و توصيه هاي عملي را در مورد حفاظت آنها موسكويتس بشنوند مي گويد كه ما اطلاعات را به اشخاص مطمئن مي دهيم. اين اطلاعات هم در سطح محلي و هم در سطح جهاني قابل استفاده هستند. او مي گويد: ما طرفدار كنسرواسيون منابع طبيعي هستيم. ما صداي خود را به گوش افرادي مي رسانيم كه به دلايل مختلف قادر نيستند در دفاع از منافع و اهداف خود سخن بگويند. به جز موزه شيكاگو، موزه تاريخ طبيعي نيويورك نيز قادر است برنامه هاي قابل مقايسه اي براي حفاظت از دنياي وحش در اختيار مردم محلي قرار دهد. موزه ملي تاريخ طبيعي واشنگتن نيز در مقياس كوچك تري اقدام به حفاظت از طبيعت وحشي مي كند. موزه طبيعي شيكاگو نه به لحاظ تلاش هاي آن براي حفاظت از منابع طبيعي بلكه به لحاظ آنكه جايي براي يادگيري در مورد طبيعت است شناخته شده اين است موزه همچون ساير موزه ها داراي برنامه هايي است كه جمعيت تماشاچي را به خود جلب مي كند. از جمله اين برنامه ها مي توان به كاراكترهايي اشاره كرد كه از جنگ ستاره ها مايه گرفته يا اينكه عاشق موتور سيكلت است. چند ماه پيش موزه شيكاگو توانست يك مرافعه حقوقي را به نفع خود پايان دهد و از آن طريق حق ايجاد يك نمايش بد در مورد ژاكلين كندي (Kennedy. J) همسر رئيس جمهور مقتول آمريكا را برقرار كند. سوفيا سيسكل (Siskel. S) مدير برنامه هاي آموزشي موزه معتقد است كه شكايت هايي در مورد شيوه عمل آنها وجود داشته است. او مي گويد: توانسته است آنچه را كه مردم از او انتظار دارند برآورده كند. او معتقد است ما نمي توانيم نمايشگاهي براي باربي و بارني ايجاد كنيم. مردم براي گذراندن يك ساعت و نيم از وقت خود به موزه مي آيند و مي روند و من تصور نمي كنم كه مي بايست هميشه باب ميل آنها رفتار كنيم. زماني كه نمايشگاه به پايان رسيد تصميم گرفته شد كه يك موزه تاريخ طبيعي تاسيس شود تا بتوان در آنجا اشياي مورد نظر را به طور مداوم به نمايش اكنون گذارد موزه فيلد (Field Museam) داراي بودجه سالانه اي حدود 60 ميليون دلار است و 200 دانشمند را در استخدام خود علاوه دارد بر اين، برنامه هاي نمونه برداري به نقاط دورافتاده جهان را نيز هدايت مي كند. در تابستان گذشته موزه فيلد، محيط زيست كوبا را مورد بررسي قرار داد. يكي از اكولوژيست هايي كه رهبري گروه بررسي كننده را به عهده داشت مي گويد: در كوبا بخش هاي وسيعي وجود دارد كه شرايط طبيعي موجود در آنها دست نخورده باقي مانده است. برخي از اين مناطق در صورتي كه تغييرات جزيي در آنها داده شود بسيار پرجذبه خواهند بود. مسئولين موزه معتقدند اگر آنها بتوانند زودتر از كمپاني هاي مك دونالد و كنتاكي به كوبا برسند، بهتر است. بدون شك پربيننده ترين بخش موزه فيلد در شيكاگو، جايي است كه سو ( Sue) قرار دارد. سو، نام اسكلت كامل يك دايناسور موسوم به تيرانوساروس است. اين نام از كاشف اين دايناسور يعني خانم دكتر سو هندريكسون (Hendrickson. S) گرفته شده است. از سال كه 2000 اسكلت سو در سالن اصلي نمايشگاه موزه فيلد قرار گرفته است تعداد بازديدكنندگان سالانه /1 5 از ميليون نفر /2 3 به ميليون نفر افزايش يافته است. مسئولين موزه معتقدند كه بيش از 50 درصد از اين افزايش در تعداد بازديدكنندگان به خاطر اسكلت سو است. به جز سو، قفسه هاي موجود در موزه مجموعه بي نهايت متنوعي از نمونه هاي جانوري و اشياي ديگري دارد كه توجه گروه هاي متفاوتي از بازديدكنندگان را جلب مي كند. مجموعه نمونه هاي زيست شناسي و همچنين مصنوعات مردم شناسي اين موزه مشتمل بر 10 ميليون حشره 450 هزار پرنده 250 هزار ابزار ساخته شده توسط سرخ پوستان آمريكايي 36 هزار ابزار اسلحه و صنايع دستي از جزاير اقيانوس آرام و 23 هزار شيئي متعلق به چين است كه برخي از آنها 10 هزار سال قدمت دارند. موزه كه در حال حاضر دچار كمبود فضا شده است در حال گسترش در زير زمين است. يك پروژه بلندپروازانه براي افزايش سطح زيربنا و ساختن انبار و مراكز تحقيقاتي به وسعت 170 هزار فوت مربع در جريان علاوه است بر اين دو بخش بزرگ نمايشگاهي موزه قرار است به مدت 18 ماه تعطيل شوند تا فرصت كافي براي تزيين و ايجاد تغييرات جديد در آنها فراهم شود. پيش بيني مي شود كه هزينه لازم براي انجام اين پروژه ها 1 ميليون دلار باشد. پيش بيني مي شود كه اين پروژه تا سال 2004 به اتمام برسد. يكي ديگر از نمايشگاه هاي موزه كه طرفداران فراواني دارد قرار است بازسازي شود. اين بخش متعلق به فرهنگ هاي بومي آمريكاي جنوبي آزتك ها ( Aztec) و اينكان ها ( Incan) است. مك كارتر (Carter. Mc) كه از سال 1996 رياست موزه فيلد را به عهده داشته معتقد است كه برخي از قسمت هاي موزه به اندازه كافي جذبه ندارد و مي بايست دگرگوني هاي لازم در آنها داده شود. مك كارتر در يك مقاله كه سال جاري در نشريه معتبر علمي ساينس به چاپ رسيد نظرات خود را در مورد عملكردهاي نوين موزه ها در جهان توضيح داده است. او مي گويد: موزه هاي تاريخ طبيعي مي بايست هدف هاي حفاظت از محيط زيست را هدف هاي واقعي خود بدانند. دليل مك كارتر براي تغيير در استراتژي مديريت موزه اين واقعيت ساده است كه اگر دانش امر حفاظت از محيط زيست را به عهده بگيرد نتيجه آن مطلوبتر خواهد بود. او در عين حال ضرورت داشتن نمايشگاه هاي ويژه براي عموم را درك كرده و مي گويد كه چنين اقداماتي به ما كمك مي كند تا بتوانيم به طور علمي در مورد سرخپوستان مايا، آزتك ها، اسپانيايي ها و شرايط طبيعي محيطهايي صحبت كنيم كه اين افراد در آنها مي زيسته اند. ما پولي را كه به دست مي آوريم براي آگاهي مردم استفاده او مي كنيم معتقد است كه موزه ها مي توانند نقش فعال تري در جهت كمك به حفاظت از محيط زيست بازي كنند. اكنون بسياري از دانشمنداني كه بخش بزرگي از عمر خود را صرف مطالعه حشرات و گياهان كرده اند با اين واقعيت روشن روبه رو شده اند كه تنها جمع آوري نمونه كافي نيست، بلكه مي بايست كاري كرد تا تداوم حيات اين حشرات و گياهان تامين شود. به همين ترتيب در مورد مردم شناسان نيز كه خواهان حفاظت از سنت ها هستند مشاهده و آزمون آنها را كافي نمي دانند. دانشمندان علوم طبيعي خواهان آن هستند كه طبيعت مورد بررسي آنها باقي بماند. در سالن ورودي موزه فيلد شيكاگو در مقابل آسانسورها مك كارتر قفسه اي قرار داده است كه در آن يك گوريل آمپايه شده (تاكسيدرمي شده ) از كامرون وجود دارد. كارتر اين گوريل را از وقتي كه كودك مدرسه رو بوده مي شناخته است. نام اين گوريل، بوشمن (Bushman) است. مك كارتر مي گويد كه در هنگام كودكي او اين گوريل در باغ وحش لينكلن بوده و به واقع سمبل شيكاگو او بود مي گويد: من هميشه براي ديدن اين گوريل به باغ وحش مي رفتم و تصور مي كنم تاثيري كه اين حيوان بر من گذاشت سهم مهمي در هدايت علايق علمي من داشته است. ممكن است بوشمن سمبل موزه شيكاگو باشد وليكن بعد از آمدن سو اين سمبل تا حدودي به فراموشي سپرده شده است. مك كارتر مي خواهد بوشمن را در جايي قرار دهد تا بيشتر در معرض ديد عموم قرار بگيرد. چرا كه معتقد است به واقع بوشمن بايد همچنان سمبل موزه باقي بماند. Times NewYork The 5. Nov 2002