Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811111-59848S3

Date of Document: 2003-01-31

در مزاياي دانشي منفور حميدرضا ابك نگارش كتابهاي به اصطلاح عمومي (Popular) در حوزه علوم و فلسفه، برخلاف تصور بسياري افراد، مستلزم كسب مهارت هاي گوناگوني است. بسياري گمان مي كنند آنان كه كتابهاي عمومي فلسفي مي نويسند كساني هستند كه با هر كدام از مسائل فلسفي اندكي آشنا شده اند و از محضر هر كدام از مكاتب فلسفي، لحظه اي بهره برده اند. يا مثلا فكر مي كنند كه كافي است شما با كليات نظريه مثل افلاطون آشنا باشيد تا بتوانيد آن را به زباني ساده براي همگان بيان گاهي كنيد واقات هم استدلال مي كنند كه هر چه شخص بيشتر به عمق موضوع فلسفي مورد علاقه اش دست يافته باشد، كمتر مي تواند درباره آن موضوع به زبان عوام سخن بگويد. اما با ابراز تاسف و تالم بايد گفت نتيجه چنين ديدگاهي، دست يافتن به كاريكاتوري مضحك از فلسفه است كه نه گره از مشكل كسي مي گشايد و نه به كار دانشجو و پژوهنده اي مي آيد. دست اندركاران نگارش كتابهاي فلسفه عمومي موفق و متوليان انتشار نشرياتي در اين حوزه، متخصصاني هستند كه علاوه بر كسب مهارت در موضوع مورد مطالعه شان به هنرهاي ديگري نيز آراسته اند. آنان ويژگي هاي خاص مخاطبانشان را به خوبي درك كرده اند، با زواياي گوناگون زباني كه به آن مي نويسند آشنايي دارند و همچون روزنامه نگاري موفق از همه عواملي كه مي توانند در جلب توجه مخاطب و كشاندن او به ميانه ميدان يك بحث فلسفي موثر باشند، خبر دارند. كتاب مابعدالطبيعه پرورده دست يكي از اين افراد است. بروس آوني فيلسوف تحليلي معاصر متولد 1933 ميلادي است. او دكتراي فلسفه خود را از دانشگاه مينه سوتا اخذ كرده و در دوران تحصيلش شاگرد ويلفرد سلارز بزرگ بوده است. او پس از فارغ التحصيلي به تدريس در كالج آبرلين در پيتزبرگ پرداخته و در سال 1966 هم استاد فلسفه دانشگاه ماساچوست شده است. آوني از نگارش كتابش دو هدف عمده را دنبال مي كرده است. هدف اولش اين بوده كه بتواند پس از سال هاي سال تدريس مابعدالطبيعه حاصل تفكرات و تاملاتش را در يك رساله گرد آورد. اما آنچه كه باعث موفقيت كتاب آوني شده، هدف دوم اوست. او مي گويد من مي خواستم كتابي سامانمند درباره مابعدالطبيعه تاليف كنم كه هم براي خوانندگان عادي قابل فهم باشد و هم براي دانشجويان دوره متوسطه مابعدالطبيعه. كتاب مباني مابعدالطبيعه، كه انتشارات حكمت آن را منتشر كرده است، ترجمه پنج فصل اول كتاب مابعدالطبيعه بروس آوني است. آوني پس از آنكه ديدگاه ارسطو درباره مابعدالطبيعه را به عنوان اصلي ترين بنيانگذار اين شاخه از معرفت و تقسيم آن به سه شاخه را مطرح مي كند به اين مسئله مي پردازد كه اساسا مابعدالطبيعه به معناي علم به وجود بماهو وجود معنادار است يا خير. به همين دليل است كه آوني به تحليل نظر ارسطو در باب وجود و بررسي معاني مختلف واژه وجود مي پردازد. البته آوني به نظر ارسطو بسنده نمي كند و پس از تحليل نظر كواين درباره معناي وجود داشتن، با تكيه بر مقاله درباره آنچه وجود دارد اشاره اي نيز به رهيافت هاي پوزيتويستي در باب مابعدالطبيعه مي كند و نشان مي دهد كه برخلاف نظر آنان مابعدالطبيعه حداقل در كشورهاي انگليسي زبان هنوز هم حيات دارد و در تكاپوست. موضوع بعدي كتاب آوني هستي است. آوني در اين بخش با برتراند راسل آغاز مي كند و نشان مي دهد كه راسل نيز همچون ارسطو معاني مختلفي را به كاربردهاي متنوع واژه وجود دارد نسبت مي دهد. البته دليل توجه خاص آوني به راسل اين است كه به اعتقاد او آراي معاصر درباره هستي به شدت متاثر از راسل است. آوني نشان مي دهد كه راسل چگونه قادر مي شود با تكيه بر نظريه وصف هاي خاص گزاره هايي را كه به ظاهر راجع به هويت هاي مرموز هستند تبديل به گزاره هايي كند كه به آن هويت ها اشاره ندارند. بررسي موضوع هستي خواه ناخواه به مسئله كليات مي انجامد. آوني مي خواهد بررسي كند كه آيا در جهان ما علاوه بر جزئياتي مانند اين اسب و آن انسان و... كليات تحويل ناپذيري مثل خير هم وجود دارد يا نه. آوني در ابتدا مشهورترين مثال فلسفي در جهت اثبات كليات را كه همان نظريه مثل افلاطون است ذكر و بررسي مي كند و آن را نقد مي كند. اما او نظريه راسل در باب كليات را هم نمي پذيرد و دو اشكال اساسي فلسفي را بدان وارد پس مي داند از رد نظريه هاي مرسوم به كليات است كه آوني به بررسي براهيني مي پردازد كه بارها در تاييد واقعيت بنيادين ساير امور جزيي از قبيل قضايا، امكان ها مطرح شده اند. از آنجا كه آوني معتقد است بيشتر اين براهين مبني بر واقعيات مربوط به زبان هستند، از مسئله كليات آغاز مي كند و پس از آن براهين زبان شناختي براي انتزاعيات را مطرح و بررسي مي كند. اما نكته جالبي كه كتاب آوني را از ساير كتابهاي كلاسيك مابعدالطبيعه جدا مي كند اين است كه آوني اصلا به وجود و ماهيت امر متعالي نپرداخته است. او در مقدمه مي گويد براي اين كار دو دليل عمده داشته است. اول اينكه سطح كتابهاي عمومي درباره مابعدالطبيعه به گونه اي است كه موضوع متعالي را در برنمي گيرد و دليل دوم اينكه آوني خود را براي بحث درباره مسائل الاهيات واجد صلاحيت نمي داند. كتاب آوني مقدمه اي ارزشمند براي درك موضوع مابعدالطبيعه از منظر يك فيلسوف امروزي اميد است كه بقيه فصول كتاب نيز ترجمه و منتشر شوند.